مرتضی ایراندوست
در هزاره جدید افراد به طور فزایندهای دچار بدبینی شده اند. مخصوصاً محیطهای شرکتهای بزرگ مملو از رسوایی، بی اعتمادی و رفتارهای فرصت طلبانه است. این نگرش منفی در بسیاری از سازمانها نفوذ کرده است.
دلیل اصلی بسیاری از پیامدهای نامطلوب و منفی سازمان و یکی از موضوعات مشکل ساز در محل کار میباشد. در بهره وری سازمانی امروزه در کنار مسائلی مانند کمبود سرمایه انسانی و رقابت جهانی، موضوع بدبینی سازمانی و نقش آن در سازمان یکی از موضوعات مشکل ساز در محل کار است که باعث ایجاد فاصلۀ روانی بین کارکنان و سازمانشان گردیده و اثار زیانباری برکارایی سازمان و رضایت شغلی کارکنان دارد.
بدبینی میتواند بعنوان تردید و فکر بدبینانه در مورد دیگران توصیف شود. کارکنان بدبین می توانند کل سازمان را تحت تأثیر قرار داده و مانع رسیدن سازمان به اهداف خود شوند. کارکنان بدبین بر این باورند که همکارانشان، خودخواه و خودمحور هستند.
بدبينی، نگرشی است که وقایع مرتبط با ناامیدی و افکار بدبینانه در مورد ایده های بیان نشده را توصیف می کند.
در واقع میتوان گفت بدبينی، شکلی از دفاع شخصی است برای غلبه بر افکار و احساسات ناخوشایند ناامیدی در مورد اقداماتی که توسط سازمان و مدیریت انجام میشود و پاسخ مهمی است که مفاهیم عمیقی برای فرد و سازمان دارد.
سازمانها به منظور ارتقاء کیفیت نیروی انسانی، ضروری است که به نگرشهای کارکنان خود توجه نشان دهند. نگرشها میتواند مثبت یا منفی باشد، و علل و آثار متعددی به همراه بیاورد. یکی از مهمترین نگرشهای کارکنان، بدبینی سازمانی است.
بدبینی در مفهوم سازمانی، بدگمانی است که بین تعداد زیادی از کارکنان وجود دارد.و نتیجه باور کارکنان سازمانی است که فاقد صداقت است. و در چنین سازمانی انتظارات اخلاقی،عدالت و صداقت مورد توجه قرار نمیگیرد.بدبینی سازمانی یک مفهوم جدید در رفتارسازمانی و روانشناسی سازمانی است که توجه نظریهپردازان سازمانی را به خود جلب نموده است.بدبینی سازمانی تاریخچهای از تجربیات اجتماعی اشخاص است که تحت تاثیر عوامل محیطی مستعد تغییر هستند.
همچنین به عنوان نگرش کاری منفی و نه یک ویژگی شخصیتی ثابت شناخته میشود. بدبینی سازمانی حالتی فردی نسبت به سازمان است و هر لحظه ممکن است تغییر کند و اعتقاد بر این است که توسعه ان بوسیله وضعیتها یا حالتهای خاص تسهیل میشود.
بدبینی سازمانی نگرشی است که از ناامیدی، ناکامی، و سرخوردگی شکل گرفته و با تحقیر، نفرت، و بی اعتمادی مرتبط است. در واقع بدبینی اشاره به نگرش منفی کارمند به سازمانش دارد.
باور اصلی در این است که اصول صداقت، عدالت و درستکاری قربانی منافع شخصی رهبری و منجر به اقداماتی بر پایه انگیزههای پنهانی و فریبکاری شده است.
در واقع، بسياري از سازمانها شامل کارکناني با نگرش هاي بدبينانه هستند وآگاهي از واکنش هاي کارکنان به بدبيني سازماني به منظور درک اهميت آن و اقدام جهت کاهش بدبيني سازماني و کاهش اثرات سازماني و شغلي آن، لازم و ضروری است.
اگر کارکنان به سازمان بدبين شوند، موجب مضرات بسياري براي سازمان ميشود و عملکرد مطلوب سازمان را با مشکل مواجه مي سازد. بدبيني کارکنان به سازمان باعث مي شود که مشارکت کارکنان در تصميم گيري ها و فعاليت های سازمان کاهش يابد، زيرا به نيات و برنامه هاي سازمان و مديريت اعتماد و اعتقاد ندارند.در نتيجه تعهدي به اهداف سازمان نيز نخواهند داشت.
بي تعهدي کارکنان به اهداف سازمان نيز باعث ميشود کارکنان نه تنها تلاش مازاد بر وظيفه در جهت رسيدن به اهداف سازماني از خود نشان ندهند بلکه وظايف رسمي و سازماني خود را نيز به نحو مطلوبي انجام ندهند.
اين موضوع منجر به عدم کارآيي و عدم اثربخشي سازمان ميشود. اساسا کارکنان بدبین انجام امور را برای خود سخت میگیرند و اگر بدبینی گستردهای درباره تغییر در یک سازمان خاص وجود داشته باشد حتی احتمال دارد صادقانهترین و ماهرانهترین تلاشها در جهت تغییر سازمانی درپی شیوع بدبینی ممانعت به عمل اید.
همچنين بدبيني کارکنان به سازمان، موجب مي شود تا کارکنان تبليغات شفاهي منفي نيز عليه سازمان انجام دهند و به شهرت و اعتبار سازمان نزد عموم بويژه مشتريان ضربه وارد کنند. بدبيني به سازمان کارکنان را وادار مي سازد تا در صورت يافتن گزينه شغلي مناسب، سازمان را ترک نمايند و اين در موارد کارکنان متخصص و ماهر، براي سازمان بسيار هزينه زا خواهد بود.
به طور کلی بدبینی سازمانی از سه بعد تشکیل شده است: نخست،باور به اینکه سازمان صداقت ندارد، دوم،احساس منفی به سازمان، سوم،گرایش به نشان دادن رفتارهای تحقیرامیز و بدخواهانه نسبت به سازمان که مطابق با این باورها و احساسات منفی هستند.
مفهوم کلیدی بدبینی سازمانی باور به این نکته است دارای درستی و امانت نیست. کارکنانی که به محلهای کاری خود بدبین هستند به مدیران خود اعتماد ندارند و همچنین در مورد حقایقی که مدیریت به انها میگوید شک دارند و بر این باورند که مدیریت از انها سوء استفاده میکند بنابراین انها اعتماد خود نسبت به کارشان را از دست می دهند.
با شکل گیری فضای بدبینانه و مسموم در سازمان، بدبینی سازمانی منجر به پیامدهایی مثل بی تفاوتی و بی علاقگی، کاهش تعهد سازمانی، غیبت یا ترک شغلی و رفتارهای کاری مخرب میشود. بدین ترتیب، برای پی بردن به نوع فضای حاکم بر سازمان، میبایست مدیران از نگرش مثبت یا منفی کارکنان خود آگاهی داشته باشند و نگرش کلی حاکم بر سازمان را نیز تشخیص دهند.
در بعضی مواقع فقط تعداد خاصی از کارکنان به بدبینی سازمانی دچار هستند ولی گاهی اوقات نیز این نگرش تسری می یابد و سازمان را در بر میگیرد. بنابراین، مدیران با اعمال سیاست های لازم میتوانند به بهبود نگرش های منفی و تخریب کننده در سازمان کمک کنند.






