راضیه حسینی
عارف: «با افزایش قیمتها، عدد کالابرگ را اصلاح میکنیم.»
به نظرمان این جمله میتواند سؤالی جذاب باشد. باید جای خالی را با گزینهی موردنظر پر کنید.
«با …… افزایش قیمتها، عدد کالابرگ را اصلاح میکنیم.»
گزینه یک: دو بار
گزینه دو: ده به توان بیست بار
گزینه سه: سیگمای ایکس به توان ایگرگ
گزینه چهار: هرچند بار که صلاح بدانیم.
احتمالاً همگی گزینهی چهار را خواهید زد، بهاینعلت که تصور میکنید مسئولان همواره فکر میکنند صلاح ما را بهتر از ما میدانند، اما اشتباه دقیقاً همینجاست، این جمله در نوع خود یک وعده بهحساب میآید، وعدهها همیشه باید از یک قانون پیروی کنند، زیبا و چشمنواز باشند، کدام گزینه میتواند این جمله را زیباتر کند؟ همان کمتری.
خاصیت وعدهها همین است، زیبا، تودلبرو و جذاب هستند. میتوانید با آنها به دنیای تخیلات رنگارنگ پا بگذارید و لذت ببرید. مثلاً فکر کنید واقعاً با تنها دو بار، افزایش قیمت، کالابرگ هم اضافه میشود، کارمند و کارگر میتوانند بهراحتی سبد خرید بردارند، به فروشگاه بروند، گوشت و مرغ تهیه کنند و اصلاً ککشان هم از قیمتهای بالا نگزد. تازه میتوانند تنگ این وعده، قول بالارفتن حقوق بر اساس تورم، اضافهشدن یارانه و حتی ماهبهماه واریزشدن سود سهام عدالت را هم بدهند!
چه ایرادی دارد؟ اینهمه وعده، چند تای دیگر هم رویش، مینشینیم دور هم و با فانتزیهای مسئولان خوش میگذرانیم. آنها وعده میدهند، ما تصور میکنیم و با همان خیال به خواب میرویم، صبح هم با نیش باز از دیدن خوابی جذاب و شیرین بیدار میشویم و تا آخر شب مزهی این خیال خوش را همراهمان نگه میداریم.
حتی خودمان هم گاهی پیازداغش را زیاد میکنیم. مثلاً خیال میکنیم مسئولانی داریم که عوض وعده، انجام میدهند، عوض بالابردن مبلغ کالابرگ، قیمتها را ارزان میکنند، عوض مرحمتکردن و پول دادن به مردم، کاری میکنند به حقشان برسند و عزتشان حفظ شود، و همانطور که داریم اوج میگیریم، یکهو واقعیت طوری میکوبد پس سرمان که خیال و خیالپردازی از یادمان برود و بچسبیم به دنیای واقعی واقعی پر از وعدههای خیالی و پوشالی!
