علیرضا محمودی فرد؛ پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
تورم بالا مانند تب شدید یک بیمار است؛ هشداردهنده و ناتوانکننده. اما خطر واقعی زمانی است که این تب، به «آتش ابرتورم» تبدیل شود؛ حالتی که در آن پول ملی ارزش خود را بهطور کامل از دست میدهد و نظم اقتصادی فرو میپاشد.
این یادداشت بهصورتی کاربردی و بر اساس تجربیات جهانی، راهکارهای جلوگیری از سرریز تورم بالا به پرتگاه ابرتورم را بررسی میکند.
تجربهی کشورهایی مانند زیمبابوه، ونزوئلا یا آلمان پس از جنگ جهانی اول، موید این واقعیت هولناک است که اقتصاد میتواند از یک تورم مزمن و بالا، به سرعت به ورطهی ابرتورم سقوط کند. ابرتورم تنها یک تورم بسیار بزرگ نیست؛ بلکه یک «روانگسیختگی پولی» است؛ در این مرحله، اعتماد عمومی به پول ملی بهطور کامل از بین رفته، مردم برای خلاصی از پول، آن را بهسرعت به کالا تبدیل میکنند و سیستم قیمتها کاملاً فرو میریزد. پرسش حیاتی این است: در شرایطی که کشور با تورم بالا دستوپنجه نرم میکند، چگونه میتوان از وقوع این فاجعه جلوگیری کرد؟
شناخت نقطهی بحران: مرز بین تورم بالا و ابرتورم کجاست؟
ابرتورم معمولاً با افزایش ماهانهی قیمتها به میزانی بیش از %۵۰ تعریف میشود؛ اما پیش از رسیدن به این رقم، نشانههای هشداردهندهای ظاهر میشود:
فرار از پول ملی: مردم ترجیح میدهند دارایی خود را به شکل ارزهای خارجی باثبات یا کالاهای ماندگار حفظ کنند.
شتاب در گردش پول: زیرا همگان میدانند نگهداری پول، به معنی از دستدادن ارزش آن است.
بیاثرشدن سیاستهای معمول: ابزارهای متعارف کنترل تورم مانند افزایش نرخ بهره، اثر خود را از دست میدهند.
در چنین شرایطی، اقدامات پیشگیرانه باید فوری، قاطع و هماهنگ باشد.
راهبردهای پیشگیرانه: چهار ستون مهار ابرتورم
جلوگیری از ابرتورم نیازمند یک برنامهی جامع و اعتمادساز است که بر چند ستون اصلی استوار است:
۱. بازسازی اعتماد از طریق انضباط پولی رادیکال:
اعتماد، گرانبهاترین دارایی در این مرحله است. بانک مرکزی باید استقلال عملیاتی خود را اگر از دست داده، باز یابد و بهصورت عمومی و شفاف متعهد شود که دیگر پول چاپ نخواهد کرد. این ممکن است مستلزم توقف کامل تأمین کسری بودجه دولت از طریق بانک مرکزی باشد. هدف، شکستن انتظارات تورمی و القای این باور است که افزایش پایه پولی متوقف شده است.
۲. درمان ریشهای کسری بودجه دولت:
مادر تورمهای افسارگسیخته، کسری بودجهی دولت است که با چاپ پول تأمین میشود. دولت باید یک برنامهی اضطراری و قابلاجرا برای تراز کردن بودجه ارائه دهد. این برنامه نباید صرفاً بر افزایش فشار بر قشر ضعیف متمرکز باشد، بلکه باید مبتنیبر:
اصلاح ساختار مالیاتی: گرفتن مالیات از بخشهایی که تاکنون کمتر مشارکت کردهاند و کاهش فرار مالیاتی.
هدفمند کردن یارانهها: حذف یارانهپردازی به دهکهای پردرآمد و تمرکز بر حمایت مستقیم از گروههای آسیبپذیر.
کاهش هزینههای زائد و غیرضروری: بازنگری اساسی در طرحهای بزرگ و هزینهبر.
۳. ثباتبخشی به نرخ ارز با ابزارهای واقعبینانه:
در شرایط تورم بالا، بازار ارز معمولاً تحت فشار شدید است. تلاش برای مهار مصنوعی و طولانیمدت نرخ ارز با فروش ذخایر، مانند مسکن موقتی است که آتش زیر خاکستر را شعلهورتر میکند. باید با طراحی یک نظام ارزی شفاف (مانند شناور مدیریتشده) که نزدیک به شرایط واقعی بازار است، اعتماد ایجاد کرد. این کار ممکن است در کوتاهمدت موجب تلاطم شود، اما بلاتکلیفی و بازار سیاه را کاهش میدهد.
۴. حمایت اجتماعی هوشمند و تولیدمحور:
اقدامات سختگیرانهی مالی و پولی، بهویژه در کوتاهمدت، میتواند فشار بر زندگی مردم را افزایش دهد. برای جلوگیری از ناآرامیهای اجتماعی که خود میتواند مسیر را به سمت ابرتورم هموار کند، باید یک شبکهی ایمنی اجتماعی هدفمند و کارآمد برای حمایت مستقیم از اقشار کمدرآمد طراحی شود. در عین حال، هرگونه یارانه یا تسهیلات باید بهصورت مشروط به افزایش بهرهوری و تولید در بنگاههای اقتصادی اختصاص یابد تا عرضهی کالاها افزایش یابد.
هشدار نهایی: پیامد فاجعهبار تعلل
تجربه نشان میدهد که دولتیها در مواجهه با تورم بالا، اغلب به اقدامات نیمبند و مقطعی (مانند کنترل دستوری قیمتها، ایجاد ارزهای چندنرخی پیچیده یا سرکوب بازارها) روی میآورند. این کارها در بهترین حالت، زمان میخرند، اما بیماری را حادتر میکنند. کنترل قیمت، موجب قحطی کالا و بازار سیاه میشود و نظام چندنرخی، رانت و فساد را دامن میزند. هر دوی این اقدامات، اعتماد را نابود میکنند.
جمعبندی: عزمی ملی برای نجات پول ملی
پیشگیری از ابرتورم، یک نبرد اقتصادی-اجتماعی بزرگ است. نیازمند جرأت سیاسی برای اجرای سیاستهای سخت اما ضروری، شفافیت بیسابقه در اطلاعرسانی و ایجاد وفاق ملی حول محور نجات پول ملی است. جامعهای که اعتماد خود را به پولش از دست بدهد، درحقیقت اعتماد به آیندهی مشترک را از دست داده است. وظیفهی امروز سیاستگذار، جلوگیری از وقوع این فاجعه است. مسیر روشن است: توقف چاپ پول، تعادل بودجه، شفافیت در بازار ارز و حمایت هوشمند از مردم. هزینهی این اقدامات گران است، اما هزینهی سقوط به ورطهی ابرتورم، بهمراتب ویرانگرتر و جبرانناپذیر خواهد بود. آیندهی اقتصادی یک ملت، در گرو تصمیمهایی است که امروز، در آستانهی پرتگاه گرفته میشود.








