آفت گرانی بر جان نان
مریم غدیرپور
سفرههای ایرانی قرنهاست که با عطر نان گره خورده؛ نانی که نه فقط قوت روزانه، که نماد امنیت و برکت بود. اما امروز، این عطر خوش در لابهلای التهابِ صفها و نرخنامههای جدید، رنگ باخته است.
وقتی خبر گرانی نان در کوچه و بازار پیچید، نانوایان از فشارهای هزینهای گفتند و مردم از کوچک شدنِ سفرهها. اما در این میان، یک پرسش کلیدی همچنان بیپاسخ مانده است: در کشوری که تورم، پلههای صعود را با سرعت طی میکند، چرا بارِ اصلی این گرانی باید بر دوش همانهایی باشد که کوچکترین حمایتها از آنها دریغ شده است؟
واقعیت تلخ این است که نان گران شد؛ سنگک، بربری و لواش، هر کدام سهم بیشتری از حقوقِ کارمندان و بازنشستگان را بلعیدند، اما در سوی دیگر این معادله، خبری از ترمیم یارانهها نبود. دولت نرخها را بالا برد، اما قدرت خرید مردم را فراموش کرد.
این یعنی فشار مضاعف بر دهکهای ضعیفی که حالا باید بینِ خرید نان و دیگر اقلام ضروری، یکی را انتخاب کنند. آیا این سیاست، اصلاح قیمت است یا فرستادن سفرههای مردم به حاشیه امنیت؟ نان گران شد، اما سفرهها خالیتر از همیشه است و یارانهها همان مقدار ناچیزی مانده که بود؛ عددی که دیگر حتی تأمینکننده نانِ شب هم نیست.
نانوایی یک جزیره جدا از اقتصاد نیست
آلبرت بغزیان، اقتصاددان و استاددانشگاه در پاسخ به پرسش «عصر اقتصاد» مبنی بر اینکه چرا با وجود یارانههای سنگین دولتی، قیمت نان همچنان افزایش مییابد و این یارانه تا چه حد در حفظ قدرت خرید مردم موفق بوده است، توضیح داد: «نگاه به یارانه در اقتصاد ما، نگاهی مسکنگونه است؛ گویی میخواهیم با یک قرص، یک درد مزمن را درمان کنیم. در واقع یارانه در برابر تورم ساختاری اقتصاد ایران، سدی پوشالی است. نانوایی یک جزیره جدا از اقتصاد نیست؛ وقتی هزینههای تولید از دستمزد، انرژی و گاز گرفته تا اجارهبها بهصورت مداوم رشد میکند، تحمیل قیمت دستوری به نانوا غیرمنطقی است.
دولتها میان دو لبه قیچی گیر کردهاند؛ یا باید مدام منابع عظیم یارانهای تزریق کنند که با کسری بودجه فعلی ناممکن است، یا تسلیم واقعیتهای بازار شوند. وقتی دولت با زور قانون قیمت را پایین نگه میدارد، نتیجهاش افت کیفیت، کوچکشدن چانهها و رشد فساد در زنجیره توزیع آرد است.
در واقع، گرانشدن نان، معلولِ تورم در کل زنجیره تولید است و ما با این سیاست، فقط هزینههای زندگی مردم را به تعویق انداختهایم. تا زمانی که تورم کلان مهار نشود، هر افزایش قیمتی تنها یک مسکن موقت برای دردی مزمن خواهد بود و حقیقت این است که این یارانهها دیگر توان حفظ قدرت خرید مردم را ندارند.»
گرانی نان مالیات پنهان
چرا عدهای گرانی اخیر نان را «مشکوک» میدانند و چرا این افزایش قیمت بدون هیچگونه تغییری در مبلغ کالابرگ و یارانهها صورت گرفته است؟
«اینکه افکار عمومی و کارشناسان به این افزایش قیمت با تردید نگاه میکنند، ناشی از یک شکاف عمیق در اعتماد اجتماعی است. وقتی دولتی دست به گرانسازی نان میزندآن هم بدون اینکه گامِ پیششرطی یعنی ترمیمِ یارانهها یا افزایش اعتبار کالابرگها را برداردجامعه این حق را دارد که بپرسد: چرا هزینه ناکارآمدی و کسری بودجه باید مستقیماً از سفرهیِ نانِ مردم کسر شود؟»
هر افزایش قیمتی تنها یک مسکن موقت برای دردی مزمن خواهد بود و حقیقت این است که این یارانهها دیگر توان حفظ قدرت خرید مردم را ندارند
وی ادامه داد: «این سیاست در واقع یک “مالیات پنهان” بر دوش دهکهای آسیبپذیر است. وقتی نرخ کالای استراتژیکِ نان افزایش مییابد اما قدرت خرید خانوار ثابت میماند، عملاً یعنی دولت دست در جیب مردم برده است. این یک خطای فاحشِ محاسباتی است که نشان میدهد دولت بهجای اصلاحِ ساختارِ هزینههای خود، مسیرِ هموارِ “فشارِ مستقیم به مصرفکننده” را انتخاب کرده است.
این شائبه که گرانی مشکوک است، وقتی پررنگتر میشود که میبینیم نه کیفیت نان ارتقا یافته و نه شفافیتی درباره هزینههای تولید نانوایان ارائه شده است؛ تنها چیزی که تغییر کرده، قیمت برای مصرفکننده است.»
بغزیان تصریح کرد: «نان فقط یک کالا نیست؛ نماد امنیت غذایی و آرامش روانی جامعه است. افزایش قیمتِ نان بدونِ چترِ حمایتیِ مکمل، یعنی نادیده گرفتنِ تابآوریِ تودههای مردم.
دولتی که نان را گران میکند اما یارانه را ثابت نگه میدارد، در واقع با این کار امنیتِ اجتماعی را به مسلخِ کسری بودجه برده است.
این رویکرد نه اصلاحِ اقتصادی، که بازی با آتشِ نارضایتیهاست؛ چرا که در غیاب حمایت، این نانِ گران، دیگر به قیمتِ “سفرههای خالی مردم” تمام میشود، نه صرفاً قیمتِ آرد.»
روی دیگر سکه گرانی نان
محمدجواد کرمی درباره ابهامهای ایجادشده پیرامون زمان اجرای نرخهای جدید نان و چرایی افزایش قیمتها اظهار کرد: نرخ جدید نان در تهران از اول تیرماه اجرایی شده است. این افزایش قیمت بر اساس مصوبه کارگروه آرد و نان استان تهران انجام شده و فرآیند آن نیز مطابق روال قانونی در همه استانها طی میشود.
وی با بیان اینکه اصلاح نرخ نان استان تهران در رستههای مختلف، گفت: نرخ جدید انواع نان در استان تهران اصلاح و ابلاغ شد. بر این اساس، قیمت نان لواش از هزار و ۴۰۰ تومان به ۲ هزار و ۷۰۰ تومان، نان بربری از ۵ هزار و ۳۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان، نان تافتون از ۲ هزار و ۳۰۰ تومان به ۴ هزار و ۵۰۰ تومان و نان سنگک از ۷ هزار و ۴۰۰ تومان به ۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان افزایش یافته است. این نرخها در رستههای مختلف نانواییهای استان تهران اعمال خواهد شد.
رئیس کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران، افزود: قیمتگذاری نان بر اساس مصوبه دولت به استانداریها واگذار شده و در هر استان، کارگروهی ویژه به ریاست معاون اقتصادی استانداری مسئول بررسی و تصویب نرخهاست. نمایندگان اتحادیههای صنفی، سازمان تعزیرات، سازمان حمایت و اتاق اصناف نیز در این کارگروه حضور دارند و پس از تصویب، نرخها برای تأیید به وزارت کشور ارسال و سپس در سامانه نانینو بارگذاری میشود.
افزایش هزینههای جاری دلیل اصلی اصلاح قیمت نان
رئیس کارگروه آرد و نان اتاق اصناف ایران با اشاره به دلایل افزایش قیمت نان گفت: قیمت نان تابع مجموعهای از هزینههاست که در ابتدای هر سال افزایش پیدا میکند. یکی از مهمترین این عوامل، افزایش دستمزد کارگران است. علاوه بر آن، هزینه اجاره واحد صنفی، بیمه، مالیات، آب، برق، هزینه خوراک کارگران و سایر مواد اولیه نیز بر قیمت تمامشده هر قرص نان اثر میگذارد.
وی افزود: در بخش نان یارانهای، سهم قیمت آرد در بهای نهایی نان حدود ۵ تا ۶ درصد است و بخش عمده هزینهها به سایر آیتمهای جاری بازمیگردد. همانطور که در سایر صنوف، اصلاح قیمتها در ابتدای سال انجام میشود، نان هم از این قاعده مستثنی نیست و تأخیر در اصلاح نرخ، به معنای تحمیل فشار بیشتر به نانوایان است.
قیمتگذاری دستوری، مانع رقابت و کیفیت
کرمی با انتقاد از تداوم قیمتگذاری دستوری در بازار نان گفت: واقعیت این است که باید قیمت واقعی نان مشخص شود و دولت مابهالتفاوت آن را به شیوهای مستقیم به مردم یا نانوایان پرداخت کند. در شرایط فعلی، دولت از یک سو یارانه سنگینی برای نان میپردازد و از سوی دیگر، به دلیل چندنرخی بودن آرد و گندم، زمینه بروز رانت، تخلف و کاهش شفافیت نیز فراهم شده است.
وی گفت: قیمت تمامشده گندم اکنون با نرخهایی بسیار بالاتر از نرخهای یارانهای فاصله دارد و این تفاوت قیمت، همه زنجیره را دچار سردرگمی کرده است. اگر دولت به جای قیمتگذاری دستوری، یارانه را به شکل مستقیم و هدفمند پرداخت کند، هم رقابت در بازار بیشتر میشود، هم کیفیت نان بالا میرود و هم تخلفات کاهش مییابد.
وی در پایان تاکید کرد: میتوان سازوکاری تعریف کرد که مردم نان را با قیمت یارانهای خریداری کنند و مابهالتفاوت قیمت واقعی، بهصورت مستقیم از سوی دولت به حساب نانوا واریز شود. در این صورت نانوا قیمت واقعی محصول خود را دریافت میکند و در عین حال، مردم نیز تحت فشار مستقیم افزایش قیمت قرار نمیگیرند.
سخنی با مسوولان
«واقعیت این است که در شرایط فعلی، بخشی از مردم حتی قدرت خرید نان را نیز بهتدریج از دست میدهند. وقتی قیمت یکی از پایهایترین اقلام سبد غذایی افزایش پیدا میکند اما درآمد خانوار یا میزان حمایتهای جبرانی تغییری نمیکند، طبیعی است که فشار مستقیم آن بر معیشت اقشار کمدرآمد وارد شود.
نان همیشه کالایی بوده که حتی در سختترین شرایط اقتصادی هم بهعنوان حداقل غذای سفره مردم باقی میماند، اما اکنون نشانههایی دیده میشود که همین حداقل هم برای برخی خانوارها در حال دشوار شدن است.
از نظر اقتصادی، اگر دولت قصد اصلاح قیمت نان را داشت، باید پیش از هر چیز میزان یارانه یا اعتبار کالابرگ مرتبط با نان را افزایش میداد تا قدرت خرید مردم حفظ شود. وقتی چنین اقدامی انجام نمیشود و قیمت ناگهان بالا میرود، این پرسش در جامعه شکل میگیرد که چرا حمایت جبرانی همزمان با گرانی اجرا نشده است. همین مسئله باعث میشود افزایش قیمت برای افکار عمومی تا حدی مشکوک و غیرشفاف به نظر برسد.»








