دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
  کد خبر: 030805258521
روزنامهسرمقاله

هفت‌خوان دشمنی؛ علت هراس صهیونیسم جهانی از روح تمدنی ایران

علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه‌ای آینده‌پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه‌ها

تصور کنید دشمنیِ دو بازیگر در صحنه‌ی بین‌الملل، نه بر سرِ مرز و منابع، که بر سرِ «معنا» باشد. این دقیقاً مختصات نزاع عمیق و چندلایه‌ی صهیونیسم جهانی با ایرانیان است.

این خصومت، یک پدیده‌ی سطحی سیاسی یا حاصل صرفاً یک انقلاب خاص نیست، بلکه حاصل برخورد دو «هستی تمدنی» است. در این یادداشت، با رویکردی لایه‌شناسانه، از پوسته به هسته نفوذ می‌کنیم تا ثابت کنیم آنچه صهیونیسم را به وحشت انداخته، نه موشک و پهپاد، که «روح تمدنی ایرانی» است.

این دشمنی، هفت لایه دارد که همچون هفت‌خوانی اسطوره‌ای، دلیل کینه‌ی پایان‌ناپذیر علیه ایران را توضیح می‌دهند.

لایه‌ی نخست، خوی تمدنی ایرانیان است. صهیونیسم در بنیاد خود، یک ایده‌ی سیاسی مدرن است که مشروعیتش را از روایتی خاص از تاریخ باستان و یک قومیت جعل کرده است. در مقابل، ایران کشوری نیست؛ یک «تداوم تمدنیِ ۲۵۰۰ ساله» است.

این استمرار تاریخی، به ایرانیان یک «عزتِ نفسِ ذاتی» و یک «نگاه جهان‌وطنانه» بخشیده که در برابر ایده‌ی «قوم برگزیده» قد عَلَم می‌کند. ایران، ملغمه‌ای از اقوام با یک روح مشترک است؛ این وحدت در عین کثرت، عملاً نظریه‌ی نژادپرستانه‌ی صهیونیسم را به سخره می‌گیرد.

آن‌ها از این می‌ترسند که الگوی هم‌زیستی ایرانی، بدیل جذاب‌تری برای ملت‌های خاورمیانه باشد و این، نخستین گناه تاریخی ماست.

لایه‌ی دوم، زورناپذیری ایرانیان است. تاریخ ایران، روایت تسلیم‌ناپذیری است. یونانی‌ها، اعراب مسلمان، مغول‌ها و ترک‌ها به این سرزمین آمدند، اما در نهایت این مهاجمان بودند که در فرهنگ ایرانی هضم شدند، نه بالعکس. این خاصیت «چکش‌خواریِ فرهنگی همراه با شکست‌ناپذیری هویتی»، در قاموس صهیونیسم که به حذف فیزیکی و انقیاد کامل غیرخودی می‌اندیشد، قابل درک نیست. ایرانیان هر تازیانه را می‌خورند، اما زانو نمی‌زنند و این «انعطاف مقاوم»، دیوانه‌کننده است. پروژه‌ی تحریم و فشار حداکثری، دقیقاً با هدف شکستن همین اراده‌ی زورناپذیر طراحی شده و شکست خورده است.

لایه‌ی سوم، جنگجو بودن ایرانیان است. برخلاف روایت‌های شرق‌شناسانه که ایرانی را شاعر و عارف منزوی تصویر می‌کنند، تاریخ این سرزمین سرشار از رزم‌آوری است. از سربازان هخامنشی گرفته تا رزمندگان دفاع مقدس، روح جنگاوری در کالبد این ملت جاری است. این جنگاوری، اما از جنس تهاجم وحشیانه نیست؛ از جنس «دفاع مقدس» و «شجاعت اخلاقی» است. صهیونیسم که ارتش خود را شکست‌ناپذیر می‌خواند، در رویارویی با نیروهای نیابتی تغذیه‌شده از مکتب ایرانی، برای نخستین بار طعم وحشت و زمین‌گیر شدن را چشید. ایرانیان نشان دادند که شاعران نیز می‌توانند سلحشور باشند و این پارادوکس مرگبار، معادلات نظامی دشمن را به هم ریخته است.

لایه‌ی چهارم، مسلمان بودن ایرانیان است. ورود اسلام به ایران، نقطه‌ی عطفی در تاریخ تمدنی ایرانیان بود. ایرانیان، اسلام را از یک دین قومی-عربی به یک تمدن جهانی تبدیل کردند. صهیونیسم با «اسلام سیاسی» به‌مثابه نیروی اصلی مقاومت در برابر اشغالگری مشکل دارد و ایرانیان، پرچمدار این اسلام انقلابی و بیدارگر هستند. ایرانیان با ترکیب عقل تمدنی و ایمان دینی، اسلام را از خرافه زدودند و آن را به گفتمانی رهایی‌بخش بدل کردند. این همان اسلامی است که می‌تواند خیابان‌های لندن و پاریس را نیز تسخیر معنوی کند.

لایه‌ی پنجم و تیغ برنده‌ی دشمنی، شیعه بودن ایرانیان است. تشیع، یک مذهب صرف نیست؛ یک «الهیات اعتراض» است. شیعه، در ذات خود، ظلم‌ستیز و عدالت‌خواه است، شعار هیهات من الذله دارد و با هرگونه نظام سلطه، در ستیز. برخلاف برخی قرائت‌های محافظه‌کار از دین که با قدرت‌های حاکم کنار می‌آیند، تشیع با روایت عاشورا، «نه» گفتن ابدی به ظالم را در DNA پیروانش نهادینه کرده است. صهیونیسم که خود را قدرتی شکست‌ناپذیر می‌داند، نمی‌تواند گفتمانی را تحمل کند که در آن، خون بر شمشیر پیروز می‌شود و شهادت، یک ابزار قدرت است. روح تشیع، روح مقاومت بی‌پایان است و این برای صهیونیسم، کابوسی همیشگی است.

لایه‌ی ششم، وجود حکومت جمهوری اسلامی است. پیش از انقلاب، ایرانِ شیعی، یک پتانسیل خاموش بود. انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)، این روح اعتراض را از حوزه‌های علمیه به خیابان‌ها و از خیابان‌ها به ساختار قدرت کشاند. جمهوری اسلامی، یک «دولت-ملتِ شیعی مدرن» است که پرچم مبارزه با صهیونیسم را نه بر اساس منافع ملی موقت، که بر اساس یک تکلیف دینی و انقلابی برافراشته است. این حکومت، با حمایت از محور مقاومت، عملاً از فلسطین یک مسئله‌ی امنیتی جهانی ساخته است. اسرائیل دیگر با چریک‌های پراکنده روبه‌رو نیست؛ با یک شبکه‌ی به‌هم‌پیوسته‌ی حکومتی مواجه است.

و نهایتاً به عمیق‌ترین و خطرناک‌ترین لایه برای صهیونیسم می‌رسیم: منجی‌گرایی ایرانیان و دغدغه‌مندی برای رفع موانع ظهور حضرت مهدی (عج). تمام لایه‌های پیشین، در این نقطه هم‌گرا می‌شوند. صهیونیسم فقط با یک ملت یا یک دولت، دشمن نیست؛ با یک «آرمان آخرالزمانی» طرف است. در روایات شیعه، نبرد نهایی حق و باطل، با محوریت قدس و ظهور منجی رقم می‌خورد. ایرانیان با پرچمداری زمینه‌سازان ظهور، آگاهانه در مسیر تحقق این وعده‌ی الهی گام برمی‌دارند. دشمنی صهیونیسم با ایران، نه بر سرِ خط لوله‌ی نفت، که بر سرِ «تاریخِ آینده» است. آن‌ها می‌ترسند که این آرمان جهانی، بدل به گفتمان غالب بشریت شود و بساط سلطه‌گری را برای همیشه برچیند. مسلما آن‌ها از اینکه منجی موعود آخرالزمان تشیع ظهور کند و حکومت عدل مهدوی را برپا کند، واهمه دارند.

در نهایت، این هفت لایه نشان می‌دهند که خصومت صهیونیسم، واکنشی طبیعی به ظهور یک تمدن مؤمن، مقتدر و منجی‌باور است. ما در یک نبرد تمدنی تمام‌عیاریم که از خاک و آب فراتر رفته و به افق‌های معنا رسیده است. رمز پیروزی، نه در انکار این لایه‌ها، که در خودآگاهی تاریخی به آن‌ها و تقویت این «هستی مقاوم» نهفته است. صهیونیسم از ایرانی می‌هراسد، چون ایرانی، آیینه‌ی تمام‌نمای پایان تاریخ ظلم است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا