گرانفروشی، معیشت مردم را به چالش می کشاند
سردار رحیمی
گرانفروشی فراتر از یک رفتار اخلاقزیر یا خلاف قانون در سطح خردهفروشی، یک بیماری اقتصادی» است که میتواند کل ساختار سلامت یک کشور را از بین ببرد.
وقتی قیمتها بهصورت کاذب و بدون دلیلِ منطقی (مانند افزایش هزینه تولید) بالا میروند، زنجیرهای از واکنشهای مخرب در اقتصاد کشور ایجاد میشود.
در اینجا تاثیرات نامناسب گرانفروشی را در چهار سطح اصلی بررسی میکنیم:۱. تاثیر بر قدرت خرید و سطح معیشت (سطح اجتماعی)تاثیر بر قدرت خرید و سطح معیشت این مستقیمترین و دردناکترین اثر گرانفروشی است:
– کاهش واقعی درآمد: وقتی قیمت کالاها (بهویژه کالاهای اساسی مثل مواد غذایی و دارو) به صورت کاذب بالا میرود، همان مقدار پول که مردم در اختیار دارند، قدرت خرید کمتری دارد. در واقع، مردم فقیرترمیشوند بدون اینکه درآمدشان تغییر کرده باشد.
– افزایش شکاف طبقاتی: گرانفروشی باعث میشود کالاهای ضروری برای بخشهای آسیبپذیر جامعه (کمدرآمد) دستنایافتنی شود و ثروت به سمت کسانی که توان پرداخت قیمتهای کاذب را دارند، حرکت کند. این امر منجر به ناامنی اجتماعی میشود.
۲. تاثیر بر «تورم» و «ثبات پولی» (سطح کلان اقتصادی)گرانفروشی یکی از محرکهای اصلی و مخرب تورم است:
– تورم کاذب :گرانفروشی باعث میشود شاخص قیمتها بالا برود. وقتی قیمتها بالا میرود، مردم انتظار دارند فردا هم گرانتر شود؛ این “انتظار تورمی” باعث میشود همه شروع به بالا بردن قیمتها کنند و یک چرخه باطل ایجاد شود که کنترل آن بسیار دشوار است.
– تخریب ارزش پول ملی: بالا رفتن بیرویه قیمتها در بازار داخلی، اعتماد به پول ملی را از بین میبرد و مردم را به سمت خرید ارز یا داراییهای فیزیکی (مثل طلا) سوق میدهد که خود باعث بیارزش شدن ریال میشود.
۳. تاثیر بر «توزیع منابع» و «بازار» (سطح ساختاری)گرانفروشی باعث میشود بازار از حالت «رقابتی و کارآمد» خارج شود:
– تضعیف رقابت سالم: در بازار سالم، شرکتهایی که کیفیت بهتر یا قیمت پایینتر دارند، برنده میشوند. اما در فضای گرانفروشی و احتکار، کسانی که قدرت انبارداری یا نفوذ سیاسی دارند، برنده میشوند.
این یعنی به جای “تولیدکننده کارآمد”، “واسطه نفعجو” در بازار حکمرانی میکند.
– تخصیص نادرست منابع: وقتی قیمتها کاذب است، سرمایهها به جای اینکه صرف تولید و ساختوساز شود، به سمت «سودهای سریع از طریق واسطهگری و گرانفروشی» حرکت میکنند.
این یعنی سرمایه از بخش تولید (که ارزش افزوده دارد) خارج و به بخش واسطهگری (که ارزش افزوده ندارد) منتقل میشود.
۴. تاثیر بر «اعتماد عمومی» و «اقتصاد غیررسمی»بین رفتن اعتماد به نهادها: وقتی مردم احساس کنند بازار کنترل نمیشود و گرانفروشی حاکم است، اعتمادشان به سیستم بانکی، دولت و قوانین از بین میرود.
– رشد اقتصاد زیرزمینی: برای فرار از نظارتهای دولتی و قیمتگذاریهای احتمالی، بسیاری از معاملات به سمت بازارهای سیاه و غیررسمی میروند. این یعنی دولت کنترل کمتری بر پولهای در گردش دارد و مالیاتگیری کاهش مییابد.
هر شهروند یک ناظر اقتصادیهر شهروندان لازم است در شرایط موجود یک ناظر اقتصادی باشد از این رو پلیس امنیت اقتصادی فراجا با راه اندازی ستاد خبری تلاش دارد تا با بهره گیری از اخبار و اطلاعات مردم با سرعت و دقت بیشتری با مفسدان و مجرمان اقتصادی که گرانفروشان بخشی از آنان هستند برخورد نماید از این رو هموطنان می توانند اخبار و اطلاعات خود را در بستر سروش، بله، ایتا و… به آدرس @police30110 ارسال نمایند.
خلاصه و نتیجهگیریاگر بخواهیم گرانفروشی را در یک جمله خلاصه کنیم: گرانفروشی، ثروت تولید شده در جامعه را از “بخش تولید و کار” به “بخش واسطهگری و بیعمل” منتقل میکند.
این پدیده باعث میشود جامعه به جای رشد، دچار “تخریب ثروت” شود؛ یعنی در حالی که کالاها و خدمات موجود هستند، اما به دلیل قیمتهای کاذب، از دسترس مردم خارج شده و اقتصاد در یک دایره تورم و فقر گرفتار میماند.








