کاسپین میراثی که آرام آرام رنگ میبازد

دریای کاسپین هر روز چند قدم از ساحل فاصله میگیرد و نشانههای یک بحران بزرگ را آشکار میکند. آب پایین میرود، ساحل عقب مینشیند و تالابهایی که زمانی مامن ماهیها و پرندگان بودند، کمعمق و شکننده میشوند. اگر این روند ادامه پیدا کند، بخشی از خلیجها و تالابهای ساحلی به شورهزارهایی بیجان تبدیل میشوند.
اما مشکل خزر فقط کاهش تراز آب نیست و آلودگی نیز نفس این دریا را میگیرد. فاضلاب شهری و صنعتی، شیرابههای سمی، سموم کشاورزی و زبالهها وارد رودخانهها میشوند و سرانجام خود را به خزر میرسانند.
رودخانههایی که باید شاهرگ حیاتی دریا باشند، در بسیاری از نقاط به مسیر انتقال آلودگی تبدیل میشوند. سدسازیهای غیرمجاز و برداشت بیرویه آب نیز جریان طبیعی رودخانهها را مختل میکنند و سهم خزر را کاهش میدهند.
ماهیها و دیگر آبزیان نخستین قربانیان این بحران میشوند و صیادان و جوامع ساحلی نیز زیان میبینند. نمیتوان همه تقصیرها را به تغییر اقلیم نسبت داد و از مسئولیت انسانی فرار کرد.
ساختوساز در حریم ساحل، ضعف نظارت و بیتوجهی به حقابه تالابها، بحران را تشدید میکنند. خزر هنوز قابل نجات است، اما تنها با اقدام فوری و همکاری واقعی پنج کشور ساحلی نجات پیدا میکند.
عصر اقتصاد در گفتوگو با حمید علیزاده، استاد گروه علوم غیرزیستی دریا در پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی، به بررسی بحرانهای دریای کاسپین پرداخته است. کاهش تراز آب، افزایش تبخیر، آلودگی رودخانهها، رسوبگذاری تالابها و تهدید آبزیان، مهمترین چالشهای این دریا محسوب میشوند.
راهکارها از منظراین استاد دانشگاه نیز از حفظ حقابه رودخانهها، کنترل فاضلاب و کاهش رسوبات تا باز نگهداشتن مسیرهای ارتباطی خلیجها را شامل میشوند.
تراز آب خزر همچنان نوسان میکند
حمید علیزاده، استاد گروه علوم غیرزیستی دریا در پژوهشگاه ملی اقیانوسشناسی و علوم جوی، گفت: تراز آب دریای خزر به میزان ورود و خروج آب بستگی دارد و اکنون تحتتأثیر تغییر این دو عامل قرار میگیرد. رودخانهها و بارش مستقیم، مهمترین منابع تأمین آب خزر بهشمار میروند و رودخانه ولگا بیشترین سهم را در این میان ایفا میکند. در مقابل، تنها مسیر خروج آب از خزر، تبخیر سطحی از دریا و خلیجهای آن محسوب میشود.
وی افزود: در سالهای اخیر، افزایش دمای هوا و آب لایههای سطحی، همراه با تغییر رژیم باد، میزان تبخیر سالانه را افزایش داده و آن را از میزان آب ورودی بیشتر کرده است.
این وضعیت، کاهش تراز آب خزر را رقم زده است. طی ۷۰ سال گذشته، سدهای متعددی بر رودخانههای ورودی ساخته شدهاند، اما نقش مصرف آب در تغییر تراز خزر همچنان قابلتوجه نیست.
علیزاده ادامه داد: تراز آب خزر در سههزار سال گذشته حدود پنج متر پایینتر و هشت متر بالاتر از سطح کنونی نوسان کرده است. اندازهگیریهای ۱۵۰ سال اخیر نیز نوسان تراز را میان منفی ۲۶ و منفی ۲۸ متر نشان دادهاند. بااینحال، تشدید تغییرات اقلیمی و کاهش بارش در حوضه آبریز میتواند افت بیشتری را رقم بزند.
امید به احیا همچنان باقی است
این استاد گروه علوم غیرزیستی دریا، گفت: با وجود کاهش تراز آب خزر، هنوز میتوان بخشی از تالابهای ساحلی ایران را حفظ یا احیا کرد، اما شرایط همه تالابها یکسان نیست.
بهگفته وی، بخشی از تالاب خشکشده گمیشان با کمترین مداخله قابل احیا است و حتی میتوان زمینه شکلگیری تالاب جدیدی در نواحی کمعمق روبهروی آن را فراهم کرد. همچنین حفظ آبدهی اکولوژیک رودخانههای ورودی، کاهش ورود رسوب و مواد مغذی، و باز نگهداشتن مسیر تبادل آب با خزر از ناحیه چپقلی و آشوراده، برای بقای این خلیج ضروری است.
علیزاده هشدار داد: اگر این آبراهها بر اثر رسوبگذاری یا مداخلات انسانی بسته شوند، بخش بزرگی از خلیج گرگان به شورهزار تبدیل میشود. بنابراین پایداری تالابهایی مانند فریدونکنار، امیرکلا و لپو-زاغمرز نیز به تأمین آب شیرین وابسته است و در تالاب انزلی هم جلوگیری از ورود فاضلاب و رسوبات، اهمیت حیاتی دارد.
آب بهتنهایی عامل نابودی آبزیان نیست
علیزاده، گفت: عقبنشینی آب دریای کاسپین یک هشدار جدی برای زیستبومهای ساحلی و آبزیان این پهنه آبی محسوب میشود. وقتی تراز آب پایین میرود، مناطق کمعمق، محلهای تخمریزی ماهیان و زیستگاههای طبیعی آبزیان کوچک یا خشک میشوند. این روند، بهویژه در خلیجها، تالابها و سواحل شمالی، فشار بیشتری بر گونههای حساس وارد میکند.
وی افزود: کاهش آب بهتنهایی عامل نابودی آبزیان نیست، اما هنگامی که با ورود فاضلاب، شیرابه، سموم کشاورزی، رسوبگذاری و صید بیرویه همراه میشود، خطر کاهش شدید ذخایر آبزیان را افزایش میدهد. در چنین وضعیتی، ماهیانی که برای تخمریزی به آبهای کمعمق و رودخانهها وابسته هستند، بیشتر آسیب میبینند.
علیزاده تأکید کرد: نمیتوان از انقراض همه آبزیان سخن گفت، اما اگر مسیرهای تبادل آب، تالابها و رودخانههای ورودی حفظ نشوند و آلودگی مهار نشود، برخی گونهها در معرض کاهش جمعیت و حتی حذف محلی قرار میگیرند.
این استاد گروه علوم غیرزیستی دریا تصریح کرد: برای مهار این بحران، باید همزمان از تالابها، رودخانههای ورودی و زیستگاههای تخمریزی ماهیان حفاظت شود. نخستین اقدام، جلوگیری از ورود فاضلاب شهری و صنعتی، شیرابههای سمی و سموم کشاورزی به رودخانهها و خزر است.
همچنین باید حقابه زیستمحیطی تالابها و رودخانهها تأمین شود و مسیرهای تبادل آب میان خزر، خلیجها و تالابهای ساحلی باز بماند. لایروبی هدفمند آبراهها، کنترل رسوبگذاری و جلوگیری از تخریب حریم ساحل نیز ضرورت دارد. در کنار این اقدامات، نظارت بر صید و مقابله با صید غیرمجاز باید جدیتر دنبال شود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: نجات کاسپین تنها با نگاه مقطعی و پروژهای امکانپذیر نیست. باید یک عزم ملی و منطقهای شکل بگیرد تا همگان باور کنند حفظ این دریا به معنای حفظ زندگی و آینده است.
دریای کاسپین امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی جایگاهش در اندیشه ملی و منطقهای و اتخاذ تصمیمهای شجاعانه برای نجات آن است. بیتوجهی به روند کنونی به معنای از دست رفتن تدریجی بخشی از هویت سرزمینی ماست؛ هویتی که اگرچه ریشه در تاریخ و فرهنگ دارد، اما بدون پاسداشت محیط زیست و منابع طبیعی به سرعت رنگ میبازد.
در نهایت، دریای کاسپین نه تنها یک منبع طبیعی ارزشمند، بلکه میراث مشترک فرهنگی و اقتصادی منطقه است که حفظ و احیای آن نیازمند همکاری مستمر، مدیریت هوشمندانه و تعهد جدی همه کشورهای حاشیهای است. تنها با نگاه جامع و مسئولانه میتوان از این گنجینه بیبدیل محافظت کرد و آیندهای پایدار برای نسلهای آینده رقم زد.








