همه کار کردهاند، اما هوا هنوز نفس ندارد!
اکرم رضائی نژاد
آلودگی هوا در زمستان ۱۴۰۴ دوباره به نقطه بحران رسیده است، وضعیتی که مدارس را تعطیل کرده، بیمارستانها را شلوغ کرده و نفسکشیدن را برای میلیونها شهروند سختتر از همیشه ساخته است.
اما در میانه این شرایط، یک واقعیت مشترک در تمام اظهارنظرهای رسمی دیده میشود: هیچ نهادی مسئولیت مستقیم را نمیپذیرد و تقریباً همه دستگاهها با قاطعیت اعلام میکنند که «مشکل از ما نیست». از مجلس تا وزارتخانهها، از نیروگاهها تا صنعت سیمان، از شهرداری تا استانداری، همه مجموعهها میگویند وظایف خود را انجام دادهاند و عوامل آلودگی جای دیگری است.
به گزارش عصراقتصاد، بر اساس گفتههای علیاصغر نخعیراد، عضو کمیسیون امور داخلی مجلس، «هوای آلوده» در واقع میراث کوتاهی مجموعههای مختلف در اجرای تکالیف قانونی است. او با صراحت میگوید بسیاری از دستگاهها به وظایف خود عمل نکردهاند و حتی امروز هم نمیکنند.
با اینکه قانون هوای پاک برای هر نهاد وظایف مشخصی تعیین کرده، اما بخشی از این تکالیف «هزینهبر» بوده و نیازمند مدیریت، پیگیری و صرف انرژی است؛ مواردی که به گفته نمایندگان، سالها رها شده است. نخعیراد تأکید میکند که بخشی از آلودگی ناشی از خودروسازی بیکیفیت و ضعف شدید حملونقل عمومی است؛ شهری مثل تهران باید ۱۱ هزار اتوبوس داشته باشد، اما تنها یکدهم این ظرفیت فعال است. با این حال، در همان زمان، هیچیک از دستگاههای مرتبط خود را متهم اصلی نمیدانند.
در نقطهای دیگر، کمیسیون بهداشت مجلس نیز وارد ماجرا شده و صریحتر از همیشه اعلام کرده که دستگاههای اجرایی نه اراده و نه جسارت اجرای قانون هوای پاک را دارند. سلمان اسحاقی، سخنگوی این کمیسیون، میگوید تعطیلی مدارس و دورکاری، بیشتر کاری برای آرامکردن افکار عمومی است تا اقدامی مؤثر برای سلامت مردم. او هشدار میدهد که اجرای ناقص قانون هوای پاک هزینههای درمانی کشور را چند برابر کرده و بیتوجهی دستگاهها به این قانون، سلامت میلیونها نفر را تهدید میکند. اما در این میان هم هیچ نهاد مشخصی مقصر معرفی نمیشود؛ همه فقط میگویند «دیگران کوتاهی کردهاند».
از سوی دیگر، همزمان با اوجگیری آلودگی هوا، دوباره شایعات درباره نقش مازوت در نیروگاهها داغ شده است؛ اما صنعت برق بهطور کامل هرگونه مسئولیت را رد میکند. گزارش رسمی وزارت نیرو اعلام میکند هیچ نیروگاهی در تهران قابلیت مصرف مازوت ندارد و حتی در واحدهای خارج از تهران هم سیاست اصلی، استفاده از گاز طبیعی است. مدیران نیروگاهها با جزئیات میگویند کورههای مازوتسوز یا جمعآوری شدهاند یا پلمب شدهاند.
با وجود ادعای اجرای قانون از سوی همه نهادها، فرسودگی ناوگان، ضعف حمل و نقل عمومی و بیعملی مزمن همچنان آسمان تهران را گرفتار آلودگی کرده است
حتی تأکید میکنند که تنها با ۱۰ درصد صرفهجویی در مصرف گاز خانگی، نیاز سوخت همه نیروگاهها بدون یک قطره مازوت تأمین میشود. در کنار این، وزارت نفت نیز میگوید مازوت کمسولفور عرضه میکند و آلایندگی آن حداقلی است. در نتیجه بخش انرژی نیز اعلام میکند سهم ما در آلودگی «تقریباً هیچ» است.
صنعت سیمان نیز روایتی مشابه دارد. دبیر انجمن کارفرمایان صنعت سیمان تأکید میکند برخی کارخانهها اساساً با مازوت طراحی شدهاند، اما آلایندگی ندارند زیرا سولفات دودکش جذب فرایند پخت میشود. او حتی پا را فراتر گذاشته و کارخانههای سیمان را پاکتر از نیروگاهها معرفی میکند. با این وجود، در همین بازه، برخی واحدهای سیمانی در تهران فعالاند و تصاویر دودکشها بارها منتشر شده است، اما این صنعت هم میگوید «مشکل از ما نیست».
در مجلس نیز نایبرئیس فراکسیون محیطزیست، سیدجمال موسوی، روایت دیگری ارائه میکند. از نظر او، بخش عمده آلودگی هوای تهران ناشی از وسایل نقلیه است. او تأکید دارد که خودروهای فرسوده، موتورسیکلتهای دودزا و فقدان برنامهریزی منسجم در حملونقل عمومی، تهران را در لیست آلودهترین شهرهای جهان قرار داده است. اما موسوی نیز مسئولیت وضع فعلی را به گردن دیگران میگذارد: یک بار شهرداری، یک بار دولت، یک بار کارخانهها و یک بار مردم. اینکه کدام نهاد باید بهطور مشخص پاسخگو باشد، در میان این اظهارات گم میشود.
شهرداری تهران هم در این میان همان الگوی تکراری «ما کار خود را کردهایم» را ارائه میدهد. مدیرکل محیطزیست شهرداری میگوید ۵۰ درصد آلودگی تهران ناشی از وسایل نقلیه فرسوده است و شهرداری بیش از هر دستگاه دیگری در اجرای قانون هوای پاک پیشرو بوده؛ از توسعه اتوبوسهای برقی و نوسازی ناوگان تا بهبود معاینه فنی. اما او نیز میگوید برخی زیرساختهای نظارتی در دستگاههای دیگر ناقص است، بنابراین بخشی از مشکلات از حیطه اختیار شهرداری خارج است.
کارشناسان انرژی نیز سهم بنزین را در آلودگی محدود توصیف میکنند و ریشه اصلی را در موتورسیکلتها، خودروهای فاقد کاتالیست و فرسودگی عمیق ناوگان میدانند.
آنان میگویند خودروهای داخلی با کیفیت پایین، سهم بزرگی در مصرف بالا و آلایندگی دارند، اما همین تحلیل هم در نهایت به بیعملی نظارتی ختم میشود؛ نظارتی که هر دستگاه مدعی است وظیفه اصلیاش بر عهده دیگری بوده است.
در نهایت، استاندار تهران تصویری گستردهتر از بحران ارائه میدهد و میگوید وضعیت از «مشکل» عبور کرده و به «بحران» رسیده است. او نیز توضیح میدهد که عوامل متعددی موثرند: از خودروها تا سوخت، از صنایع تا ساختوساز، از موتورسیکلتها تا سفرهای روزانه چند میلیوننفری. اما با وجود سخنان مفصل، او هم تأکید میکند در تهران مازوتسوزی نداریم و بنزین یورو۴ مصرف میشود؛ این یعنی بخش مهمی از اتهامات عمومی باید منتفی تلقی شود.
مجموع این اظهارات تصویر روشنی ارائه میدهد: در بحرانی که همه از آن سخن میگویند، هیچ نهادی حاضر نیست به سهم واقعی خود اعتراف کند. نیروگاهها میگویند مازوت نمیسوزانیم. صنعت سیمان میگوید آلایندگی نداریم. شهرداری میگوید بخش زیادی از تکالیف را انجام دادهایم. وزارت نفت میگوید سوخت استاندارد عرضه کردهایم. کارشناسان میگویند مشکل کیفیت بنزین نیست. نمایندگان مجلس میگویند دستگاهها کوتاهی کردهاند، اما مشخص نمیکنند کدام دستگاه بیشترین نقش را داشته است. مردم هم متهم میشوند که تکسرنشیناند و از حملونقل عمومی استفاده نمیکنند، اما فراموش میشود که تهران حتی یکسوم ظرفیت لازم ناوگان عمومی را هم ندارد.
در چنین شرایطی، آلودگی هوا تنها حاصل آلایندهها نیست. حاصل فقدان صراحت، فقدان پذیرش مسئولیت و فقدان یک فرماندهی واحد و قدرتمند برای اجرای قانون هوای پاک است. بحران زمانی حل میشود که دستگاهها بهجای انکار و فرافکنی، ابتدا سهم خود را بپذیرند و سپس اصلاح را از همان نقطه آغاز کنند، تا زمانی که همه میگویند «ما مقصر نیستیم»، آلودگی هوا همچنان سنگینترین واقعیت زمستان کلانشهرها خواهد ماند.








