ساسان باقر پناه؛ کارشناس ارشد مالی و اقتصاد
در ماههای اخیر، یکی از مهمترین رفتارهایی که در بخشهای مختلف اقتصاد ایران دیده میشود، «تعویق» است؛ تعویق در خرید، سرمایهگذاری، استخدام، توسعه کسبوکار و حتی تصمیمگیریهای روزمره اقتصادی. گویی بخش بزرگی از اقتصاد، در وضعیت انتظار قرار گرفته است؛ انتظاری برای روشنتر شدن آینده.
در ظاهر، ممکن است این رفتار صرفاً ناشی از احتیاط تلقی شود، اما در ادبیات اقتصادی، تعویق گسترده تصمیمها معمولاً نشانه افزایش نااطمینانی و کاهش قابلیت پیشبینی در اقتصاد است. زمانی که فعال اقتصادی نتواند آینده بازار، هزینهها، نرخ ارز، سیاستها یا قدرت خرید را با اطمینان نسبی تحلیل کند، طبیعی است که تصمیمهای بلندمدت را به عقب بیندازد.
این رفتار فقط محدود به سرمایهگذاران بزرگ نیست. مصرفکننده خرید خود را عقب میاندازد، تولیدکننده توسعه را متوقف میکند، شرکتها استخدام را محدود میکنند و حتی بسیاری از فعالان اقتصادی ترجیح میدهند نقدینگی خود را حفظ کنند تا درگیر تصمیمهای پرریسک نشوند.
در نظریههای اقتصادی، سرمایهگذاری معمولاً زمانی اتفاق میافتد که فعال اقتصادی بتواند بازده آینده را تا حدی پیشبینی کند. جان مینارد کینز، اقتصاددان مشهور، سالها پیش تأکید کرده بود که انتظارات و فضای روانی اقتصاد، نقش مهمی در تصمیمگیری سرمایهگذاران دارد. به همین دلیل، در فضای نااطمینانی، رفتار اقتصادی از «توسعه» به سمت «حفظ بقا» حرکت میکند.
اقتصاد ایران امروز، تا حدی وارد همین وضعیت شده است. بسیاری از شرکتها، بهجای برنامهریزی برای توسعه، تمرکز خود را بر حفظ نقدینگی، کاهش ریسک و مدیریت هزینهها گذاشتهاند. در چنین شرایطی، حتی بنگاههایی که همچنان فعال هستند نیز الزاماً به معنای حضور در فاز رشد نیستند؛ بلکه در بسیاری موارد، صرفاً در حال عبور از دوره فشارند.
این تعویق گسترده، پیامدهای مهمی برای اقتصاد دارد. وقتی سرمایهگذاری عقب میافتد، تقاضا برای تولید کاهش پیدا میکند. وقتی مصرفکننده خرید را به تعویق میاندازد، گردش مالی بازار کندتر میشود. وقتی شرکتها استخدام را متوقف میکنند، بازار کار وارد رکود تدریجی میشود. به این ترتیب، «اقتصاد تعویق» بهمرور میتواند خود را در قالب کاهش رشد اقتصادی نشان دهد.
در این میان، مسئله فقط کمبود منابع مالی نیست؛ بلکه کاهش «اعتماد به آینده» است. اقتصاد، صرفاً با پول حرکت نمیکند؛ بلکه بخش مهمی از آن بر پایه انتظارات و تصویر فعالان اقتصادی از آینده شکل میگیرد. هرچه این تصویر مبهمتر باشد، تصمیمهای اقتصادی نیز کوتاهمدتتر و محافظهکارانهتر میشوند.
به همین دلیل، در بسیاری از کشورها، در دورههای نااطمینانی، مهمترین نقش دولتها فقط تزریق منابع مالی نیست؛ بلکه بازگرداندن قابلیت پیشبینی به اقتصاد است. سرمایهگذار و تولیدکننده باید احساس کنند که قواعد بازی، هر روز تغییر نمیکند و میتوان برای آینده برنامهریزی کرد.
در اقتصاد ایران نیز، شاید یکی از مهمترین نیازهای فعلی، کاهش فضای انتظار و بازگرداندن افق تصمیمگیری باشد. ثبات نسبی در سیاستهای اقتصادی، کاهش تصمیمات ناگهانی، شفافتر شدن مسیر سیاستگذاری و حمایت هدفمند از فعالیتهای مولد، میتواند بخشی از این فضای تعلیق را کاهش دهد.
در کنار این موارد، دولت میتواند از طریق چند اقدام عملی، بخشی از رفتار تعویقی در اقتصاد را کاهش دهد. نخست، کاهش فشار هزینهای بر بنگاهها از طریق مشوقهای مالیاتی و بیمهای هدفمند؛ زیرا بسیاری از شرکتها امروز نه به دلیل نبود بازار، بلکه به دلیل ترس از افزایش هزینههای آینده، تصمیمهای توسعهای را متوقف کردهاند.
دوم، تسهیل دسترسی به سرمایه در گردش و تأمین مالی قابل پیشبینی برای بنگاههای مولد است. در بسیاری از موارد، فعال اقتصادی زمانی وارد سرمایهگذاری میشود که بداند در میانه مسیر، دچار شوک نقدینگی نخواهد شد.
سوم، دولت میتواند از طریق پروژههای زیرساختی، ساختمانی و توسعهای، بخشی از تقاضای متوقفشده در اقتصاد را فعال کند. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده که در دورههای رکودی، فعال شدن پروژههای واقعی میتواند جریان سرمایه و اشتغال را دوباره به حرکت درآورد.
چهارم، کاهش پیچیدگیهای اداری و ایجاد ثبات بیشتر در مقررات است. اقتصاد، بیش از هر چیز، به «قواعد پایدار» واکنش نشان میدهد. هرچه تغییرات ناگهانی کمتر شود، تصمیمگیری اقتصادی نیز آسانتر خواهد شد.
در کنار سیاستگذاری، فضای رسانهای و اجتماعی نیز اهمیت دارد. زمانی که اخبار، تحلیلها و روایتهای عمومی دائماً بر نااطمینانی و بحران تأکید میکنند، رفتار محافظهکارانه در اقتصاد تشدید میشود. سرمایه، در فضای ابهام، بهجای حرکت، متوقف میشود و اقتصاد، بهجای توسعه، وارد فاز انتظار میشود.
واقعیت این است که هیچ اقتصادی با «تعویق دائمی» رشد نمیکند. توسعه زمانی اتفاق میافتد که فعال اقتصادی بتواند تصمیم بگیرد، ریسک معقول را بپذیرد و آینده را—حتی نسبی—قابل پیشبینی ببیند.
اقتصاد ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به بازگشت اعتماد، ثبات و قابلیت تصمیمگیری نیاز دارد؛ زیرا تا زمانی که همه منتظر بمانند، اقتصاد نیز در حالت انتظار باقی خواهد ماند.







