عصر اقتصاد بررسی می کند؛ نفت 1403 در دوراهی اغما و هوش
فرزین سوادکوهی
آینده صنعت نفت ایران را نمی توان به روشنی امیدوارانه تصور کرد.نشانه های توسعه ای سنوات گذشته برغم تاثیر گذار بودنش، شاید چندان دندانگیر نبوده است. تنها به افزایش فروش نفت طی سال 1402 نمی توان پرونده نفت را موفق ارزیابی کرد.اما جنبه انصاف را نیز باید نگه داشت و به یاد آورد که در تنگناهای تحریمی موجود ، راه چاره ای هم بهتر از اینی که الان هست دم دست نبود.
عصراقتصاد- هیچ کشوری از ایران نفت خام نمی خرد و فروش نفت تنها به یک مشتری و در بهترین حالت شاید به دومشتری محدود شده.در چنین شرایطی خیلی خوب است که فروش بیشتری داشته باشیم اما نه با قیمیتی زیر قیمت بازار که در نهایت رقم های بزرگی را تشکیل بدهد .نباید نفت ایران را به ثمن بخس فروخت.
در دراز مدت و دستکم تا سال 1412که اوضاع اصلا خوب نخواهد بود چرا که صندوق توسعه ملی پیش بینی کرده شرایط به جایی خواهد رسید که تولید و مصرف نفت ایران به اصطلاح سربه سر خواهد شد.یعنی چیزی شبیه تولید و مصرف گازی که هم اکنون به آن دچاریم و همه جا از آن به عنوان “ناترازی گاز” یاد می کنیم.
با اینحال تلخی گزارش صندوق توسعه ملی تمامی ندارد چرا که اعلام می کند: با ادامه روند فعلی افت تولید و افزایش مصرف، «ایران تنها حدود یک دهه با تبدیلشدن از صادرکننده به واردکننده نفت فاصله دارد» و در سال 1412 تراز نفت ایران نیز صفر میشود.
درست است که فروش نفت کشور ظاهرا اکنون به روزانه 1.4 میلیون بشکه افزایش یافته اما همه داستان این نیست. در ایامی که دولت اعلام می کرد هر روز به چین یک میلیون 800 هزار بشکه نفت در روز می فروشد پکن بر سر غائله اوکراین با روسیه بده بستان های زیادی کرده بود که ایران را مجبور می کرد تنها با تخفبف بتواند در بازار خرید چین حضور بیابد.
گاز گرفتار ناترازی مدیریتی
سیاست مردم پسندانه گاز رسانی به دوردست ترین نقاط کشور طی دهه های گذشته در حالی دنبال شد که در این روند کسی اندیشه ای آینده نگر نداشت و تنها قرار بر این گذاشته شده بود که هر گروه سیاسی که حاکم بر نهادهای دولتی می شد با چنین اقداماتی برای خود امتیازات فراوانی دست و پا کند و در نهایت نتیجه این شد که برای کشوری که دومین دارنده مخازن گازی جهان است مشکلی بنام افزایش مصرف و کمبود تولید بوجود بیاید.معضلی که اگر در همان دوران گذشته به بروز آن فکر شده بود اکنون با انواع و اقسام ایده های ناکارآمد مقابله با ناترازی گاز روبرو نبودیم.
از آنسو میدان گازی پارس جنوبی فعلا می تواند روزی 700 میلیون متر مکعب گاز تولید کند و 75 درصد نیازهای داخلی را پوشش دهد.یعنی هرچه در این میدان و دیگر میادین کشور تولید می شود به مصرف داخلی می رسد و سهم دومین دارنده ذخائر گازی جهان در صادرات گاز رقمی تاسف بار کمی زیر 2 درصد است! و تازه این در حالیست که این میدان به دلیل عقب افتادن پروژه های توسعه ای با افت فشار بزرگی روبرو شده است که تا 5-4 سال آینده تولیدش به نصف کاهش خواهد یافت و بعد از آن بدون شک ایران وارد کننده تمام عیار گاز خواهد شد.
امسال هم مثل سال گذشته کمبود گاز در فصل سرد باعث شده خوراک گازی پتروشیمی ها قطع شود و تولید سود آور پتروشیمی به تعبیری به اغما برود و همه این قطعی به دلیل این است که بتوانند گاز را به بخش خانگی برسانند تا مردم دچار مشکل نشوند.اما این راهکار هم فقط مسکنی مقطعی است و اگر قرار باسد سیاست های گازی به همین نحو پیش برود این راهکار هم اعتبار و تاثیر خود را از دست خواهد داد.
بدون شک باید در این زمینه فکری اساسی به عمل آورد و اجازه داد سرمایه گذاران خارجی و داخلی برای کار در حوزه گاز احساس امنیت کنند و سرمایه خود را به کار بیاندازند و این اتفاق تنها در صورتی امکان پذیر است که پنجره های تعاملی در سیاست خارجی گشوده تر شود و در دیپلماسی انرژی تجدید نظری جدی به عمل بیاید.
صنعت پالایش بر لبه تیغ
در صنعت پالایش نیز اوضاع چندان به سامان نیست.هم اکنون بنا به آمار ارائه شده از سوی مدیران ارشد شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران نزدیک به 115 میلیون لیتر بنزین و 20 میلیون مترمکعب گاز طبیعی فشرده (سیانجی) در کشور مصرف میشود که رقم بالایی است.
پالایشگاه ها مجبورند تاوان افزایش مصرفی را بدهند که نه تنها به نفع کشور نیست بلکه خود پالایشگاه ها را نیز با مشکلاتی عدیده روبرو می کند.
بدون شک ضروری است در بخش کیفیسازی خودروها و خارج کردن خودروها و موتور سیکلت های فرسوده بطور اساسی دست به کار شویم و تعارف های معمول را کنار بگذاریم چون با این دست فرمان کشور به روزگاری سخت دچار خواهد شد .بحرانی که هر لحظه بزرگتر می شود و دیگر نمی توان جلوی سونامی تخریبگر آن را گرفت.
پالایشگاه ها به هر ضرب و زوری هست دارند به تولید حداکثریشان ادامه می دهند اما به موازات تولید بنزین و دیگر انواع سوخت های مصرفی، احداث پالایشگاههای نو و کیفیسازی نیز باید در دستور کار قرار گیرد و در عین حال در زمینه بهینهسازی مصرف انرژی گامهای بزرگ و جدی برداشته شود.
این یک ضرورت به اصطلاح فورس ماژور است که باید طرحهایی در زمینه کیفیسازی و تولید و استفاده از خودروهای هیبریدی نیز کلید بخورد.
از سوی دیگر همین پالایشگاه های در حال کار هم، اینک با سد بزرگی از راهبری های دستوری روبرو هستند.آنها بر اساس قانون وضع شده می بایست 40 درصد سود شرکت های خود را در بخش های توسعه ای هزینه کنند.78 هزار میلیارد تومان کم پولی نیست که باید خرج هست و نیست پالایشگاه های موجود شود.
هم اینک پالایشگاه ها بر لبه تیغ قرار دارند چرا که بیش از 175 هزار میلیارد تومان از دولت طلبکارند اما از دریافت این طلب هم خبر امیدوارکننده ای به گوش نمی رسد.
رگ حیات پتروشیمی ها در دست گازی ها
صنعت پتروشیمی ایران به رغم سودهای کلانی که برای فعالانش دارد این روزها درد زخمی را تاب می آورد که از سال گذشته باقی مانده و حالا انگار که این جراحت ناسور شده است.
قطع گاز خوراک صنایع پتروشیمی ایران به راحتی می تواند ضررهای جبران ناپذیری به اقتصاد کشور بزند. اما دولت در کوتاه مدت چاره ای جز این کار پیدا نکرده است.
گاز رسانی به بخش خانگی و نیروگاهی با این آمار مصرف هردم فزاینده فعلی راهی باقی نگذاشته و بدین ترتیب شریان های تولید در پتروشیمی به خطر جدی دچار شده است و تنها امید باقی مانده این است که کشور با موج های برودتی و سرمایی روبرو نشود تا مصرف بخش خانگی و نیروگاهی از اینی که هست بالاتر نرود.
ندادن خوراک به صنایع پتروشیمی تبعاتی مانند افزایش قیمت بسیاری از محصولات را در پی دارد و در عین حال فعالیت های زیر مجموعه های صنعتی را با بحران هایی مانند بیکاری مواجه خواهد کرد.
واقعیت امر این است که دولت بخوبی از این نکته آگاهی دارد اما همانطور که گفته شد چاره ای جز این کار ندارد.این در حالیست که بسیاری از صنایع با این قطعی خوراک پشت تعهدات بانکی خود و روند هزینه بر تولید از حرکت باز خواهند ماند و گره چالش ها کور تر خواهد شد.
در آغاز این بروز این مشکل اول متانول سازها گرفتار شدند و بعد هم رفته رفته پلیمری ها. هم اینک ۹ درصد انرژی کشور در صنعت پتروشیمی مصرف میشود، و این در حالیست که اگر با هزینه زیاد صرفه جویی شود یک درصد مصرف کشور را هم شامل نخواهد شد و این در شرایطی است که می توان از راهکارهای کم هزینه یا بی هزینه دیگری نیز برای بهینه سازی وارد عمل شد.
دبیر انجمن کارفرمایی پتروشیمی اعلام کرده است که سال گذشته به دلیل عدم تأمین گاز ۸۰۰ میلیون دلار از صادرات ما از بین رفت.
در هرحال بنظر می رسد نفت کشور برای برون رفت از این وضعیت باید به تغییر دیدگاه در سیاست خارجی چشم بدوزد و به این امید که پنجره های تجاری خارجی گشوده تر شود روزگار سال آینده را بسر کند.







