دلار: 193,700 تومان
یورو: 223,900 تومان
پوند انگلیس: 260,530 تومان
درهم امارات: 52,750 تومان
یوان چین: 28,840 تومان
دینار بحرین: 511,170 تومان
دینار کویت: 624,010 تومان
ریال عربستان: 51,588 تومان
دینار عراق: 136.7 تومان
لیر ترکیه: 4,090 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,168,000 تومان
انس طلا: 783,123,289 تومان
مثقال طلا: 81,003,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,930,400 تومان
طلا دست دوم: 18,448,686 تومان
نقره 925: 350,936 تومان
سکه گرمی: 27,500,000 تومان
نیم سکه: 95,500,000 تومان
ربع سکه: 53,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 184,200,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,649,238,600 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 532,093.9 تومان
بنزین: 603,220.5 تومان
نفت خام: 16,400,579 تومان
گازوییل: 232,195,938 تومان
نفت اپک: 17,121,143 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 193,700 تومان
یورو: 223,900 تومان
پوند انگلیس: 260,530 تومان
درهم امارات: 52,750 تومان
یوان چین: 28,840 تومان
دینار بحرین: 511,170 تومان
دینار کویت: 624,010 تومان
ریال عربستان: 51,588 تومان
دینار عراق: 136.7 تومان
لیر ترکیه: 4,090 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,168,000 تومان
انس طلا: 783,123,289 تومان
مثقال طلا: 81,003,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,930,400 تومان
طلا دست دوم: 18,448,686 تومان
نقره 925: 350,936 تومان
سکه گرمی: 27,500,000 تومان
نیم سکه: 95,500,000 تومان
ربع سکه: 53,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 184,200,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,649,238,600 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 532,093.9 تومان
بنزین: 603,220.5 تومان
نفت خام: 16,400,579 تومان
گازوییل: 232,195,938 تومان
نفت اپک: 17,121,143 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 110505249956
اخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیجامعه و فرهنگروزنامه

تاب‌آوری فرهنگی چگونه اثر پایک را شکست می‌دهد؟

رابطه‌ی «تاب‌آوری فرهنگی» و «اثر پایک» را می‌توان از مهم‌ترین پیوندها میان روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و تربیت دانست.

اگر بخواهیم ساده بگوییم، تاب‌آوری فرهنگی یعنی یک فرد، خانواده یا جامعه بتواند در برابر فشارها، بحران‌ها، تغییرات، تبعیض‌ها، شکست‌ها و تهدیدهای بیرونی، هویت، ارزش‌ها، امید و توان ادامه دادن خود را حفظ کند و حتی از دل دشواری‌ها، راهی برای رشد پیدا کند.

در مقابل، آنچه با نام «اثر پایک» شناخته می‌شود، بیشتر یک استعاره است تا یک اصطلاح رسمی علمی؛ استعاره‌ای از موجودی که پس از تجربه‌ی مکرر ناکامی، مانع‌خوردگی یا بی‌نتیجه بودن تلاش، کم‌کم دست از کوشش برمی‌دارد. این وضعیت از نظر مفهومی به درماندگی آموخته‌شده نزدیک است.

بنابراین، اگر تاب‌آوری فرهنگی را توان ایستادن و ادامه دادن بدانیم، اثر پایک نماینده‌ی نوعی فرسودگی، تسلیم و از دست رفتن حس اثرگذاری است.

به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، مشاور عالی ماموریت ملی تاب‌آوری فرهنگی هویت‌محور، شکست پایان هویت ما نیست؛ رنج بخشی از تاریخ ماست، نه پایان آن. تاب‌آوری فرهنگی یعنی چرخه درماندگی جمعی را بشکند و امید، کنش و بازسازی را دوباره زنده کند.

در سطح فرهنگی، انسان فقط با مشکلات فردی روبه‌رو نمی‌شود، بلکه درون یک شبکه‌ی بزرگ‌تر از معانی، باورها، زبان، رسوم، روابط اجتماعی و تجربیات تاریخی زندگی می‌کند. به همین دلیل، تاب‌آوری فرهنگی توان یک فرهنگ برای زنده ماندن، بازسازی و پاسخ دادن به فشارهاست. فرهنگی که تاب‌آور است، در برابر بحران‌هایی مثل جنگ، مهاجرت، فقر، دگرگونی‌های اجتماعی، تغییرات نسل‌ها یا حتی تحقیر و حذف هویتی، کاملاً فرو نمی‌پاشد.

چنین فرهنگی می‌تواند عناصر اصلی خود را حفظ کند، در عین حال شکل تازه‌ای از بقا و رشد پیدا کند. درست در همین نقطه است که اثر پایک اهمیت پیدا می‌کند، زیرا وقتی یک فرهنگ یا گروه انسانی بارها تجربه کند که تلاش برای تغییر، دیده شدن یا رشد نتیجه‌ای ندارد، ممکن است به سمت انفعال جمعی برود.

یعنی افراد کم‌کم باور کنند که «تلاش فایده ندارد»، «چیزی عوض نمی‌شود» یا «ما هر کاری کنیم باز همان نتیجه است». این همان حالتی است که شباهت زیادی به اثر پایک دارد.

برای فهم بهتر این رابطه، باید بدانیم که تاب‌آوری فرهنگی بر چند پایه استوار است.

نخست، هویت مشترک است.

وقتی یک گروه انسانی می‌داند کیست، از کجا آمده و چه ارزش‌هایی دارد، در برابر فشارهای بیرونی کمتر از هم می‌پاشد. دوم، حافظه‌ی جمعی است.

یعنی خاطره‌ی تاریخی از عبور از بحران‌های گذشته. جامعه‌ای که می‌داند پیش‌تر هم از سختی عبور کرده، در برابر بحران‌های جدید امید بیشتری دارد.

سوم، شبکه‌های حمایتی‌اند.

یعنی خانواده، همسایگی، نهادهای اجتماعی، آیین‌ها، زبان و نمادهایی که به مردم حس تعلق می‌دهند.

چهارم، معنا دادن به رنج است.

فرهنگ تاب‌آور رنج را فقط به عنوان شکست نمی‌بیند، بلکه آن را در چارچوبی از صبر، رشد، مسئولیت یا آینده‌ی بهتر تفسیر می‌کند.

وقتی این ارکان تضعیف شوند، زمینه برای اثر پایک بیشتر می‌شود، چون مردم حس می‌کنند که هیچ راهی برای تغییر وجود ندارد.

اثر پایک در سطح فرهنگی معمولاً به شکل‌های مستقیم و غیرمستقیم دیده می‌شود. در سطح مستقیم، یک گروه ممکن است پس از سال‌ها تجربه‌ ناکامی سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی، به این باور برسد که مشارکت بی‌فایده است. در این حالت، مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند، در فعالیت‌های جمعی کمتر حضور دارند، از مطالبه‌گری فاصله می‌گیرند و به نوعی بی‌اعتمادی مزمن دچار می‌شوند.

در سطح غیرمستقیم، اثر پایک می‌تواند در زبان روزمره، تربیت، مدرسه، رسانه و روابط خانوادگی هم دیده شود. وقتی کودکان و نوجوانان بارها بشنوند که «هیچ چیز درست نمی‌شود»، «از ما کاری ساخته نیست» یا «تلاش نکن، فایده ندارد»، این پیام‌ها به تدریج درونی می‌شوند و بخشی از فرهنگ روزمره را می‌سازند.

در چنین فضایی، تاب‌آوری فرهنگی آسیب می‌بیند، چون فرهنگ دیگر منبع نیرو و حرکت نیست، بلکه تبدیل به محلی برای بازتولید ناامیدی می‌شود.

اما رابطه‌ی این دو فقط رابطه‌ی تضاد نیست.

در حقیقت، تاب‌آوری فرهنگی می‌تواند پادزهر اثر پایک باشد.

وقتی یک جامعه یا گروه فرهنگی بتواند شکست‌ها را به معنای پایان راه تفسیر نکند، وقتی بتواند از تجربه‌های سخت درس بگیرد، و وقتی بتواند امید را از سطح شعار به سطح تجربه‌ی واقعی بیاورد، اثر پایک ضعیف می‌شود. برای مثال، اگر یک جامعه در برابر بحران‌های اقتصادی یا اجتماعی، روایت‌های جمعیِ امیدبخش و واقعی داشته باشد، اگر مردم ببینند که مشارکت آن‌ها هرچند کوچک، نتیجه‌ی ملموس دارد، و اگر نهادهای فرهنگی بتوانند حس کرامت و امکان را تقویت کنند، آن جامعه از انفعال فاصله می‌گیرد. در این شرایط، افراد می‌آموزند که هرچند همه چیز تحت کنترل آن‌ها نیست، اما رفتار و انتخاب‌شان بی‌اثر هم نیست. این همان نقطه‌ی مقابل اثر پایک است.

تاب‌آوری فرهنگی به‌ویژه در جوامعی اهمیت دارد که با فشارهای طولانی‌مدت روبه‌رو بوده‌اند.

در چنین جوامعی، اگر شکست‌ها و محرومیت‌ها زیاد تکرار شوند، خطر شکل‌گیری نوعی عادت به ناتوانی وجود دارد. انسان در برابر فشار مداوم، اگر حمایت، معنا و فرصت تجربه‌ی موفقیت نداشته باشد، ممکن است کم‌کم یاد بگیرد که عقب‌نشینی امن‌تر از کوشش است. این یادگیری فقط روانی نیست، بلکه فرهنگی هم می‌شود. یعنی نسل بعدی نیز همین پیام را از خانواده، محله و جامعه می‌گیرد. در اینجا اثر پایک از سطح فردی فراتر می‌رود و به یک الگوی اجتماعی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، صحبت از تاب‌آوری فرهنگی در واقع صحبت از شکستن چرخه‌ی درماندگی جمعی است.

یکی از مهم‌ترین عناصر تاب‌آوری فرهنگی، زبان است. زبان فقط ابزار ارتباط نیست، بلکه سازنده‌ی واقعیت اجتماعی است. اگر زبان یک فرهنگ پر از واژه‌هایی باشد که ناتوانی، بی‌فایدگی، تحقیر و شکست را تکرار می‌کنند، افراد آن فرهنگ نیز به‌تدریج همین احساس را درونی می‌کنند. اما اگر زبان، حتی در سخت‌ترین شرایط، امکان، تلاش، همبستگی و معنا را حفظ کند، تاب‌آوری تقویت می‌شود. به همین دلیل است که شعر، ادبیات، ضرب‌المثل‌ها، روایت‌های تاریخی و آیین‌های جمعی در تاب‌آوری فرهنگی نقش مهمی دارند.

این عناصر به مردم یادآوری می‌کنند که رنج، بخشی از تاریخ ماست، اما پایان تاریخ ما نیست.

در مقابل، زمانی که زبان عمومی جامعه به سوی ناامیدی، تمسخر تلاش و بی‌اعتنایی به کوشش حرکت کند، اثر پایک قوی‌تر می‌شود.

خانواده نیز در این رابطه نقش اساسی دارد.

تاب‌آوری فرهنگی از خانه آغاز می‌شود، زیرا خانواده اولین جایی است که کودک با مفاهیمی مانند امید، شکست، تلاش، همدلی و معنا آشنا می‌شود.

اگر خانواده بتواند به کودک یاد بدهد که خطا بخشی از زندگی است، که تلاش ارزش دارد، و که شکست موقتی است، آن کودک در آینده کمتر در دام اثر پایک می‌افتد. اما اگر خانواده خود در فضای بی‌اعتمادی، شکایت مداوم، تحقیر و احساس بی‌اثر بودن زندگی کند، این حس به کودک منتقل می‌شود. در نتیجه، تاب‌آوری فرهنگی بدون والدگری آگاه، آموزش مناسب و رابطه‌ی سالم درون خانواده شکل نمی‌گیرد. خانواده در واقع پل میان تجربه‌ی فردی و فرهنگ جمعی است.

مدرسه و آموزش نیز در این میان بسیار مهم‌اند. مدرسه یکی از مهم‌ترین فضاهای شکل‌گیری یا تضعیف تاب‌آوری فرهنگی است. اگر مدرسه‌ای فقط بر نمره، تنبیه، مقایسه و شکست تأکید کند، دانش‌آموز به‌تدریج یاد می‌گیرد که یا باید موفق باشد یا بی‌ارزش تلقی شود. چنین فضایی زمینه‌ی شکل‌گیری اثر پایک را بیشتر می‌کند، چون کودک یا نوجوان در برابر خطا احساس ناتوانی می‌کند. اما اگر مدرسه فرصت تجربه‌ی تدریجی موفقیت، همکاری، حل مسئله و مشارکت را فراهم کند، در واقع تاب‌آوری فرهنگی را تقویت می‌کند. در این حالت، دانش‌آموز می‌آموزد که عضوی مؤثر از یک جمع است و می‌تواند در ساختن آینده نقش داشته باشد.

رسانه‌ها نیز در شکل دادن به رابطه‌ی میان تاب‌آوری فرهنگی و اثر پایک بسیار اثرگذارند. رسانه‌ای که فقط بحران، شکست و ناامیدی را برجسته می‌کند، ممکن است حس درماندگی جمعی را تشدید کند. در مقابل، رسانه‌ای که بحران را پنهان نمی‌کند اما هم‌زمان نمونه‌های مقاومت، ابتکار، همبستگی و موفقیت‌های کوچک را نیز نشان می‌دهد، به تقویت تاب‌آوری کمک می‌کند. مردم نیاز دارند ببینند که هنوز می‌شود اثر گذاشت. اگر رسانه‌ها تنها تصویرِ بی‌راهی و درماندگی ارائه دهند، اثر پایک در سطح جمعی تقویت می‌شود. اما اگر تصویرِ دشواری همراه با امکان ارائه شود، امید اجتماعی زنده می‌ماند.

نکته‌ی مهم دیگر این است که تاب‌آوری فرهنگی به معنای انکار رنج نیست. گاهی تصور می‌شود که افراد تاب‌آور کسانی هستند که هیچ‌وقت ناراحت نمی‌شوند یا شکست را حس نمی‌کنند، در حالی که این تصور درست نیست. تاب‌آوری یعنی توان مواجهه‌ی سالم با رنج، نه حذف رنج. یک فرهنگ تاب‌آور می‌تواند از درد خود حرف بزند، زخم‌هایش را ببیند، از تجربیات تلخ درس بگیرد و در عین حال به آینده فکر کند. این توانایی دقیقاً در نقطه‌ی مقابل اثر پایک قرار دارد. اثر پایک معمولاً از جایی شروع می‌شود که رنج، به جای معنا پیدا کردن، به ناتوانی تبدیل می‌شود. وقتی رنج فقط تکرار شود و هیچ راهی برای فهم، بازسازی و اثرگذاری نباشد، تسلیم به‌تدریج عادی می‌شود.

از منظر هویتی نیز این دو مفهوم به هم مرتبط‌اند. تاب‌آوری فرهنگی نیازمند احساس ارزشمندی جمعی است. مردم باید باور کنند که فرهنگ، زبان، تاریخ و تجربه‌ی آن‌ها ارزش دارند و می‌توانند منبع نیرو باشند. اگر این احساس تضعیف شود، فرد و جامعه هر دو در برابر فشارها آسیب‌پذیرتر می‌شوند. اثر پایک معمولاً در جایی ریشه می‌گیرد که هویت جمعی تحقیر شده یا فرصت رشد از آن گرفته شده است. وقتی گروهی پی‌درپی با پیام «شما نمی‌توانید» مواجه شود، این پیام ممکن است از سطح بیرونی به باور درونی تبدیل شود.
تاب‌آوری فرهنگی درست در برابر همین پیام می‌ایستد و می‌گوید: «ما می‌توانیم دوباره بسازیم، حتی اگر راه دشوار باشد.»

در این میان، امید یکی از کلیدی‌ترین عناصر است. امید با خوش‌بینی ساده‌لوحانه فرق دارد. امید یعنی باور به امکان تغییر، حتی در شرایط سخت. جامعه‌ای که امید خود را از دست بدهد، به‌راحتی به اثر پایک نزدیک می‌شود. اما امیدی که ریشه در تجربه، همبستگی و معنا داشته باشد، تاب‌آوری فرهنگی را بالا می‌برد. امید فرهنگی از دل حافظه‌ی تاریخی، زبان مشترک، آیین‌های جمعی، هنر، دین، اخلاق و تجربه‌های کوچک موفقیت ساخته می‌شود. هرقدر این منابع بیشتر فعال باشند، مقاومت در برابر درماندگی جمعی هم بیشتر می‌شود.

در نهایت می‌توان گفت رابطه‌ی تاب‌آوری فرهنگی و اثر پایک، رابطه‌ی میان کنش و تسلیم، میان معنا و بی‌معنایی، و میان امید و ناتوانی است. اثر پایک نشان می‌دهد که وقتی تلاش بارها بی‌نتیجه به نظر برسد، موجود زنده ممکن است دست از کوشش بردارد. تاب‌آوری فرهنگی دقیقاً در برابر همین خطر می‌ایستد و می‌کوشد به فرد و جامعه یادآوری کند که شکست، پایان هویت نیست و سختی، لزوماً به معنای بی‌قدرتی نیست. هر فرهنگی که بتواند تجربه‌ی رنج را به روایتِ رشد، همبستگی و بازسازی تبدیل کند، از اثر پایک دورتر می‌شود. و هر فرهنگی که نتواند به اعضای خود حس اثرگذاری، احترام و امکان بدهد، بیشتر در معرض انفعال و درماندگی قرار می‌گیرد.

پس اگر بخواهیم این بحث را در یک جمله جمع کنیم، باید بگوییم تاب‌آوری فرهنگی یعنی حفظ توان معنا دادن، ادامه دادن و دوباره ساختن در برابر فشارها، و اثر پایک یعنی لحظه‌ای که این توان زیر بار ناکامی‌های تکراری تضعیف می‌شود. هرچه یک فرهنگ بتواند امید واقعی، مشارکت، هویت و تجربه‌ی موفقیت را بیشتر در خود زنده نگه دارد، کمتر به سوی اثر پایک می‌رود و بیشتر به سمت رشد و پایداری حرکت می‌کند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا