دلار: 189,795 تومان
یورو: 216,190 تومان
پوند انگلیس: 240,280 تومان
درهم امارات: 51,501 تومان
یوان چین: 28,150 تومان
دینار بحرین: 501,590 تومان
دینار کویت: 610,590 تومان
ریال عربستان: 50,302 تومان
دینار عراق: 123.8 تومان
لیر ترکیه: 4,020 تومان
ین ژاپن: 116,347 تومان
طلا 18 عیار: 18,410,400 تومان
انس طلا: 771,772,898.2 تومان
مثقال طلا: 80,105,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,646,900 تومان
طلا دست دوم: 18,238,907 تومان
نقره 925: 349,234 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,900,000 تومان
ربع سکه: 50,990,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,610,000 تومان
آلومینیوم: 595,481,812.5 تومان
مس: 2,587,469,541.1 تومان
سرب: 357,475,086.6 تومان
نیکل: 3,208,034,660.8 تومان
قلع: 10,055,528,895 تومان
روی: 667,081,976.2 تومان
گاز طبیعی: 544,521.8 تومان
بنزین: 642,513 تومان
نفت خام: 15,511,945.3 تومان
گازوییل: 227,514,858.3 تومان
نفت اپک: 15,975,045.1 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 189,795 تومان
یورو: 216,190 تومان
پوند انگلیس: 240,280 تومان
درهم امارات: 51,501 تومان
یوان چین: 28,150 تومان
دینار بحرین: 501,590 تومان
دینار کویت: 610,590 تومان
ریال عربستان: 50,302 تومان
دینار عراق: 123.8 تومان
لیر ترکیه: 4,020 تومان
ین ژاپن: 116,347 تومان
طلا 18 عیار: 18,410,400 تومان
انس طلا: 771,772,898.2 تومان
مثقال طلا: 80,105,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,646,900 تومان
طلا دست دوم: 18,238,907 تومان
نقره 925: 349,234 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,900,000 تومان
ربع سکه: 50,990,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,610,000 تومان
آلومینیوم: 595,481,812.5 تومان
مس: 2,587,469,541.1 تومان
سرب: 357,475,086.6 تومان
نیکل: 3,208,034,660.8 تومان
قلع: 10,055,528,895 تومان
روی: 667,081,976.2 تومان
گاز طبیعی: 544,521.8 تومان
بنزین: 642,513 تومان
نفت خام: 15,511,945.3 تومان
گازوییل: 227,514,858.3 تومان
نفت اپک: 15,975,045.1 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 300405249072
حقوقی و قضاییروزنامه

چالش‌های اساسی پلیس در برابر فعالیت‌های معاصر در حال رشد

دکتر غلامحسین بیابانی؛ دانشیار گروه کشف جرایم دانشگاه جامع علوم انتظامی امین

در سال‌های اخیر تعداد افسران پلیس نسبت به دهه های گذشته در عمده کشورها کاهش یافته است، این تغییر در نیروی کار نشان‌دهنده نیاز به مدیریت موثرتر نیروی کار در پلیس بیش از هر زمان گذشته است.

اما رهبری در پلیس با فرهنگی قوی مبنی بر مقام و تصمیم‌سازی متمرکز، معمولا به شکل دستور و کنترل مفهوم‌سازی می‌شود.

هرینگتون و کالوین توضیح می‌دهند که: “رهبرانی که می‌توانند در چنین سازمان‌هایی با اتکا به قدرت‌شان به طور موثری عمل کنند. این کار با پیروی مستقیم با احترام دیگران به درجه آن‌ها امکان‌پذیر می‌شود.” پیچیدگی فعالیت پلیسی و فشارهای مالی بر روی نیروهای پلیس در عمده کشورها نیازمند توسعه مهارت‌های رهبری می‌باشد.

رویکردهای مشترک یا مشارکتی، فرصت بیشتری برای مشارکت در امر رهبری در میان تمامی رده‌ها را به عنوان یک آلترناتیو برای رویکرد سلسله‌مراتبی سنتی‌تر فراهم می‌سازد.

ارزیابی اشتاین‌برگر و ووست‌والد از یک اقدام رهبری مشترک در یک گروه پلیس پیشرفته، پیشرفت‌های چشمگیری را در ارتباطات و روابط بین کارمندان و انگیزه‌های آنان را نشان داد. پژوهش ماسال در آلمان، رهبری مشترک را تایید می‌کند و دریافته است که رهبران پلیس حامی تحول از طریق روشن بودن اهداف و رضایت کاری، تاثیری مثبت بر روی فعالیت‌های رهبری مشترک داشتند.

پژوهش کریگو همکاران در سال 2010 در مورد رهبری مشترک در فعالیت پلیسی مربوط به جوامع قومیتی اقلیت، نشان‌دهنده‌ استفاده از رهبری مشترک در مشارکت در جوامع است.

اما این مطالعات، توجه‌ها را به سوی چالش‌های به‌کارگیری فعالیت‌های رهبری آلترناتیو در محیط‌های سلسله‌مراتبی براساس دستور همچون پلیس، جذب کرد.

علاوه بر این، رهبری پلیس در چارچوب‌های مدیریتی نیز تا حدود زیادی مفهوم‌سازی می‌شود، از قبیل مدیریت پروژه، سیستم‌ها و ریسک، برون‌سپاری رقابتی و تمرکززدایی، سیستم‌های تشویقی و مکانیسم‌های بازخورد مشتری نشان‌دهنده این هستند که اصول کارآیی و کارآمدی چقدر در گفتمان رهبری پلیس قرار گرفته است.

دانشکده پلیسی بریتانیا و ولز تاکید مدیریتی بر سیاست رسمی پلیس را اینگونه تایید می‌کند: “رهبران ارشد پلیس، سازمان‌هایی پیچیده را مدیریت می‌کنند و توانایی انجام این کار با تقویت جنبه‌های مثبت یک دیدگاه تجاری‌تر می‌تواند بهبود یابد.

این امر مستلزم یک رویکرد با انگیزه سودآوری نیست بلکه به ویژگی‌هایی خاص اشاره دارد از قبیل ایجاد فرصت و نه منتظر فرصت ماندن، توانایی ارائه ایده‌های جدید، ارزش گذاردن بر روابط مثبت با همکاران، گروه‌ها و مراجعین، انطباق سریع با شرایط جدید.”

روابط متقابل بین رهبری و مدیریت پیچیده و متناقض است زیرا تنش‌هایی ذاتی در این رابطه وجود دارد. در فرآیند تمایزگذاری بین رهبری و مدیریت، تمایلی به این امر وجود دارد که مدیریت جایگاه بالاتری داشته باشد، چنین دوگانه‌ای برای رشد ظرفیت رهبران آینده مفید نیست.

چشم انداز معاصر از فعالیت پلیسی مستلزم دور شدن از رهبری براساس دستور و حرکت به سوی رویکردهای خلاقانه به رهبری است.

بنابراین، در چنین زمینه‌ای، پژوهشگران تصدیق می‌کنند که رهبری یک مسئله جدا از جهان اجتماعی نیست بلکه متاثر از روابط متقابل اجتماعی و گفتمان‌های اجتماعی است.

اسمیرسیچ و مورگان نقش چارچوب‌بندی یا “مدیریت معنا” در ساخت رهبری را بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند:
“رهبری در فرآیندی درک می‌شود که در آن یک یا چند فرد در تلاش برای چارچوب‌بندی و تبیین واقعیت برای دیگران موفق می‌شوند.”

مطالعه پیش‌رو با توجه به متون قبلی در مورد ایجاد مفهوم در رهبری، به دنبال بررسی بررسی چارچوب رهبری پلیس به عنوان رهبری مدیریتی و دستوری است.

رهبری دستوری

به طور کلی افسران پلیس، رهبری را در چارچوب مسائل عملیاتی و دستوری توصیف می‌کردند. افسران پلیس به طور خاص، ساختار سلسله مراتبی را در مشخص نمودن نقش‌ها و مسئولیت‌ها و جایگاه روشن تصمیم‌گیری در موقعیت‌های عملیاتی مهم می‌دانستند.

این آنالیز نشان داد که وظایف و نتایج آن‌ها دارای اولویت‌بندی در بین افراد در مقام رهبری است. افسران پلیس در موقعیت‌های عملیاتی بر اهمیت محوری مدیریت موثر مسئولیت‌ها و نه رویکردهای معطوف به افراد تاکید داشتند.

افسران پلیس در این تحقیق به ضرورت یک ماهیت مستقل و دستوری برای رهبری در موقعیت‌های عملیاتی و اهمیت به انجام رساندن کارها اشاره داشتند. اما تاکید بر مسئولیت در رهبری دستوری به عنوان مانعی بر سر ایجاد رویکردهای آلترناتیو معطوف به افراد عمل می‌کند.

ریسک و رویت‌پذیری

رویکرد دستوری به رهبری پلیس تحت تاثیر درک از استلزامات وضعیت است. موقعیت‌های با ریسک و رویت‌پذیری بالا به عنوان مثال‌هایی هستند که افسران پلیس در آن‌ها یک رویکرد دستوری را ضروری می‌دانند. در این موقعیت‌ها امکان اینکه نگاه موشکافانه عموم مردم جلب شود، زیاد است. ساختار و قدرت سلسله مراتب در این موقعیت‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد تا کارها انجام شوند.

در مقابل، شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه رویکردهای آلترناتیو به رهبری در موقعیت‌های با ریسک و رویت پذیری پایین به کار می‌روند.

این موقعیت‌ها در فضاهای حفاظت شده، دور از دید عموم مردم از قبیل روابط متقابل غیررسمی بین افسران ارشد و افسران درجه پایین اتفاق می‌افتند که در آن‌ها رهبری دستوری برای انجام امور ضروری نیست. افسران پلیس در توصیف این موقعیت‌ها از توانایی مشارکت کارکنان خود در فرآیند تصمیم‌سازی صحبت کردند.

رهبری با رویکرد مدیریتی

این آنالیز نیز نشان داد که رهبری پلیس در بین کارکنان به عنوان یک امر مدیریتی درک می‌شود و نه رهبری معطوف به افراد. افسران پلیس از زبانی برای توصیف فعالیت‌های رهبری استفاده کردند که بازتاب‌دهنده سازمان‌های بخش خصوصی بود.

فعالیت پلیسی توسط افسران پلیس به عنوان “کسب‌وکار” و سازمان به عنوان “شرکت” توصیف می‌شد. به همین ترتیب، به افراد با عنوان جایگاه‌شان در سازمان اشاره می‌شد.

اصطلاحاتی از قبیل “جهت‌گیری راهبردی”، “بینش”، “عملکرد” و “معیار” به طور مرتب مورد استفاده قرار می‌‌گرفتند که نشان‌دهنده اصطلاحات مدیریتی هستند. این گفتمان مدیریتی مورد استفاده برای توضیح فعالیت رهبری، نشان‌دهنده فرضیاتی در مورد جهان‌شمولی مهارت‌های رهبری و قابل انتقال بودن اصول و فعالیت‌های مربوطه از سازمان‌های بخش خصوصی است.

تاکید بر رهبری مدیریتی و رهبری دستوری نیز به عنوان مانعی در برابر اولویت‌دهی به رویکردهای معطوف به افراد عمل می‌کند. جنبه‌های فردی یا رابطه‌ای اولویت کمتری می‌یابند تا بر مسئولیت تمرکز ایجاد شود.

درک مفهوم رهبری در چارچوب‌های مدیریتی با درک از رهبری پلیس به عنوان امری عملیاتی و دستوری در تضاد است. با این وصف، ادراکات مربوط به رهبری، دسته‌بندی‌هایی جامع نیستند؛ به عنوان مثال یک شخص ممکن است در مورد موقعیت‌های رهبری متفاوت بحث کند و از هر دو مفهوم استفاده کند. بنابراین حضور این رویکردهای مختلف به رهبری بازتاب‌دهنده‌ افزایش مهارت‌های لازم برای یک رهبر پلیس معاصر است.

این مطالعه به دنبال بررسی این امر بود که افسران در یک بخش از پلیس چگونه دریافت‌هایی در مورد رهبری را می‌سازند. گفتمان‌های دستوری و مدیریتی مورد استفاده قرار گرفتند تا رهبری پلیس در چارچوب‌های دستوری و مدیریتی را ترسیم کنند و نه اینکه بر روی افراد به عنوان یک منبع مهم در فعالیت پلیسی مدرن تمرکز شود.

دریافت مبنی بر مسئولیت از رهبری با رویکردهای معطوف به افراد متضاد است. جنبه‌های فردی رهبری از طریق مدیریت کارآمد وظایف مربوطه به دست می‌آید. آدیر تصدیق می‌کند که “انجام وظیفه روش اساسی ایجاد روحیه مناسب و رسیدگی به نیازهای فردی است.” بنابراین تاکید بر وظیفه با جنبه‌های فردی و رابطه‌ای رهبری در تضاد است؛ در فضای نظامی، این ظرفیت‌ها به عنوان نقطه ضعف برشمرده می‌شوند. بنابراین، این گفتمان‌های متضاد نشان دهنده تنش‌های موجود در فعالیت رهبری پلیس است.

پژوهش مردم‌نگاری روس یانی در دانشکده پلیس نیویورک یک بینش اولیه در مورد تنش‌ها و جدایی‌های بین نقش‌های عملیاتی و مدیریتی “پلیس‌های خیابانی” و “پلیس‌های مدیریتی” فراهم ساخت. در بریتانیا، هولدوی رویکردهای متضاد در فعالیت‌های پلیسی و اولویت‌های در ” فعالیت حرفه‌ای مدیریتی” و “فعالیت حرفه‌ای در عمل”را به تصویر کشید.

این مفاهیم رقیب در رهبری پلیس می‌تواند جدایی بین افسران ارشد و افسران با درجه پایین را بیشتر کند و به عنوان مانعی در برابر رویکردی عمل کند که در گسترش ظرفیت رهبری آینده بر هر فرد و همچنین مجموع نیروی کار ارزش می‌گذارد.

حضور رهبری دستوری گزارش شده، مقاومت فرهنگ کاری پلیسی و مفاهیم مربوط به دستور، انضباط و سلسله مراتب در برابر تغییر را بیشتر عیان می‌سازد. با توجه به ریسک بالای موقعیت‌ها، رهبری موثر دستوری دارای ارزش کاری قابل توجهی است و این مقاومت قابل درک است.

پارادوکس در اینجا است که در هنگامی که رهبری پلیس نیاز دارد که خلاقانه‌تر و مردم‌مدارتر شود، فشارها و پیچیدگی‌های این محیط فعالیت پلیسی معاصر به این معنی است که افسران پلیس به سوی نوعی از رهبری پسروی می‌کنند که دستوری و با اولویت کارایی و کارآمدی است.

علاوه بر این، این پژوهش نشان داد که فعالیت رهبری در پلیس در چارچوب‌های ریسک قرار می‌گیرد. بنابراین، درک موقعیت‌ها در چارچوب‌های ریسک، تنشی است که نیازمند این است که در رشد ظرفیت رهبران آینده مورد بررسی قرار گیرد.

فعالیت پلیسی به طور سنتی سازمان داده شده است تا فرایندهای بوروکراتیک و سلسله مراتبی و دوری از ریسک را در اولویت قرار دهد و نه اینکه به دنبال ریسک، نوآوری و روحیه انتروپورنری در رهبری باشد. درحالی‌که در این مطالعه گزارش شده است که رهبری وظیفه‌محور از نوآوری در رهبری جلوگیری می‌کند، فعالیت‌های آلترناتیو در موقعیت‌های با رویت‌پذیری و ریسک کمتر پدیدار شدند.

این فضاهای با ریسک پایین و مطمئن ضروری هستند تا به افسران اجازه دهند تا کارها را به شکلی متفاوت انجام دهند و رویکردهای رهبری رابطه‌ای، همکارانه و مشارکتی‌تر ایجاد کنند.

استفاده از این فضاهای با ریسک پایین برای تسهیل جنبه‌های فردی و رابطه‌ای رهبری پلیس در پژوهش فعلی تصدیق شده است. هرینگتون و کولوین استفاده از “آزمایش‌های خلاقانه” در پلیس را ذکر می‌کنند و اسمیت برای ایجاد یک فرهنگ انتروپورنری در پلیس، به رسمیت شناختن نواحی خاصی در پایگاه‌های پلیس را پیشنهاد می‌کند که در آن‌ها افراد این قدرت را دارند که بر روی پروژه‌های بهبودی به طور مستقل عمل کنند.

بنابراین، برای ایجاد ظرفیت رهبری آینده در پلیس، این مطالعه، بر اهمیت فضاهای امن مشخص شده درون پایگاه‌ها برای خلاقیت در رهبری پلیس تاکید بیشتری می‌کند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا