قفسی طلایی به نام پترودلار؛ چرا جهان به رهایی از این سلطه نیاز دارد؟
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
برای نیم قرن، واژه «پترودلار» همچون اکسیری حیاتی، نظام مالی جهانی را تغذیه کرده است؛ اما هر داروی قدرتمندی، عوارض جانبی پنهانی دارد؛ پترودلار که روزگاری ثباتبخش اقتصاد پس از جنگ جهانی دوم بود، امروز به مانعی بزرگ برای توسعهی متوازن، عدالت اقتصادی و صلح جهانی تبدیل شده است.
این یادداشت، با نگاهی بیطرفانه اما روشنگر، هفت عیب اساسی این نظام را واکاوی میکند.
۱. استبداد ارزی؛ انحصار در معنای واقعی کلمه
نخستین و آشکارترین عیب پترودلار، «انحصار ذاتی» آن است؛ وقتی تمام کشورهای جهان ناگزیر باشند نفت را به دلار بخرند و بفروشند، عملاً اقتصاد هر ملتی به تصمیمهای یک بانک مرکزی در واشنگتن گره میخورد؛ فدرال رزرو با افزایش یا کاهش نرخ بهره، میتواند بدون هماهنگی با تولیدکنندگان نفت، بدهیهای دلاری کشورهای در حال توسعه را یکشبه سنگینتر کند؛ این «استبداد ارزی» نه از سر توطئه، که از سر ساختار زاده میشود.
۲. سلاحشدن دلار؛ پایان بیطرفی پول
در نظام پترودلار، دلار از یک «رسانهی مبادله» به یک «ابزار ژئوپلیتیک» تبدیل میشود. آمریکا توانسته است دسترسی به سیستم سوئیفت را برای کشورهایی مانند ایران، روسیه و ونزوئلا قطع کند؛ این «تحریمهای مالی» بهمعنای محروم کردن میلیونها نفر از دارو، غذا و سوخت است، بدون آنکه حتی یک گلوله شلیک شود؛ پولی که قرار بود بیطرف باشد، اکنون به سلاحی استراتژیک بدل گشته است.
۳. نابرابری هزینهی مبادله (Seigniorage ناعادلانه)
آمریکا بهعنوان صادرکنندهی پول جهانی، مزیتی پنهان دارد: میتواند اسکناسهای دلار را با هزینهی ناچیز چاپ کند و در مقابل، کالاهای واقعی (از نفت تا خودرو) وارد کند؛ این «مالیات پنهان» که اقتصاددانان آن را سینیوراژ مینامند، سالانه دهها میلیارد دلار از جیب کشورهای دیگر به خزانهی آمریکا سرازیر میکند؛ کشورهای تولیدکنندهی نفت که پترودلار دریافت میکنند، ناچارند بخش بزرگی از آن را دوباره در اوراق قرضهی آمریکا سرمایهگذاری کنند؛ چراکه گزینهی مطمئن دیگری وجود ندارد؛ این چرخه، فقرا را فقیرتر و ثروتمندان را ثروتمندتر میکند.
۴. نفرین منابع تشدیدشده (Curse of Resources مضاعف)
نظام پترودلار «نفرین منابع» را تشدید میکند؛ کشورهای نفتی برای درآمدزایی، ناگزیر به فروش نفت به دلار هستند؛ این وابستگی، انگیزهی تنوعبخشیدن به اقتصاد را از بین میبرد؛ ونزوئلا، نیجریه و حتی عربستان نمونههایی از اقتصادی هستند که با وجود درآمدهای کلان نفتی، بخش تولید و کشاورزی آنها تضعیف شده است؛ بهعبارتی، پترودلار به کشورهای نفتخیز وعدهی ثروت میدهد، اما استقلال اقتصادی را از آنها میگیرد.
۵. آسیبپذیری در برابر شوکهای دلاری
هرگاه ارزش دلار در بازارهای جهانی نوسان کند (مثلاً بهدلیل بحران سیاسی در آمریکا یا تغییر سیاست فدرال رزرو)، قیمت نفت و در پی آن، بودجهی همهی کشورهای واردکننده و صادرکننده دچار تلاطم میشود؛ بحران مالی ۲۰۰۸ و جهش تورمی پساکرونا، هر دو ریشه در این نوسانهای دلاری داشتند؛ جهان به سیستم تکیهگاهی وابسته است که فرمان آن در دست یک بازیگر است.
۶. مانعی بر سر راه انرژیهای تجدیدپذیر
نظام پترودلار بهطور ساختاری به بقای نفت بهعنوان کالای اولیهی جهانی وابسته است؛ این وابستگی، روند انتقال به انرژیهای پاک و تجدیدپذیر را کند میکند؛ کشورهای صادرکنندهی نفت که درآمدشان به دلار گره خورده، تمایل چندانی به سرمایهگذاری کلان در خورشید و باد ندارند؛ چراکه این منابع را نمیتوانند بهراحتی به دلار تبدیل کنند؛ بدینترتیب، پترودلار بهطور غیرمستقیم به تشدید تغییرات اقلیمی دامن میزند.
۷. خفهکننده ابتکارات مالی منطقهای
وجود پترودلار، شکلگیری پیمانهای پولی منطقهای (مانند تسویه به یوآن، روبل یا روپیه) را با مانع روبهرو میکند؛ حتی اگر دو کشور مانند هند و روسیه بخواهند نفت را به روپیه مبادله کنند، بهدلیل نبود عمق کافی در بازارهای جایگزین، باز هم ناچار به مراجعه به دلار هستند؛ پترودلار همچون دیواری بلند، تنوع طبیعی نظام مالی جهانی را مهار کرده است.
جمعبندی
پترو دلار روزی ثباتی نسبی آورد، اما امروز به قفسی طلایی تبدیل شده که جهان را در نابرابری، آسیبپذیری و وابستگی حبس کرده است؛ پایان این نظام بهمعنای هرجومرج نیست؛ بلکه آغاز عصری از «چندارزی» و «عدالت پولی» است.
پیام ساده برای مردم عادی: «وقتی پول یک کشور، حاکم بلامنازع جهان شود، بقیهی ملتها همیشه در صف دوم خواهند بود.» رسانهها باید این حقیقت تلخ را بازگو کنند: سیستم پترودلار نه یک قانون طبیعی، که یک قرارداد تاریخی است و هر قراردادی را میتوان بازنویسی کرد.








