بهخاطر یکمشت اضطراب
راضیه حسینی
نتیجه یک بررسی روانشناسی: «تهران بیشترین مردم مضطرب را دارد/ شهروندان پر اضطراب تمایل به درمان ندارند.»
این عدم تمایل هم حتماً هیچ ربطی به قیمت درمان و تعرفههای روانشناسان و روانپزشکان ندارد، فقط بهخاطر اینکه دلشان نمیخواهد نمیروند. حتماً فکر میکنند اگر بروند به آنها انگ دیوانه بودن میزنند و این حرفها.
یکطوری دربارهی عدم تمایل مردم میگویند انگار سر هر محله یک روانشناس وجود دارد و صبح به صبح میز و دفتردستک خود را نبش کوچه میگذارد، یک بنر بزرگ هم کنار خود میزند که «خدمات روانشناسی در این محل رایگان است» ولی مردم، بیتفاوت به او، از کنارش رد میشوند و همانطور مضطرب و نگران به زندگی ادامه میدهند. اصلاً دلشان نمیخواهد این اضطراب را از خودشان دور کنند، به آن عادت کردهاند و وابسته شدهاند. هر روز صبح وقتی از خواب برمیخیزند اول مطمئن میشوند که اضطراب کنارشان هست یا نه. شببهشب هم در آغوش اضطراب به خواب میروند.
بعضی در بیوی تلگرام و اینستاگرام و… نوشتهاند «جاست اضطراب» «فور اور ویت اضطراب» یا «بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود اضطراب» حتی عکس پروفایلشان هم چهرهی مضطرب و نگرانشان است در پسزمینهای سیاه و غبارآلود!
مردم به حدی این حس را دوست دارند که هر روز بیست و چهار بار اخبار را چک میکنند تا بیشتر از قبل نگران شوند. باتوجهبه اینکه میدانند همه چیز در حال گرانشدن است، باز به فروشگاهها میروند و با دیدن قیمتها یک دل سیر مضطرب میشوند و ذوق میکنند. با خبر جنگ که دیگر کیفشان کوک میشود و در دریای اضطراب شیرجه میزنند.
به نظرمان حالا که دربارهی اضطراب و عدم تمایل مردم به درمان آگاهی پیدا کردید، بروید سراغ باقی نظرسنجیها. مثلاً چند درصد مردم گوشت نمیخورند و چند درصد از این درصد، اصلاً تمایلی به خرید گوشت ندارند، یا سفر نمیروند و اصلاً از مسافرت متنفر هستند، مخصوصاً با هواپیما! چند درصد مدتهاست هیچ تفریحی نداشتهاند، حتی یک رستوران هم نرفتهاند و چند درصد از اینها تمایلی به تفریحات ندارند و اصلاً از رستوران حالشان به هم میخورد.
هیچکدام از این عدم تمایلها هم کوچکترین ربطی به گرانیها ندارد، مردم مرض دارند!
