سقوط جذب سرمایه در سایه دلار، ترس و تحریم!

مهرین نظری
در حالی که دنیا درگیر موج تازهای از سرمایهگذاری در حوزه فناوریهای نوین و هوش مصنوعی است، ایران مسیر متفاوتی را طی میکند.
استارتاپهای ایرانی که زمانی با رشد انفجاری و امید به جذب سرمایه خارجی میدرخشیدند، حالا در میانه بحران اقتصادی، تورم، تحریمها و افزایش افسارگسیخته نرخ ارز، برای بقا دستوپا میزنند. جذب سرمایه در اکوسیستم استارتاپی ایران نهتنها متوقف نشده، اما افتی شدید، نگرانکننده و ساختاریافته را تجربه میکند؛ افتی که هم عدد دارد، هم دلیل، هم پیامد.
اکوسیستم در محاصره دلار، سقوط سرمایهگذاری در یکسال اخیر
یکی از نخستین متغیرهایی که وضعیت سرمایهگذاری را در ایران تعیین میکند، نرخ ارز است. سال گذشته در همین زمان، قیمت دلار در کانال ۴۷ هزار تومان نوسان میکرد اما اکنون در آستانه عبور از ۱۰۰ هزار تومان است. این افزایش تنها در یکسال، مستقیماً ارزش سرمایهگذاریهای ریالی را بیاثر و سرمایهگذاران را در موقعیت تردید قرار داده است.
سرمایهگذاران خطرپذیر (VCها) که در سالهای ۹۷ تا ۹۹ رشد قابل توجهی داشتند، حالا بسیار محافظهکار شدهاند. دادههای غیررسمی از انجمن VCهای ایران نشان میدهد حجم کلی سرمایهگذاری در استارتاپها در سال ۱۴۰۲ نسبت به سال ۱۴۰۱ حدود ۵۲ درصد کاهش داشته است.
در سال گذشته تنها چند سرمایهگذاری قابل توجه انجام شده که بیشتر آنها در استارتاپهای حوزه فینتک و سلامت دیجیتال بودهاند، دو حوزهای که یا مستقیم با پول سر و کار دارند یا با جان مردم.
در این شرایط، استارتاپهایی که نیاز به جذب سرمایه دلاری یا حتی سرمایهگذار خارجی دارند، عملاً از چرخه حذف شدهاند. مکانیسمهای انتقال پول به دلیل تحریمها مختل است، بانکهای واسطهگر از کار افتادهاند و سرمایهگذاران خارجی، ایران را در لیست کشورهایی با “ریسک غیرقابل بیمه” قرار دادهاند. در واقع، حتی اگر ایدهای عالی و تیمی قوی وجود داشته باشد، برای بسیاری از سرمایهگذاران بیرونی، ورود به بازار ایران منطقی نیست.
از خروج یونیکورنها تا احتضار سرمایهگذاران داخلی
سال ۱۴۰۰، بسیاری هنوز امیدوار بودند که ایران صاحب اولین یونیکورن واقعی شود، اما حالا نهتنها یونیکورنی در کار نیست، بلکه بسیاری از سرمایهگذاران داخلی بزرگ یا از بازار خارج شدهاند یا در خواب زمستانی بهسر میبرند.
شرکتهایی مثل سرآوا و صندوقهای وابسته به دولت دیگر همان نقش کلیدی سابق را بازی نمیکنند. یکی از اعضای یک صندوق جسورانه خصوصی که نخواست نامش فاش شود، در گفتوگو با عصراقتصاد گفت:
«ما حاضر به پذیرش ریسک نیستیم، چون قوانین شفاف نیست، نرخ تبدیل دلار مدام تغییر میکند، و هر لحظه ممکن است قانون یا محدودیت جدیدی وضع شود. ما از رشد و برگشت سرمایه حرف میزنیم ولی الان همه دنبال زنده ماندن هستند.»
علاوه بر بیثباتی اقتصادی، نااطمینانی حقوقی و فیلترینگ گسترده باعث شده است که بسیاری از مدلهای کسبوکار نوآورانه دیگر حتی قابل عرضه نباشند. استارتاپهایی که به APIهای خارجی، ارتباطات برونمرزی یا تکنولوژیهای روز وابستهاند، عملاً ناتوان شدهاند.
همین مسئله باعث شده برخی از مؤسسین موفق سالهای گذشته، کشور را ترک کرده و فعالیت خود را در خارج از ایران ادامه دهند. خروج مغزها فقط برای دانشگاهها اتفاق نمیافتد، بلکه در لایه کارآفرینی نیز بهشدت فعال است.
فقط چند حوزه زنده ماندهاند
در میان این رکود کلی، برخی حوزهها توانستهاند از موج سقوط جان سالم بهدر ببرند یا حتی رشد کنند. فینتکها به دلیل نیاز سیستم بانکی به راهحلهای دیجیتال و همچنین ورود بازیگران جدید همچنان جذاب هستند، اما بهسختی. سلامت دیجیتال نیز به دلیل کرونا و پساکرونا شانس بیشتری برای جذب منابع دارد.
در عین حال، حوزههایی مانند حملونقل، آموزش آنلاین، تجارت الکترونیک و فناوری املاک (PropTech) با افت قابل توجهی در جذب سرمایه مواجه شدهاند. برای نمونه، جذب سرمایه در استارتاپهای حملونقل شهری، با کاهش بیش از ۷۰ درصدی نسبت به سال ۱۴۰۱ همراه بوده است. بازار آموزش آنلاین نیز به دلیل اشباع سریع، افزایش رقبا، و نارضایتی کاربران از کیفیت خدمات، در رکود فرو رفته است.
یک مثال روشن، استارتاپی فعال در حوزه آموزش زبان است که در سال ۱۴۰۱ بیش از ۶ میلیارد تومان سرمایه جذب کرد، اما حالا برای یک سرمایهگذاری ۲ میلیارد تومانی، چهار ماه است در صف بررسی مانده. چرا؟ چون سرمایهگذار میگوید با این نرخ دلار، هزینه توسعه پلتفرم و جذب کاربر دیگر توجیه اقتصادی ندارد و بهتر است پول را در بازار رمزارز یا طلا وارد کند.
آینده سرمایهگذاری در استارتاپها، تاریک یا تطبیقی؟
در چنین فضایی، چشمانداز جذب سرمایه برای استارتاپهای ایرانی نه فقط تیره، بلکه ساختاراً متحول شده است. استارتاپهای آینده ایران، به احتمال زیاد باید با مدلهای تطبیقیتر و کمهزینهتر وارد شوند، یا اینکه بهدنبال بازارهای هدف بیرون از مرزها باشند. این یعنی مهاجرت ایده به کشورهای همسایه، ثبت شرکت در امارات یا ترکیه، و توسعه MVP برای جذب سرمایه در فازهای بینالمللی.
تحلیلگران میگویند اکوسیستم استارتاپی ایران نیاز به بازتعریف دارد. دیگر نمیتوان با فرض تکرار موفقیتهای دیجیکالا، کافهبازار یا اسنپ به آینده امیدوار بود. آن دوران گذشته و دیگر امکانش نیست.
برخی پیشنهاد میدهند که بهجای مدلهای جذب سرمایه خطرپذیر، به مدلهای همکاری B2B، ادغام با نهادهای دولتی یا حتی تأمین مالی جمعی داخلی فکر شود. اما حتی در این مسیرها هم موانع حقوقی، اقتصادی و فنی فراوانی وجود دارد.
و البته هیچچیز به اندازه ثبات سیاسی و اقتصادی نمیتواند نقش تعیینکنندهتری در بازگشت اعتماد سرمایهگذار داشته باشد. در وضعیت فعلی، حتی اگر ایدهای مانند هوش مصنوعی در سلامت یا بلاکچین در زنجیره تأمین ارائه شود، جذب سرمایه در حد قابلتوجه، بسیار بعید است مگر آنکه از بیرون مرزها تغذیه شود.