دلار: 235,975 تومان
یورو: 274,760 تومان
پوند انگلیس: 319,540 تومان
درهم امارات: 64,653 تومان
یوان چین: 35,530 تومان
دینار بحرین: 627,880 تومان
دینار کویت: 768,060 تومان
ریال عربستان: 63,009 تومان
دینار عراق: 151.5 تومان
لیر ترکیه: 4,960 تومان
ین ژاپن: 153,650 تومان
طلا 18 عیار: 24,167,800 تومان
انس طلا: 1,027,050,510.7 تومان
مثقال طلا: 104,749,000 تومان
طلا 24 عیار: 32,241,500 تومان
طلا دست دوم: 23,858,973 تومان
نقره 925: 472,865 تومان
سکه گرمی: 35,000,000 تومان
نیم سکه: 123,000,000 تومان
ربع سکه: 65,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 236,960,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,030,067,550 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,795,719 تومان
گازوییل: 348,086,722.5 تومان
نفت اپک: 26,488,193.7 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 235,975 تومان
یورو: 274,760 تومان
پوند انگلیس: 319,540 تومان
درهم امارات: 64,653 تومان
یوان چین: 35,530 تومان
دینار بحرین: 627,880 تومان
دینار کویت: 768,060 تومان
ریال عربستان: 63,009 تومان
دینار عراق: 151.5 تومان
لیر ترکیه: 4,960 تومان
ین ژاپن: 153,650 تومان
طلا 18 عیار: 24,167,800 تومان
انس طلا: 1,027,050,510.7 تومان
مثقال طلا: 104,749,000 تومان
طلا 24 عیار: 32,241,500 تومان
طلا دست دوم: 23,858,973 تومان
نقره 925: 472,865 تومان
سکه گرمی: 35,000,000 تومان
نیم سکه: 123,000,000 تومان
ربع سکه: 65,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 236,960,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,030,067,550 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,795,719 تومان
گازوییل: 348,086,722.5 تومان
نفت اپک: 26,488,193.7 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 200605253262
اخبار برگزیدهاخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیروزنامهسرمقاله

در اقتصادی که کودک هم گرانی را می‌فهمد

ساسان باقرپناه

وقتی بچه بودیم، بسیاری از پدرها و مادرها تلاش می‌کردند مشکلات مالی خانه پشت در اتاق بچه‌ها بماند. اگر پول کم بود، شاید خودشان کمتر می‌خریدند، خریدی را عقب می‌انداختند یا از نیاز دیگری می‌زدند، اما تا جای ممکن نمی‌گذاشتند کودک احساس کند خانواده «ندارد». قرار بود کودکی، دست‌کم برای چند سال، از حساب و کتاب دخل و خرج بزرگ‌ترها فاصله داشته باشد.

اما امروز به نظر می‌رسد نگه داشتن این دیوار بسیار سخت‌تر شده است.

کودک شاید هنوز مفهوم تورم، قدرت خرید یا کاهش درآمد واقعی را نداند، اما نشانه‌های آن را خیلی خوب می‌بیند. می‌فهمد امسال قرار نیست کیف تازه‌ای بخرد. می‌بیند مادر هنگام خرید چند بار قیمت‌ها را مقایسه می‌کند.

متوجه می‌شود پدر قبل از پاسخ دادن به درخواست یک کفش یا دفتر، چند لحظه مکث می‌کند. می‌شنود که گفته می‌شود «فعلاً لازم نیست»، «همین قبلی هنوز خوبه» یا «بذار ماه بعد».

کودک شاید اقتصاد نخوانده باشد، اما تغییر رفتار خانواده را می‌فهمد.

مهرماه این واقعیت را بیشتر آشکار می‌کند. بازگشایی مدارس برای یک خانواده فقط خرید چند دفتر و مداد نیست. کیف، کفش، لباس، نوشت‌افزار، رفت‌وآمد، تغذیه، کلاس‌های جانبی و ده‌ها هزینه کوچک و بزرگ کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

هرکدام شاید به تنهایی قابل مدیریت باشند، اما وقتی روی بودجه خانواری قرار می‌گیرند که ماه‌هاست تحت فشار اجاره، خوراک، درمان و سایر هزینه‌های زندگی است، داستان متفاوت می‌شود.

در چنین شرایطی خانواده دیگر فقط انتخاب نمی‌کند؛ حذف می‌کند.

یک دفتر ساده‌تر، کیف سال قبل، کفشی که چند ماه دیگر هم باید دوام بیاورد، حذف یک کلاس، کاهش تفریح یا عقب انداختن خرید دیگری از خانه. این تصمیم‌ها در ظاهر تصمیم‌های اقتصادی والدین هستند، اما کودک هم درون همین خانه زندگی می‌کند و آثار آنها را می‌بیند.

شاید یکی از تلخ‌ترین آثار تورم همین باشد که کودکان زودتر از سن خود وارد دنیای نگرانی‌های بزرگسالان می‌شوند.

کودکی که قبل از درخواست یک وسیله از خودش می‌پرسد «نکنه گرون باشه؟»، فقط مصرف‌کننده کوچک یک خانواده نیست. او دارد محدودیت اقتصادی خانواده را درک می‌کند. کودکی که می‌گوید «همون قبلی رو استفاده می‌کنم» شاید از نظر والدین رفتاری مسئولانه داشته باشد، اما باید پرسید چرا کودکی در این سن باید تا این اندازه درگیر محاسبات اقتصادی خانه شود؟

این موضوع فقط درباره نداشتن نیست؛ درباره احساس نداشتن است.

ممکن است خانواده هنوز بتواند نیازهای اصلی فرزندش را تأمین کند، اما فضای روانی خانه تغییر کرده باشد. وقتی صحبت از پول دائماً تکرار می‌شود، وقتی والدین نگران هزینه‌های ماه آینده‌اند و وقتی هر خرید کوچک نیازمند چند بار محاسبه است، کودک هم اضطراب را دریافت می‌کند.

فشار اقتصادی فقط حساب بانکی را خالی نمی‌کند؛ آرام‌آرام وارد روابط خانوادگی هم می‌شود.

والدی که خودش تحت فشار مالی است، ممکن است صبر گذشته را نداشته باشد. اختلاف بر سر هزینه‌ها بیشتر شود. نگرانی درباره اجاره، بدهی یا هزینه‌های ضروری به خانه منتقل شود و کودک بدون آنکه جزئیات را بداند، متوجه شود «اوضاع خوب نیست».

اینجاست که مفهوم معیشت از سفره فراتر می‌رود.

وقتی درباره کاهش قدرت خرید حرف می‌زنیم، معمولاً ذهنمان به مقدار گوشت، برنج، اجاره یا هزینه حمل‌ونقل می‌رود. اما کاهش قدرت خرید یک اثر کمتر دیده‌شده هم دارد: کیفیت تجربه زندگی را تغییر می‌دهد.

برای یک بزرگسال، تورم ممکن است به معنای کاهش پس‌انداز باشد. برای یک کودک، ممکن است به معنای نرفتن به کلاس مورد علاقه، نداشتن وسیله‌ای مشابه دوستانش یا حتی خجالت کشیدن از مطرح کردن یک درخواست ساده باشد.

اینجاست که مسئله نابرابری نیز جدی‌تر می‌شود.

مدرسه قرار است جایی باشد که کودکان فارغ از وضعیت اقتصادی خانواده، فرصت یادگیری داشته باشند. اما تفاوت اقتصادی از پشت در مدرسه متوقف نمی‌شود. در کیف، لباس، تغذیه، وسیله رفت‌وآمد، کلاس جانبی و امکانات آموزشی خودش را نشان می‌دهد. کودک خیلی زود متوجه می‌شود که امکانات همه شبیه هم نیست.

و این شاید اولین برخورد جدی او با مفهوم فاصله طبقاتی باشد؛ خیلی قبل‌تر از آنکه بداند «فاصله طبقاتی» یعنی چه.

مسئله این نیست که والدین باید همه خواسته‌های فرزندانشان را برآورده کنند. محدودیت مالی در همه خانواده‌ها وجود دارد و تربیت کودک نیز الزاماً به معنای فراهم کردن همه خواسته‌ها نیست. مسئله زمانی جدی می‌شود که محدودیت از یک انتخاب تربیتی به یک اجبار دائمی اقتصادی تبدیل شود.

وقتی خانواده میان هزینه درمان و خرید مدرسه انتخاب می‌کند، وقتی خرید یک کیف یا کفش به مسئله بودجه ماهانه تبدیل می‌شود و وقتی کودک خودش داوطلبانه درخواست‌هایش را حذف می‌کند چون نگرانی والدین را دیده، دیگر با یک موضوع ساده مصرفی روبه‌رو نیستیم.

این تصویر بخشی از همان فشاری است

که گاهی در آمارهای اقتصادی کامل دیده نمی‌شود.

برای سنجش وضعیت معیشت فقط نباید پرسید خانوار چه مقدار درآمد دارد یا چه میزان کالا مصرف می‌کند. باید پرسید چه چیزهایی را کنار گذاشته است؟ چه نیازهایی را به تعویق انداخته؟ چه تصمیم‌هایی را صرفاً به دلیل هزینه نگرفته و فشار اقتصادی تا چه اندازه وارد زندگی روزمره و آرامش خانواده شده است؟

مهرماه شاید یکی از بهترین زمان‌ها برای دیدن این واقعیت باشد.

کودکان به مدرسه برمی‌گردند، اما پشت بسیاری از کیف‌های مدرسه، حساب‌وکتاب‌هایی وجود دارد که هیچ کودکی نباید مجبور باشد با تمام جزئیات آن آشنا شود.

اقتصاد زمانی واقعاً تحت فشار است که فقط مدیر و کارگر و بازنشسته از گرانی حرف نمی‌زنند؛ کودک هم یاد گرفته قبل از درخواست یک دفتر، کفش یا کلاس تازه، قیمتش را بپرسد.

شاید برای فهمیدن عمق فشار معیشتی، همیشه به شاخص‌های پیچیده نیاز نباشد.

گاهی کافی است ببینیم کودکی که قرار بود دغدغه‌اش درس و بازی باشد، چرا این‌قدر زود فهمیده است «گرانی» یعنی چه.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا