دلار: 188,215 تومان
یورو: 214,710 تومان
پوند انگلیس: 253,540 تومان
درهم امارات: 51,445 تومان
یوان چین: 27,760 تومان
دینار بحرین: 498,580 تومان
دینار کویت: 607,920 تومان
ریال عربستان: 50,041 تومان
دینار عراق: 143.3 تومان
لیر ترکیه: 4,000 تومان
ین ژاپن: 115,974 تومان
طلا 18 عیار: 18,251,100 تومان
انس طلا: 756,791,811.3 تومان
مثقال طلا: 79,249,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,392,100 تومان
طلا دست دوم: 18,050,311 تومان
نقره 925: 333,759 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 93,800,000 تومان
ربع سکه: 51,910,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 179,600,000 تومان
آلومینیوم: 593,607,524.2 تومان
مس: 2,557,568,938.2 تومان
سرب: 354,113,347.4 تومان
نیکل: 3,195,303,469.2 تومان
قلع: 9,971,818,915 تومان
روی: 664,916,541.2 تومان
گاز طبیعی: 536,600.9 تومان
بنزین: 638,557 تومان
نفت خام: 15,298,115.2 تومان
گازوییل: 221,762,441.6 تومان
نفت اپک: 15,695,248.8 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,215 تومان
یورو: 214,710 تومان
پوند انگلیس: 253,540 تومان
درهم امارات: 51,445 تومان
یوان چین: 27,760 تومان
دینار بحرین: 498,580 تومان
دینار کویت: 607,920 تومان
ریال عربستان: 50,041 تومان
دینار عراق: 143.3 تومان
لیر ترکیه: 4,000 تومان
ین ژاپن: 115,974 تومان
طلا 18 عیار: 18,251,100 تومان
انس طلا: 756,791,811.3 تومان
مثقال طلا: 79,249,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,392,100 تومان
طلا دست دوم: 18,050,311 تومان
نقره 925: 333,759 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 93,800,000 تومان
ربع سکه: 51,910,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 179,600,000 تومان
آلومینیوم: 593,607,524.2 تومان
مس: 2,557,568,938.2 تومان
سرب: 354,113,347.4 تومان
نیکل: 3,195,303,469.2 تومان
قلع: 9,971,818,915 تومان
روی: 664,916,541.2 تومان
گاز طبیعی: 536,600.9 تومان
بنزین: 638,557 تومان
نفت خام: 15,298,115.2 تومان
گازوییل: 221,762,441.6 تومان
نفت اپک: 15,695,248.8 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 060405247390
اقتصادبازارها و خدمات مالیتولید و بازرگانی

اقتصاد پس از بحران؛ نسخه‌ای برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط

ساسان باقرپناه

بحران‌ها فقط اقتصاد را تغییر نمی‌دهند؛ آن‌ها بسیاری از باورهای اقتصادی را نیز بازنویسی می‌کنند.

سال‌ها به مدیران کسب‌وکارها گفته می‌شد که موفقیت یعنی فروش بیشتر، سود بیشتر، هزینه کمتر و رشد سریع‌تر. کتاب‌های مدیریت، مشاوران کسب‌وکار و حتی بسیاری از سیاست‌های اقتصادی نیز بر همین مبنا طراحی شده بودند. بنگاهی موفق تلقی می‌شد که با کمترین هزینه، بیشترین بازدهی را ایجاد کند و هر سال نسبت به سال قبل بزرگ‌تر شود.

اما تجربه سال‌های اخیر و به‌ویژه رخدادهای اخیر منطقه، یک واقعیت مهم را آشکار کرد؛ در اقتصادهای پرریسک، همیشه کارآمدترین بنگاه‌ها موفق‌ترین بنگاه‌ها نیستند.

در اقتصاد باثبات، حذف هر هزینه اضافی یک مزیت محسوب می‌شود. موجودی انبار کمتر، نیروی انسانی کمتر، دارایی‌های راکد کمتر و تمرکز بر یک بازار مشخص، همگی می‌توانند سودآوری را افزایش دهند. اما همین منطق در اقتصادهای پرشوک گاهی نتیجه معکوس می‌دهد.

بنگاهی که تنها به یک بازار وابسته است، با از دست رفتن همان بازار دچار بحران می‌شود. شرکتی که تنها یک تأمین‌کننده دارد، با اختلال در همان زنجیره تأمین متوقف می‌شود. مجموعه‌ای که تمام منابع خود را صرف توسعه کرده و ذخیره‌ای برای روزهای سخت باقی نگذاشته است، ممکن است در نخستین شوک جدی با مشکل نقدینگی مواجه شود.

شاید مهم‌ترین درس اقتصاد ایران در سال‌های اخیر این باشد که بسیاری از آنچه دیروز «هزینه اضافی» تلقی می‌شد، امروز «سرمایه تاب‌آوری» محسوب می‌شود.

داشتن چند تأمین‌کننده هزینه است؛ اما توقف تولید هزینه بزرگ‌تری است.

نگهداری بخشی از منابع به صورت نقد هزینه دارد؛ اما نداشتن نقدینگی در شرایط بحرانی هزینه بیشتری دارد.

حضور در چند بازار مختلف دشوار است؛ اما وابستگی به یک بازار می‌تواند بسیار پرهزینه‌تر باشد.

اقتصاد ایران طی بیش از یک دهه گذشته بارها با شوک‌های مختلف مواجه شده است؛ از جهش‌های ارزی گرفته تا تحریم‌ها، اختلال در تجارت خارجی، محدودیت‌های مالی و تنش‌های منطقه‌ای. در چنین شرایطی، شاید زمان آن رسیده باشد که بنگاه‌های کوچک و متوسط نیز نگاه خود را به مفهوم موفقیت بازنگری کنند.

بخش بزرگی از ادبیات مدیریت در جهان بر مبنای اقتصادهای باثبات نوشته شده است؛ اقتصادهایی که در آن فعال اقتصادی می‌تواند با درجه نسبتاً بالایی از اطمینان برای چند سال آینده برنامه‌ریزی کند. اما در اقتصادی که متغیرهای سیاسی، منطقه‌ای، ارزی و تجاری به‌طور مداوم در حال تغییر هستند، صرفاً تکیه بر الگوهای سنتی رشد نمی‌تواند پاسخگو باشد.

نکته مهم این است که بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط در ایران هنوز با معیارهای اقتصادهای باثبات خود را ارزیابی می‌کنند. در چنین ارزیابی‌هایی، هر هزینه‌ای که مستقیماً به افزایش سود منجر نشود، هزینه‌ای غیرضروری تلقی می‌شود. اما در اقتصادهای پرریسک، بخشی از هزینه‌ها در واقع نوعی سرمایه‌گذاری برای کاهش آسیب‌پذیری آینده هستند. همان‌گونه که خرید بیمه در ظاهر هزینه است اما هنگام وقوع حادثه به یک دارایی ارزشمند تبدیل می‌شود، ایجاد ظرفیت‌های جایگزین نیز می‌تواند نقش مشابهی ایفا کند.

بسیاری از شرکت‌ها در سال‌های اخیر متوجه شدند که اتکا به یک مشتری بزرگ، یک تأمین‌کننده اصلی یا حتی یک مسیر مالی مشخص، تا چه اندازه می‌تواند خطرناک باشد. در شرایط عادی، این وابستگی‌ها ممکن است باعث کاهش هزینه‌ها و افزایش سود شوند، اما در زمان وقوع شوک، همین وابستگی‌ها به مهم‌ترین نقاط ضعف کسب‌وکار تبدیل می‌شوند. به همین دلیل، بخشی از سرمایه‌گذاری امروز باید صرف کاهش وابستگی‌ها و افزایش انعطاف‌پذیری شود.

از سوی دیگر، مفهوم رشد نیز نیازمند بازتعریف است. سال‌ها رشد با افزایش فروش، افزایش تعداد کارکنان یا گسترش فیزیکی شرکت‌ها سنجیده می‌شد. اما تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که رشد بدون تاب‌آوری لزوماً به معنای پیشرفت نیست. بنگاهی که در دوران رونق بزرگ می‌شود اما در نخستین شوک اقتصادی دچار بحران می‌شود، در واقع پایه‌های محکمی برای توسعه خود ایجاد نکرده است.

شاید به همین دلیل باشد که در بسیاری از شرکت‌های موفق جهان، مدیریت ریسک دیگر یک فعالیت جانبی محسوب نمی‌شود، بلکه بخشی از استراتژی اصلی کسب‌وکار است. مدیران این شرکت‌ها علاوه بر برنامه‌ریزی برای رشد، همواره برای سناریوهای نامطلوب نیز برنامه دارند. آن‌ها می‌دانند که آینده همیشه مطابق پیش‌بینی‌ها پیش نمی‌رود و بخشی از موفقیت بلندمدت، به آمادگی برای شرایط غیرمنتظره وابسته است.

نسخه اقتصاد پس از بحران برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، الزاماً توسعه سریع‌تر نیست؛ مقاوم‌تر شدن است.

امروز شاید مهم‌ترین سرمایه‌گذاری یک بنگاه، خرید تجهیزات جدید یا افزایش متراژ دفتر کار نباشد. شاید مهم‌ترین سرمایه‌گذاری، ایجاد گزینه‌های جایگزین باشد؛ بازار جایگزین، تأمین‌کننده جایگزین، مسیر مالی جایگزین و حتی سناریوهای جایگزین برای اداره کسب‌وکار.

در ادبیات نوین اقتصاد، مفهوم مهمی به نام «اختیار استراتژیک» وجود دارد. به زبان ساده، اختیار استراتژیک یعنی شرکت خود را به یک مسیر محدود نکند. بنگاهی که تنها یک راه پیش روی خود دارد، در برابر شوک‌ها آسیب‌پذیرتر است. اما بنگاهی که گزینه‌های متعددی در اختیار دارد، حتی اگر بخشی از آن گزینه‌ها هرگز مورد استفاده قرار نگیرند، از امنیت بیشتری برخوردار خواهد بود.

شاید مهم‌ترین تفاوت میان کسب‌وکارهای موفق آینده و کسب‌وکارهای موفق گذشته در همین نکته باشد. در گذشته مزیت رقابتی بیشتر بر پایه مقیاس، سرمایه و بهره‌وری تعریف می‌شد؛ اما در آینده، سرعت انطباق با تغییرات نیز به همان اندازه اهمیت خواهد داشت. شرکتی که بتواند سریع‌تر از دیگران خود را با شرایط جدید تطبیق دهد، حتی اگر کوچک‌تر باشد، شانس بیشتری برای بقا و رشد خواهد داشت.

اقتصاد ایران احتمالاً در سال‌های آینده نیز با درجاتی از عدم قطعیت و تغییرات سریع مواجه خواهد بود. در چنین فضایی، برنده نهایی الزاماً شرکتی نیست که بیشترین منابع را در اختیار دارد؛ بلکه شرکتی است که بیشترین گزینه را برای مواجهه با آینده در اختیار دارد.

به همین دلیل، شاید مهم‌ترین تحول مدیریتی سال‌های آینده در ایران نه افزایش بهره‌وری، بلکه بازتعریف بهره‌وری باشد. بهره‌وری دیگر فقط به معنای کاهش هزینه نیست؛ به معنای ایجاد تعادل میان سودآوری و تاب‌آوری است.

اقتصاد آینده احتمالاً متعلق به شرکت‌هایی نخواهد بود که صرفاً بیشترین سود را ساخته‌اند. اقتصاد آینده متعلق به بنگاه‌هایی خواهد بود که در کنار سودآوری، توان بقا، انعطاف‌پذیری و قدرت تطبیق با شرایط غیرمنتظره را نیز در خود تقویت کرده‌اند.

بحران‌ها روزی به پایان می‌رسند، اما درس‌هایی که از آن‌ها گرفته می‌شود می‌تواند سرنوشت سال‌های بعد را تعیین کند. شاید مهم‌ترین درس امروز برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط این باشد که در اقتصاد پرریسک، بقا یک اتفاق نیست؛ یک استراتژی است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا