دفاع اتوبوسی هم دیگر جواب نمیدهد
راضیه حسینی
سبد معیشت از ۵۰ میلیون تومان گذشت و پژو دویست و هفت از ۴ میلیارد.
چند روز پیش هم آقای رئیسجمهور درباره جنگ اقتصادی گفت: «دولت برای مدیریت شرایط ویژه، آرایش جدید گرفته است.»
خواستیم همینجا اعلام کنیم که اگر آرایش را چیدید، بهتر است به هم بزنید، گویا برعکس جواب داده است، اگر هم نچیدید دیگر بیخیال شوید، با کدام آرایش میخواهید سبد معیشت پنجاهمیلیونی و ماشین چهارمیلیاردی را مدیریت کنید؟ دوازده، هیچ بچینید، سرمربی را هم داخل زمین کنید و کل تیم را به خط کنید تا از تورم گل نخورید باز گلباران میشوید. اصلاً دفاع اتوبوسی که هیچ دفاع قطار و هواپیمایی هم ببندید باز جواب نمیدهد.
دستور راحتباش! صادر کنید و بگذارید ما مردم با آرایش خودمان، نمیدانیم چهطور، ولی زندگی کنیم. جسارت نباشد، میدانیم خیلی به دنبال کمک به مردم هستید، ولی هر بار سیستم را عوض میکنید یک سری زیر دست و پا له میشوند. میخواهید به عدهای کمک کنید، میزنید گروهی دیگر را میترکانید. میخواهید کالابرگ را بالا ببرید، تصمیم میگیرید برای عدهای را قطع کنید. میروید سراغ بنزین و یکهو سهمیهی خودروهای فرسوده را سوخت میکنید.
تقصیر شما نیست. این پارچه به تن مملکت تنگ است. هر چه میخواهید یکورش را بپوشانید یک طرف دیگر کوتاه میشود. تازه کلی هم کش آمده است و بیچاره نزدیک است تار و پودش از هم باز شود، ولی باز کم میآید و مدام هم آب میرود.
ما که دیگر آب از سرمان گذشته است و فقط نشستهایم به بالارفتن قیمتها و پایینرفتن خودمان نگاه میکنیم. مدام آرزوهایمان دور و محوتر میشوند و خودمان غرقتر زیر خط فقر. البته یکوقت حس ناکافی بودن بهتان دست ندهد. ما خودمان نمیتوانیم به این گرانیها برسیم.
خودمان باوجود تنوع شغل و درآمدهای بالا رفتهایم کارگر، کارمند و راننده تاکسی اینترنتی شدهایم. خودمان دلمان خواسته است کرکرهی مغازهمان را پایین بکشیم و ورشکست شویم. خوشی زده زیر دلمان و گفتیم ببینیم چک برگشتی چه حال و هوایی دارد، بیخودی حسابمان را خالی کردیم تا چکمان برگشت بخورد و کلی بخندیم.
ما آدمهایی هستیم که از سر بیکاری رفتهایم زیر زیر خط فقر تا ببینیم آنجا چه خبر است و کلی هیجان بیپولی و نداری را تجربه کنیم. بعضیهایمان هم بازی را زیادی جدی گرفتند و الکی از نداری مردند!







