وقتی خورشید، دوست قدیمی، آتش میگیرد…
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
تابستان از راه میرسد، نه با نسیم نوازشگر، که با مشتهای گداختهی آفتاب و ما، انگار فراموش کردهایم که بدنمان یک «موتورِ درونسوزِ ظریف» است که در دمای ۳۷ درجه کار میکند؛ نه یک درجه بیشتر، نه یک درجه کمتر.
بگذارید این یادداشت را با یک هشدارِ اورژانسی شروع کنیم: گرمازدگی، یک «ناراحتی ساده» نیست که با یک لیوان شربت تمام شود؛ گرمازدگی، یک «فوریت پزشکیِ تمامعیار» است که اگر در ۳۰ دقیقهی طلایی مهار نشود، مغز را میپزد، پروتئینهای سلولی را منعقد میکند – درست مثل سفیدهی تخممرغ در ماهیتابه و به نارساییِ چندارگانی و مرگ منتهی میشود؛ اما خبر خوب این است که این قاتلِ خاموش، کاملاً قابل پیشگیری است؛ به شرط آنکه چند «فرمانِ حیاتی» را جدی بگیریم.
نخستین و حیاتیترین نکته: «آب، نه یک نوشیدنی، که یک داروی نجاتبخش است». در تابستان، ما نهتنها از طریق ادرار، که از راه پوست و تنفس هم آب از دست میدهیم؛ این یعنی «کمآبیِ خزنده». بزرگترین اشتباه، نوشیدن آب فقط در زمان تشنگی است. تشنگی، یک زنگِ خطرِ دیرهنگام است؛ یعنی بدن شما قبلاً ۱ تا ۲ درصد از آب خود را از دست داده و وارد فاز «تنش آبی» شده است.
قانون طلایی این است: هرگز منتظر سیگنال تشنگی نمانید؛ باید آب را مثل یک داروی زمانبندیشده مصرف کرد. بهطور متوسط یک لیوان، هر یک ساعت، حتی اگر تشنه نیستید؛ رنگ ادرار، بهترین شاخص شماست: اگر رنگش به زرد پررنگ یا عسلی گرایید، بدانید که بدن در حال کریخواندن است؛ ادرار شفاف و کمرنگ، یعنی کارخانه بهخوبی کار میکند.
اما آب بهتنهایی کافی نیست؛ «سدیم و الکترولیتها» هم باید تأمین شوند. وقتی عرق میکنید، تنها آب نیست که از بدن خارج میشود؛ نمک و پتاسیم هم که برای کارکرد اعصاب و عضلات حیاتیاند، همراه عرق دفع میشوند؛ تعریق نشانهای است از اینکه بدن در حال مقابله با عوامل آسیبزاست؛ بدن، عرق میکند، که مانع آسیب به سلولها و ارگانها شود؛ در واقع بدن با دادن گرمای موجود دربدن به آبِ موجود در بدن، تلاش میکند که از ظرفیت گرمایی ویژه آب استفاده کند و با تعریق، مانع افزایش حرارت بدن شود تا بدن صدمه نبیند؛ گرما که میتواند منجر به تب شود، میتواند بدن را حتی تا کما ببرد و حتی مرگ بروز کند. کمبود سدیم میتواند منجر به وضعیت مرگباری بهنام «هیپوناترمی» یا مسمومیت با آب شود که علائمی شبیه گرمازدگی دارد، اما درمانش کاملاً متفاوت است. پس یک نسخهی اورژانسی به خاطر بسپارید: یک قاشق چایخوری نمک و هشت قاشق چایخوری شکر را در یک لیتر آب حل کنید؛ این، یک «سرم خوراکیِ» نجاتدهنده است؛ ارزان، ساده و بهشدت مؤثر.
نکتهی دوم: «با خورشید، قرارِ کاری نگذارید»؛ ساعت ۱۰ صبح تا ۴ بعدازظهر، تابش فرابنفش و گرمای محیط به اوج خود میرسد؛ کار یدی، ورزش و حتی خرید روزانه را به ساعات اولیهی صبح یا غروب موکول کنید؛ اگر مجبورید در این ساعات بیرون باشید، «سپرسازی» کنید: کلاههای لبهدار که از گوشها و گردن محافظت میکنند، نه کلاههای بیسبالی فانتزی که فقط پیشانی را میپوشانند. جنس لباس هم یک فناوریِ نجاتبخش است؛ «پنبهی نازک و رنگ روشن» انتخاب کنید؛ لباسهای تیره علیالخصوص سیاهرنگ، گرما را جذب میکنند و مثل یک کوره، بدن را در خود میپزند؛ لباس گشاد، اجازه میدهد جریان هوا میان پارچه و پوست حرکت کند و عرق، تبخیر شود؛ تبخیر، کولرِ طبیعی بدن است.
حال میرسیم به یک دامِ شیرین و مرگبار: «نوشیدنیهای کافئیندار و الکلی»؛ چای پررنگ، قهوه، نوشابههای گازدار و هر آنچه الکل دارد، ادرارآورند؛ یعنی مایعی را که به زحمت وارد بدن کردهاید، بهسرعت از بدن خارج میکنند؛ این نوشیدنیها در روزهای گرم، مثل ریختن آب در یک سطلِ سوراخ است؛ اگر هم نمیتوانید از چای صبحگاهی یا قهوهتان صرفنظر کنید، بهازای هر فنجان، یک لیوان آب اضافی بنوشید، تا تعادل برقرار شود.
اما اوج تابستان، جایی است که «تهویهی هوا» از یک وسیلهی آسایش، به یک «دستگاه کمکحیاتی» بدل میشود؛ اما دقت کنید: کولر گازی در محیط بسته، هوا را خشک میکند؛ هوای خشک، تنفس را سختتر کرده و مخاط را تحریک میکند؛ پس در اتاقهای دربسته و کولری، یک دستگاه بخور ساده یا حتی یک کاسه آب روی زمین، معجزه میکند و نکتهی حیاتی دیگر: هرگز، بههیچوجه، کودکان، سالمندان و حیوانات خانگی را در خودروی پارکشده تنها نگذارید؛ دمای داخل خودرو در زیر آفتاب، ظرف ۱۰ دقیقه میتواند ۲۰ درجه افزایش یابد؛ این یعنی مرگ قطعی آن شخص یا آن حیوان زبان بسته.
قشرهای آسیبپذیر را فراموش نکنیم؛ سالمندان، کودکان و بیماران قلبی، اولین قربانیان گرما هستند؛ احساس تشنگی در سالمندان کاهش مییابد، پس باید آنها را مثل یک بیمار بستری، از نظر مصرف مایعات پایش کرد؛ نوزادان هم که توانایی تنظیم دمای بدنشان هنوز کامل نیست؛ پس پوشاندن لباس زیاد به آنها به بهانهی «نکند سرما بخورد»، در تابستان یک اشتباه مرگبار است.
و علامتهای هشدار را جدی بگیریم. گرمازدگی با علائمی فریبنده شروع میشود: سردرد شدید، سرگیجه، تهوع و تعریق سرد و فراوان. اگر این علائم را در خود یا دیگری دیدید، فوراً این سه کار را انجام دهید: یک، فرد را به سایه یا زیر کولر منتقل کنید. دو، لباسهای اضافی را خارج کنید. سه، حولهی خیس و سرد روی گردن، زیربغل و کشالهی ران قرار دهید. این نقاط، بزرگراههای خونی بدناند و خنککردن آنها، سریعترین راه برای کاهش دمای مرکزی بدن است. اگر حال فرد وخیم است، در تماس با اورژانس درنگ نکنید.
سخن آخر: بدن ما، یک معبدِ شیمیایی بینظیر است؛ گرمای تابستان، آزمونی برای احترام ما به این معبد است. با نوشیدن آب قبل از تشنگی، پوشیدن لباس روشن و پناهگرفتن در برابر آفتاب ظهر، نه فقط از گرمازدگی، که از مرگ سلولی و آسیبهای مغزیِ جبرانناپذیر پیشگیری میکنیم. بیاییم این تابستان را نه با غرور «من گرمایی نیستم؛ من قوی هستم؛ اتفاقی برای من نمیفتد و …»، که با هوشمندی «من بلدم چطور از بدنم محافظت کنم»، سپری کنیم؛ سلامتی، در سایهی خنکِ آگاهی و لجبازی نکردن شکوفا میشود.






