دلار: 266,900 تومان
یورو: 300,680 تومان
پوند انگلیس: 355,050 تومان
درهم امارات: 73,063 تومان
یوان چین: 40,060 تومان
دینار بحرین: 709,450 تومان
دینار کویت: 861,870 تومان
ریال عربستان: 71,291 تومان
دینار عراق: 172.6 تومان
لیر ترکیه: 5,400 تومان
ین ژاپن: 170,090 تومان
طلا 18 عیار: 26,314,700 تومان
انس طلا: 1,108,889,430 تومان
مثقال طلا: 113,729,000 تومان
طلا 24 عیار: 35,004,900 تومان
طلا دست دوم: 25,904,828 تومان
نقره 925: 479,349 تومان
سکه گرمی: 38,000,000 تومان
نیم سکه: 142,050,000 تومان
ربع سکه: 76,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 260,070,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,464,037,400 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 25,405,677.2 تومان
گازوییل: 390,768,289.9 تومان
نفت اپک: 29,786,040 تومان
دلار: 266,900 تومان
یورو: 300,680 تومان
پوند انگلیس: 355,050 تومان
درهم امارات: 73,063 تومان
یوان چین: 40,060 تومان
دینار بحرین: 709,450 تومان
دینار کویت: 861,870 تومان
ریال عربستان: 71,291 تومان
دینار عراق: 172.6 تومان
لیر ترکیه: 5,400 تومان
ین ژاپن: 170,090 تومان
طلا 18 عیار: 26,314,700 تومان
انس طلا: 1,108,889,430 تومان
مثقال طلا: 113,729,000 تومان
طلا 24 عیار: 35,004,900 تومان
طلا دست دوم: 25,904,828 تومان
نقره 925: 479,349 تومان
سکه گرمی: 38,000,000 تومان
نیم سکه: 142,050,000 تومان
ربع سکه: 76,670,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 260,070,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,464,037,400 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 25,405,677.2 تومان
گازوییل: 390,768,289.9 تومان
نفت اپک: 29,786,040 تومان
  کد خبر: 240705256935
آموزشتاب آوریجامعه و فرهنگ

تاب‌آوری از تبار اقدام است

تاب‌آوری از تبار اقدام است

به بیان بنیانگذار خانه تاب آوری دکتر محمدرضا مقدسی بازخوانی مفهوم تاب‌آوری در ادبیات علمی و اجتماعی معاصر نشان می‌دهد که این سازه روان‌شناختی برخلاف تلقی‌های عامیانه، هرگز به معنای تحمل منفعلانه یا تسلیم در برابر شرایط نیست، بلکه پدیده‌ای برخاسته از عاملیت، تصمیم‌گیری و کنش‌گری هدفمند است.

بسیاری از مفاهیم بنیادین در علوم رفتاری و اجتماعی، با گذشت زمان و به واسطه تکرار در گفتمان‌های عمومی، دچار نوعی تقلیل‌گرایی مفهومی یا بدفهمی ساختاری می‌شوند. مفهوم تاب‌آوری نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. در تلقی عامیانه، تاب‌آوری غالباً به معنای تحمل منفعلانه، بردباری بی‌ثمر، نظاره‌گری در برابر ناملایمات، یا امیدواری انتزاعی به گذر زمان تعبیر می‌شود؛ نوعی تسلیم پوشیده در لفاف صبوری که فرد را در موضع یک مفعولِ بی‌اثر در برابر جبر رویدادها قرار می‌دهد. اما بازخوانی دقیق این مفهوم در تلاقی نظریه‌های نوین روان‌شناختی، علوم اعصاب و جامعه‌شناسی معاصر نشان می‌دهد که چنین برداشتی نه‌تنها ناقص است، بلکه با ماهیت تحولی آن در تضاد قرار دارد. تاب‌آوری هرگز یک ویژگی ایستای شخصیتی، یک صفت ژنتیکیِ دست‌نیافتنی، یا یک رویکرد پناهنده به انفعال نیست. تاب‌آوری سازه‌ای است پویا، فرایندی است زنده، و فراتر از همه، هویتی است که تار و پود آن با اراده و عمل درآمیخته است؛ به بیانی روشن و قاطع، تاب‌آوری از تبار اقدام است.

حرکت از رنج به سوی سازگاری کارآمد و رشد پس از آسیب، بدون عاملیت ممکن نیست. زمانی که انسان با بحران، فقدان، شکست، یا فشارهای سهمگین زیست‌محیطی و اجتماعی مواجه می‌شود، ذهن تمایل دارد در چرخه ارزیابی‌های تکراری و اضطراب ناشی از نااطمینانی متوقف بماند. آنچه این مدار بسته را در هم می‌شکند، اراده معطوف به حرکت است. تاب‌آوری دقیقاً در نقطه تلاقی فهم بحران و گام برداشتن به سمت مداخله متولد می‌شود. اگر اراده به تغییر و کنش هدفمند از معادله تاب‌آوری حذف شود، آنچه باقی می‌ماند چیزی جز درماندگی آموخته‌شده یا سازش‌ناپذیری آسیب‌زا نخواهد بود. کنشگری تاب‌آورانه یعنی به‌رسمیت شناختن دردهای حاصل از زیست واقعی، هم‌زمان با برداشتن نخستین گامِ عملی، هرچند کوچک، برای بازتعریف و ترمیم شرایط موجود.

در ساختار روان‌شناختی انسان، مفهوم عاملیت فردی ستون فقرات تاب‌آوری را تشکیل می‌دهد. عاملیت به این معناست که انسان باور دارد بر مسیر زندگی، تصمیم‌ها، و پیامدهای رفتاری خود کنترلی نسبی و مؤثر دارد. وقتی فردی باور داشته باشد که اقداماتش می‌توانند تفاوت معناداری ایجاد کنند، در برابر تلاطم‌ها به حالت فلج رفتاری دچار نمی‌شود. تبارِ تاب‌آوری از سنخ عمل است، زیرا باور به خودکارآمدی تنها زمانی از ساحت یک مفهوم ذهنی عبور می‌کند و در ژرفای شخصیت نهادینه می‌شود که در میدان رفتار محک بخورد. انسانی که با تکیه بر تحلیل منطقی موقعیت، دست به عمل می‌زند و اثر گام‌های خویش را مشاهده می‌کند، مدارهای بازخورد عصبی جدیدی را فعال می‌سازد که به افزایش ظرفیت سازگاری و کاهش ترشح هورمون‌های ناشی از استرس مزمن منجر می‌شوند. در واقع، تاب‌آوری پدیده‌ای نیست که فرد پیش از بحران به عنوان یک توشه کامل در اختیار داشته باشد، بلکه دارایی ارزشمندی است که در حین دست‌وپنجه نرم کردنِ فعالانه با مسأله، از طریق حل مسئله و تصمیم‌گیری‌های شجاعانه ساخته می‌شود.

تمایز بنیادین میان تاب‌آوری واقعی و مقاومت صلب و شکننده، دقیقاً در عنصر عمل‌گرایی منعطف نمایان می‌شود. مقاومتِ خشک و ایستا می‌کوشد شرایط بیرونی را انکار کند یا بدون تغییر استراتژی، ضربات ناشی از بحران را بدون حرکت تحمل نماید؛ چنین رویکردی شبیه به درختی کهنسال اما بی‌انعطاف است که در برابر تندبادهای سهمگین سرانجام از ریشه کنده می‌شود یا شاخه‌هایش می‌شکند. در نقطه مقابل، تاب‌آوری از جنس انعطاف‌پذیری فعال است. این انعطاف‌پذیری از طریق تطبیق مداوم رفتار با مقتضیات جدید آشکار می‌شود؛ روندی که نیازمند تصمیم‌گیری‌های مستمر، آموختن مهارت‌های تازه، و رها کردن راه‌حل‌های ناکارآمد گذشته است. همه این مراحل ذیل عنوان اقدام معنادار تعریف می‌شوند. هنگامی که یک راه بسته است، فرد تاب‌آور در ایستگاه حسرت متوقف نمی‌شود، بلکه دست به آزمودن مسیرهای نو، بازسازی استراتژی‌های زیستی، و بازتنظیم اولویت‌ها می‌زند.

اگر از منظر فردی فراتر برویم و به زیست‌بوم‌های اجتماعی، خانوادگی و سازمانی بنگریم، تبار عمل‌گرای تاب‌آوری وضوحی دوچندان می‌یابد. هیچ جامعه‌ای با انشای بیانیه‌های اخلاقی یا ابراز تأسف جمعی تاب‌آور نشده است. تاب‌آوری اجتماعی در قالب ساخت شبکه‌های همبستگی، تقویت سرمایه اجتماعی، تسهیل گفت‌وگوی بین‌نسلی، و مشارکت فعالانه شهروندان در سامان‌بخشی به محلات تجلی می‌یابد. وقتی جامعه‌ای در معرض شوک‌های اقتصادی، بلایای طبیعی، یا بحران‌های سلامت عمومی قرار می‌گیرد، جوامعی دوام می‌آورند و شکوفا می‌شوند که به سرعت ساختارهای واکنشی خود را به سازمان‌دهی‌های کنش‌محور تبدیل کنند. در این جوامع، افراد به جای انتظار برای ظهور نجات‌دهنده‌ای بیرونی، دست‌به‌کار می‌شوند و از منابع موجود برای کاهش آلام جمعی و بازسازی بافت آسیب‌دیده بهره می‌گیرند. اقدام جمعی در ساحت تاب‌آوری مدنی، بستری می‌سازد که در آن امید نه یک آرزوی منفعلانه، بلکه یک سوخت اجتماعی برای دگرگونی و تحول پایدار است.

در سطح خانواده نیز تاب‌آوری محصول بازتولید عادت‌ها و رفتارهای حمایتیِ روزمره است. خانواده تاب‌آور سیستمی نیست که در آن تعارض یا آسیب رخ ندهد، بلکه فضایی است که در آن اعضا با گفت‌وگو، بازتوزیع مسئولیت‌ها، اصلاح الگوهای ارتباطی، و ابراز فعالانه همدلی، در جهت حل بحران‌ها تلاش می‌کنند. این الگوها همگی از جنس رفتار و اقدام‌اند؛ رفتارهایی که نیازمند تمرین، آگاهی و استمرار هستند. کودکی که در چنین خانواده‌ای پرورش می‌یابد، درمی‌یابد که سختی‌ها پایانی بر آرامش نیستند، بلکه فرصتی برای بروز شایستگی‌های رفتاری و آموختن شیوه‌های جدید حل مسئله به شمار می‌روند. این آموزش از طریق مشاهده اقدام‌های والدینی که به جای انفعال، راه‌حل‌محور رفتار می‌کنند در ذهن کودک حک می‌شود.

یکی از آسیب‌های جدی در مسیر فهم و ترویج تاب‌آوری، ورود نگاه‌های زرد و تسکین‌بخش‌های سطحی به حوزه سلامت روان است. روان‌شناسی عامه‌پسند گاهی می‌کوشد تاب‌آوری را به تکرار جملات تأکیدی، تفکر مثبت افراطی، و چشم‌پوشی از واقعیت‌های تلخ تقلیل دهد. این رویکرد آسیب‌زننده نه‌تنها فرد را تاب‌آور نمی‌سازد، بلکه با ایجاد احساس گناه کاذب و القای این باور که ضعف‌های او ناشی از طرز فکر ناکافی است، حس درماندگی را در او تشدید می‌کند. تبار تاب‌آوری واقعی، نه در نادیده گرفتن تلخی‌ها، بلکه در پذیرش واقع‌گرایانه دشواری‌ها و مواجهه بی‌واسطه با آن‌هاست. انسان تاب‌آور درد را انکار نمی‌کند، سوگ را زیست می‌کند، ترس را می‌پذیرد، اما اجازه نمی‌دهد این احساسات مانع از حرکت او شوند. او از احساس به عنوان یک سیگنال هشداردهنده استفاده می‌کند تا اقدامات اصلاحی متناسب را طرح‌ریزی نماید؛ اقدامی که ریشه در واقعیت دارد و به سمت تغییر جهان عینی یا تغییر نحوه تعامل با آن هدایت می‌شود.

تاب‌آوری در ساحت اقدام، پیوندی ناگسستنی با مفهوم یادگیری مادام‌العمر و بازسازی معنایی دارد. ویکتور فرانکل به زیبایی نشان داد که یافتن معنا در رنج، جوهره زنده ماندن روانی انسان است. اما معنابخشی فرایندی صرفاً درونی و محصور در ذهن نیست؛ معنا از دل اعمال ما، ارتباطاتی که می‌سازیم، و آثاری که در جهان بر جای می‌گذاریم متولد می‌شود. هنگامی که فرد داغ‌دیده یا رنج‌کشیده، رنج خود را به انگیزه‌ای برای کمک به دیگری، تأسیس یک نهاد حمایتی، تولید اثری هنری، یا دفاع از حقی پایمال‌شده تبدیل می‌کند، تاب‌آوری را از یک سازوکار بقای ساده به سطحی از تعالی اگزیستانسیال ارتقا داده است. این استعلا مطلقاً از جنس عمل است؛ عملی که رنج را بازیافت می‌کند و از خاکستر آن ارزش‌های نوین انسانی می‌آفریند.

از جنبه فیزیولوژیک و عصب‌شناختی نیز اقدام و کنشگری اثرات مستقیمی بر پلاستیسیته مغزی و بهبودی پس از تروما دارد. ترومای روانی معمولاً سیستم عصبی خودمختار را در یکی از حالت‌های جنگ، گریز، یا انجماد قفل می‌کند. حالت انجماد همان انفعال مطلق است که در آن فرد توان حرکت را از دست می‌دهد. بازیابی سلامت روان و تقویت تاب‌آوری مستلزم شکستن این چرخه انجماد از طریق اقدام‌های معنادار فیزیکی، رفتاری و شناختی است. برداشتن گام‌های سنجیده، سازمان‌دهی مجدد کارهای روزمره، برقراری تماس‌های سازنده، و پرداختن به پروژه‌های شخصی یا اجتماعی، پیام ایمنی و بازیابی قدرت را به ساختارهای زیرکورتیکال مغز ارسال می‌کند. از این رو، هر گام عملی در جهت حل مسئله، یک مداخله بیولوژیکی مؤثر برای ترمیم سامانه‌های تنظیم هیجان در مغز محسوب می‌شود.

در ساحت مدیریت و رهبری بحران، سازمان‌ها و نهادهایی که بر تبار کنش‌گرایانه تاب‌آوری متکی هستند، رفتاری متمایز از سایرین از خود نشان می‌دهند. رهبری تاب‌آور به معنای صدور دستورات انفعالی یا حفظ وضعیت موجود به هر قیمتی نیست. یک سازمان تاب‌آور، سازمانی یادگیرنده و چابک است که خطرات را پیش‌بینی می‌کند، سناریوهای متعدد عمل را می‌آزماید، فرهنگ تسهیم اطلاعات را نهادینه می‌سازد، و امکان تصمیم‌گیری سریع و غیرمتمرکز را به اعضای خود می‌دهد. در این بستر سازمانی، تاب‌آوری یعنی آمادگی همیشگی برای تجدید ساختارها در پاسخ به تکانه‌های محیطی؛ فرایندی که بدون بازنگری در الگوهای رفتاری و اقدامات نوآورانه به هیچ وجه محقق نخواهد شد. سازمان‌هایی که در بحران‌ها متوقف می‌شوند و صرفاً به اقدامات انفعالیِ جبرانی روی می‌آورند، محکوم به فروپاشی هستند، در حالی که مجموعه‌های اقدام‌محور، بحران را به نقطه عطفی برای تحول راهبردی خود تبدیل می‌کنند.

باید به یاد داشت که اقدام در تاب‌آوری لزوماً به معنای انجام کارهای بزرگ، شگفت‌انگیز و قهرمانانه نیست. گاهی این نگرش قهرمان‌محور به تاب‌آوری، خود به مانعی در برابر عمل تبدیل می‌شود، زیرا افراد در موقعیت‌های استیصال ممکن است توان اجرای برنامه‌های عظیم را نداشته باشند. شجاعت در تاب‌آوری از دل خرده‌اقدام‌ها برمی‌خیزد؛ از تصمیم برای بیدار شدن در یک ساعت معین، از نوشتن احساسات روزانه، از درخواست کمک از یک متخصص، از خواندن یک صفحه کتاب برای آموختن مهارتی نو، یا از عذرخواهی و ترمیم یک رابطه آسیب‌دیده. قدرت تجمیعی این اقدامات به ظاهر کوچک است که به مرور زمان بنیانی مستحکم از استحکام روانی و توان انطباق‌پذیری پدید می‌آورد. استمرار در این خرده‌اقدام‌هاست که فرد را از جایگاه نظاره‌گر سرنوشت به مقام نویسنده داستان زندگی خود بدل می‌سازد.

برای تحقق عملی این نگاه، نیاز به بازتعریف آموزش‌های مهارتی در نظام‌های آموزشی و فرهنگی کشور داریم. اگر می‌خواهیم نسلی تاب‌آور تربیت کنیم، نباید صرفاً مفاهیم تئوریک را به آنان بیاموزیم، بلکه باید موقعیت‌هایی طراحی کنیم که در آن‌ها کودکان و نوجوانان حل تعارض، تفکر نقادانه، تاب‌آوری در برابر ناکامی، تصمیم‌گیری در شرایط ابهام، و فعالیت تیمی را در عمل تمرین کنند. مهارت تاب‌آوری مانند عضله‌ای است که بدون بارگذاری و تحرک تقویت نمی‌شود. رویارویی مدیریت‌شده با چالش‌ها و حمایت از فرد برای یافتن راهکارهای عملی، بستری است که در آن شایستگی‌های بنیادین شکل می‌گیرند. حفاظت افراطی از نسل جدید در برابر هرگونه چالش، سلب فرصت عمل از آنان و در نتیجه تضعیف توان تاب‌آوری طبیعی آن‌هاست.

در ساحت سلامت عمومی، پیشگیری و ارتقای بهداشت روان نیز مستلزم تغییر تمرکز از رویکردهای درمانی منفعل به سمت مداخله‌های اجتماع‌محور و ارتقادهنده کنشگری است. تاب‌آوری فراتر از فقدان آسیب‌شناسی روانی است؛ تاب‌آوری یعنی توانایی فعالانه برای بازآفرینی کیفیت زندگی پس از مواجهه با آسیب. این بازآفرینی در گرو آن است که فرد بتواند در ساختارهای اجتماعی مشارکت کند، نقش‌آفرینی مؤثر داشته باشد، و احساس کند که حضور و اقدامات او در جهانِ پیرامون پژواک دارد و دیده می‌شود. وقتی جامعه بسترهایی فراهم می‌سازد که افراد در تصمیم‌گیری‌های مربوط به زندگی خود شریک باشند و امکان کنشگری مدنی، اقتصادی و فرهنگی را بیابند، بنیان‌های تاب‌آوری جمعی به شکلی ساختارمند تحکیم می‌شود.

تاب‌آوری پیامی از جنس امید فعال است؛ امیدی که به معجزه بدون تلاش باور ندارد، بلکه معجزه را در بطن حرکت، یادگیری و پایداری می‌جوید. این باور که دشواری‌ها می‌توانند ساختارهای کهنه و ناکارآمد را دگرگون کنند و زمینه را برای رویش سطحی بالاتر از تعادل و تکامل مهیا سازند، تنها زمانی به ثمر می‌نشیند که با عزم رفتاری توأم باشد.

تاب‌آوری دعوتی است به ایستادن در میانه میدان، پرهیز از تماشاگر بودن، و پذیرش شجاعانه مسئولیت انتخاب‌ها و گام‌ها. انسانی که بر تبار اقدامی تاب‌آوری واقف است، منتظر آرام گرفتن طوفان نمی‌ماند؛ او در میانه طوفان قایق خود را هدایت می‌کند، پاروها را محکم به دست می‌گیرد و به سوی ساحل نجات حرکت می‌نماید.

در جمع‌بندی این واکاوی باید تصریح کرد که تقلیل تاب‌آوری به شکیبایی انفعالی، مصادره به مطلوبِ یکی از رهایی‌بخش‌ترین ظرفیت‌های وجودی انسان است. تاب‌آوری، بازتولیدِ اراده در متن شکست‌هاست؛ سازوکاری است زنده که با تصمیم‌گیری آغاز می‌شود، در آزمون و خطای رفتاری صیقل می‌خورد و با اصلاح مداوم مسیر تکامل می‌یابد. چه در مقیاس فردی که برای بهبود کیفیت روان خود تلاش می‌کند، چه در نهاد خانواده که برای بازسازی پیوندهای عاطفی می‌کوشد، و چه در جامعه‌ای که در پی احیای امید و پایداری در برابر ابرچالش‌های پیش روست، تاب‌آوری تنها از یک خاستگاه ریشه می‌گیرد و آن خاستگاه، کنشگری آگاهانه، شجاعانه و مستمر است. تاب‌آوری مفهومی در انتظار فردا نیست؛ تاب‌آوری حقیقتی است که در تصمیمِ امروز و گامِ اکنون تنفس می‌کند. به همین اعتبار، هر کس که به دنبال زیستنِ این فضیلت انسانی است، باید دریابد که این مسیر از وادیِ گفتار نمی‌گذرد، بلکه تماماً در قلمرو رفتار معنا پیدا می‌کند؛ چرا که تاب‌آوری بی‌چون‌وچرا از تبار اقدام است.

خاستگاه عملیاتی و نهادینه‌سازی ادبیات تاب‌آوری در ایران، با تأسیس خانه تاب‌آوری در سال ۱۳۹۴  وارد مرحله تازه‌ای از کنشگری ساختاریافته شد. این مجموعه از بدو پیدایش، رویکرد نظری محض را به کنار نهاده و با تکیه بر اصالتِ اقدام، ماموریت خود را بر بازتعریف تاب‌آوری از وادی شعار به عرصه مهارت‌آموزی، پژوهش کاربردی و مداخلات اجتماع‌محور معطوف ساخت.

خانه تاب‌آوری به عنوان یک مرجع تخصصی و رسانه پیشرو، فرآیند ترویج تاب‌آوری فردی، خانوادگی و اجتماعی را در بستر واقعیت‌های زیست‌بوم ایران دنبال کرده است. فعالیت‌های این نهاد در چارچوب برنامه‌های آموزشی، انتشار دیدگاه‌های تخصصی، ترجمه و تألیف متون مرجع، توانمندسازی سرمایه‌های انسانی و ایجاد فضایی برای تبادل دانش میان پژوهشگران و مروجان سلامت روان سامان یافته است.تمرکز اصلی این مجموعه همواره بر این اصل استوار بوده که گفتمان تاب‌آوری زمانی کارآمد می‌شود که به ابزارهای عینی برای حل مسئله در سطح نهادهای مدنی، خانواده‌ها و سازمان‌ها تبدیل گردد و از این طریق، ظرفیت انطباق‌پذیری جامعه را در مواجهه با چالش‌های گوناگون ارتقا بخشد. از سال ۱۳۹۴ با تأسیس خانه تاب‌آوری به عنوان مرجع تخصصی تاب آوری ایران، گامی جدی از وادی شعار به سمت مداخلات ساختاریافته و توسعه ادبیات تحقیق برداشته شده است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا