دریای اشکها؛ تنگهای که جهان را به لرزه درمیآورد
علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
«بابالمندب» در عربی بهمعنای «دروازهی اشکها» است؛ نامی که این روزها بیش از هر زمان دیگری گویای سرنوشت اقتصاد جهانی است.
این آبراه باریک بهوسعت تنها ۳۳ کیلومتر، که یمن را از جیبوتی و اریتره جدا میکند، نه یک مسیر دریایی معمولی، بلکه یکی از حیاتیترین تنگههای راهبردی جهان است؛ بسته شدن طولانیمدت آن، سناریویی است که میتواند اقتصاد جهان را از ریشه دگرگون کند. این یادداشت، ابعاد پنهان این فاجعهی بالقوهی جهانی را واکاوی میکند.
۱. آماری که فریاد میزند؛ مقیاس وابستگی جهان به یک نقطه
آمارها مقیاس فاجعه را روشن میسازند؛ پیش از بحرانهای اخیر، روزانه حدود ۴.۲ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکردند که معادل ۵ تا ۶ درصد تجارت نفتی دریایی جهان است؛ در کنار نفت، ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت جهانی کانتینری و ۱۰ درصد کل تجارت جهانی از این مسیر انجام میشود؛ بهعبارتی، بسته شدن بابالمندب بهمعنای قطع شریانی اصلی در پیکر تجارت جهانی است.
۲. شوک اول؛ قیمت نفت و تورم افسارگسیخته
اولین و فوریترین پیامد، جهش قیمت نفت خواهد بود؛ تحلیلگران بانک جیپیمورگان پیشبینی میکنند که در صورت بسته شدن کامل این تنگه، قیمت هر بشکه نفت برنت از مرز ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار عبور خواهد کرد؛ این شوک نفتی، تورمی زنجیرهای ایجاد میکند: بنزین، حمل ونقل، مواد پتروشیمی و در نهایت قیمت همهی کالاهای مصرفی از مواد غذایی تا پوشاک و دارو، جهش مییابند؛ برآوردها نشان میدهد تورم جهانی بین ۰.۳ تا ۰.۷ درصد افزایش مییابد.
۳. فروپاشی زنجیرهی تأمین؛ از کارخانه تا فروشگاه
وقتی کشتیها نتوانند از بابالمندب عبور کنند، تنها راه جایگزین، دور زدن قارهی آفریقا از طریق دماغهی امید نیک است؛ این مسیر جایگزین، ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان سفر میافزاید و مصرف سوخت هر کشتی کانتینری را تا ۴۲ درصد افزایش میدهد؛ نتیجهی عملی: ظرفیت مؤثر ناوگان کشتیرانی جهان حدود ۹ درصد کاهش مییابد و هزینهی حمل یک کانتینر ۴۰ فوتی در مسیر شانگهای به روتردام میتواند تا ۲۰۰ درصد افزایش یابد و به بیش از ۶۰۰۰ دلار برسد؛ حق بیمهی ریسک جنگی نیز از ۰.۳ درصد به ۰.۷ تا ۱ درصد ارزش محموله افزایش مییابد؛ همهی این هزینهها در نهایت بر دوش مصرفکنندهی نهایی میافتد.
۴. قربانیان مستقیم؛ مصر و اروپا در خط مقدم
مصر، بهعنوان مالک کانال سوئز، بزرگترین بازندهی مستقیم خواهد بود؛ درآمد کانال سوئز در سال مالی ۲۰۲۲-۲۰۲۳ به رکورد ۹.۴ میلیارد دلار رسید، اما بسته شدن بابالمندب، این آبراه را عملاً به بنبست میکشاند؛ اما آسیب بزرگتر متوجه اروپاست؛ اتحادیهی اروپا که بهشدت به واردات انرژی و کالاهای آسیایی از این مسیر وابسته است، با تورم انرژی، کمبود مواد اولیه در کارخانههای خودروسازی و داروسازی و رکود اقتصادی روبهرو خواهد شد؛ پارلمان اروپا هشدار داده است که هزینههای لجستیکی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد افزایش یافته و تأخیرها به دو هفته رسیده است.
۵. بازیگران تابآور و فرصتهای پنهان
در این میان، برخی کشورها و کریدورهای جایگزین میتوانند از این بحران سود ببرند؛ چین با کریدورهای زمینی کمربند و راه و هند با کریدور شمال-جنوب، گزینههای جایگزینی دارند که میتواند تابآوری آنها را افزایش دهد؛ عربستان سعودی نیز با حداکثر کردن استفاده از خط لولهی شرق-غرب خود (به ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز) و صادرات نفت از بندر ینبع در دریای سرخ، تا حدی وابستگی خود به تنگههای هرمز و بابالمندب را کاهش داده است.
۶. پایان هژمونی دریایی غرب؛ نظم نوین در راه است
شاید مهمترین پیامد بلندمدت بسته شدن بابالمندب، ضربهی مهلک به هژمونی دریایی غرب باشد؛ جهان بهسمت یک نظم چندقطبی و تابآورتر حرکت میکند که در آن جغرافیا و ارادهی ملتها، نه ناوگانهای نظامی غرب، تعیینکنندهی معادلات هستند؛ سرمایهگذاری در کریدورهای جایگزین و چندارزی شدن مبادلات تجاری شتاب خواهد گرفت.
جمعبندی
بسته شدن بابالمندب، یک بحران لجستیکی زودگذر نیست؛ یک شوک ساختاری به کل اقتصاد جهانی است. به مردم عادی بگوییم: «وقتی تنگهای به اندازهی یک جادهی ۳۳ کیلومتری بسته میشود، قیمت نان و داروی شما در گوشهای دیگر از جهان گران میشود.» جهانِ پس از بسته شدن بابالمندب، جهانی گرانتر، کندتر و چندقطبیتر خواهد بود.
رسانهها وظیفه دارند این پیام را ساده و روشن منتقل کنند: شریانهای حیات اقتصادی جهان، شکنندهتر از آنند که میپنداریم؛ آینده از آنِ کشورها و شرکتهایی است که امروز برای این شکنندگی، کریدورهای جایگزین و زنجیرههای تابآور طراحی میکنند.
برچسب:
، ، تجارت نفتی دریایی، شوک نفتی، تورم جهانی، زنجیره تأمین، دماغه امید نیک، هزینه حمل کانتینر، حق بیمه ریسک جنگی، کانال سوئز، درآمد مصر، تورم انرژی، کریدور زمینی، کمربند و راه، کریدور شمال-جنوب، خط لوله شرق-غرب، هژمونی دریایی، نظم چندقطبی، تابآوری اقتصادی، شکنندگی جهانی








