از دانه تا سفره؛ معمای شیرین اقتصاد صنایع غذایی
علیرضا محمودی فرد؛ پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
هر روز صبح که قرص نان را برمیدارید، پشت آن دانهی گندم، یک امپراتوری پنهان است: اقتصاد صنایع غذایی. شاید باور نکنید اما صنعت غذا در بسیاری از کشورها، بزرگترین کارفرما و دومین رتبهی صادراتی را بعد از نفت و خودرو دارد؛ در ایران نیز حدود ۱۲ درصد اشتغال کشور، ۲۰ درصد ارزش افزودهی صنعتی و نزدیک به ۱۵ درصد صادرات غیرنفتی به این صنعت تعلق دارد؛ با این حال، این صنعتِ راهبردی، گویی در پیچوخم سیاستگذاریهای سردرگم گرفتار است؛ بیایید پای سفرهی تحلیلی این اقتصاد بنشینیم.
مشکل اول: نوسان ارزی و معمای مواد اولیه صنایع غذایی ایران وابستهی شدیدی به مواد اولیهی وارداتی دارد؛ از روغن خام و کنجالهی سویا تا برخی افزودنیها و بستهبندیهای پیشرفته؛ هر جهش نرخ ارز، تنها چند هفته بعد، خود را در قیمت ماکارونی، لبنیات و روغن خوراکی نشان میدهد؛ اما مشکل عمیقتر است: کارخانهدار نمیتواند شش ماه بعد برای تولید خود برنامه بریزد، چون نمیداند نرخ ارز چقدر خواهد بود؛ این «عدم قطعیت مزمن» بزرگتر از خود نوسان ارز به صنعت آسیب میزند؛ راه حل، نه تثبیت دستوری، که «مدیریت ریسک ارزی» از طریق ابزارهایی مثل قراردادهای سلف ارزی و صندوقهای تثبیت است.
مشکل دوم: نبرد با ضایعات خاموش
در ایران، حدود ۳۰ درصد مواد غذایی تولیدشده، قبل از رسیدن به دهان مصرفکننده، در زنجیره از مزرعه تا کارخانه تا انبار و فروشگاه، هدر میرود؛ این رقم در کشورهای پیشرفته زیر ۱۰ درصد است؛ ضایعات بهمعنای هدررفت آب، انرژی، سرمایه و کارگری است که برای تولید آن صرف شده است؛ هوشمندسازی زنجیره سرد (سرمایش در حمل و نقل و انبارداری)، بستهبندی متناسب با حجم خانوار (نه فقط خانوادهی پرجمعیت) و آموزش کشاورزان برای برداشت بهموقع، میتواند این ضایعات را تا نصف کاهش دهد؛ هر یک درصد کاهش ضایعات، معادل صدها میلیون دلار صرفهجویی ارزی است.
مشکل سوم: غفلت از برند و صادرات
ما در صنایع غذایی ایران، برندهای محبوب داخلی داریم (در مواد غذایی از دسته لبنیات، سوسیس و کالباس، رب و …) اما تعداد برندهای صادراتی موفق ما بهشدت کم است. چرا؟ زیرا برای صادرات مواد غذایی، باید استانداردهای سختگیرانهی بهداشتی (مانند اچایسیسیپی)، بستهبندی مقاوم برای حمل دریایی و مهمتر از همه، «ثبات طعم و کیفیت» در هر کارتن از محصول را تضمین کرد؛ بسیاری از کارخانههای ایرانی بهدلیل نداشتن خطوط تولید خودکار و کنترل کیفی مبتنیبر هوش مصنوعی، هنوز از این استانداردها فاصله دارند؛ اگر همین امروز سرمایهگذاری نکنیم، بازارهای همسایه (عراق، افغانستان، روسیه و کشورهای حاشیهی خلیج فارس) را به ترکیه و پاکستان خواهیم باخت.
فرصت طلایی: غذای حلال و سالم
جهان اسلام بیش از ۲ میلیارد جمعیت دارد و بازار غذاهای حلال حدود ۲ تریلیون دلار ارزش دارد؛ ایران با داشتن دانش فنی خوب در تولید لبنیات، شیرینی، شکلات، رب گوجه و کنسانتره میوه، میتواند قطب صادراتی این منطقه شود؛ اما شرط آن، رفع تحریمهای بانکی و حمل و نقل، بستهبندی مناسب، تبلیغات بینالمللی و اخذ گواهینامههای بینالمللی حلال (که متأسفانه برخی از آنها در اختیار رقبایی مثل مالزی و ترکیه است) میباشد.
راهکارهای فوری برای اقتصاد صنایع غذایی
۱. ایجاد صندوق بیمهی نهادههای اساسی: دولت بهجای تخصیص ارز ترجیحی بهصورت پراکنده، یک صندوق تثبیت ایجاد کند که در زمان جهش ارزی، مابهالتفاوت نرخ را به کارخانهداران واجدشرایط جبران کند.
۲. تشکیل کنسرسیوم بستهبندی صادراتی: با همکاری چند شرکت بزرگ، یک خط بستهبندی استاندارد یکپارچه برای محصولات صادراتی ایجاد شود تا هزینهی اخذ گواهیهای بینالمللی تقسیم شود.
۳. معافیت مالیاتی برای کاهش ضایعات: هر کارخانهای که بتواند ضایعات خود را سالانه ۵ درصد کاهش دهد، پنج درصد مالیات کمتری بپردازد.
۴. ایجاد بازار مشترک غذایی با همسایگان: کریدورهای سبز گمرکی برای کالاهای فاسدشدنی لبنی و گوشتی راهاندازی شود.
اقتصاد صنایع غذایی، اقتصاد «اعتماد» است. وقتی شما یک برند لبنی را میخرید، به زنجیرهی سرد، بهداشت دام، کیفیت خوراک دام و سلامت کارگر خط تولید آن اعتماد میکنید؛ برای اینکه این اعتماد از مرزها عبور کند و پشت هر بشقاب غذای ایرانی در قاهره یا اسلامآباد بنشیند، باید امروز انقلابِ هوشمندی، کاهش ضایعات و صادراتگرایی را شروع کنیم؛ از دانه تا سفره، راهی طولانی اما پربرکت است؛ بیایید آن را هوشمندانه بپیماییم.








