تاراج صندلی های دانشگاه با ترازهای حداقلی
مریم غدیرپور
کنکور سراسری سال ۱۴۰۵ در شرایطی برگزار شد که داوطلبان ماهها زیر سایه سنگین تهدیدهای نظامی و اضطراب ناشی از ناامنی روانی درس خواندند تا شاید با تکیه بر تلاش فردی، آینده شغلی و تحصیلی خود را رقم بزنند، اما این ماراتن طاقتفرسا برای همه از مسیری برابر و منصفانه عبور نکرد؛ چرا که توزیع نامتوازن سهمیههای گوناگون، سرنوشت بسیاری از شرکتکنندگان را برخلاف شایستگی علمی تغییر داد و موج گستردهای از نارضایتی و حس تضییع حق را میان خانوادهها و دانشآموزان بدون سهمیه پدید آورد.
اکنون بسیاری از متقاضیان عادی با سرخوردگی به دنبال سازوکاری برای احقاق حق خود میگردند و همزمان این پرسش بنیادین را مطرح میکنند که ساختار سنجش چگونه میتواند اعتماد از دست رفته جامعه را بازگرداند، در حالی که رقابت در این آزمون سرنوشتساز سالهای ارزشمند جوانی نسل نو را میبلعد و هرگونه تبعیض در پذیرش، سرمایه اجتماعی و امید نخبگان را به قهقرا میبرد؛ از این رو روزنامه «عصر اقتصاد» در این گزارش تحلیلی به واکاوی ریشههای ساختاری سهمیهبندیها و ارائه راهکارهای کارشناسی برای بازتولید عدالت آموزشی در آزمون سراسری میپردازد تا مسیر دستیابی به صندلی دانشگاهها عادلانه و شفاف شود.
دو سال شبانهروز جنگیدم اما سهمیهها حقم را گرفتند
یکی از متقاضیان این ماراتن طاقتفرسا به نام مریم ، «ذ »در گفتگو با روزنامه عصر اقتصاد با تشریح فرآیند دشوار آمادگی خود اظهار داشت: بیش از دو سال تمام توان روانی و جسمیام را وقف رسیدن به رشته رویایی پزشکی کردم و ماهها در سختترین شرایط روحی به صورت شبانهروزی درس خواندم، اما در نهایت با سازوکاری کاملاً نابرابر و غیرمنصفانه از ورود به دانشگاه علوم پزشکی بازماندم؛ چرا که ظرفیتهای ارزشمند و محدود این رشته پرطرفدار پیش از رقابت آزاد به تسخیر متقاضیان برخوردار از امتیازهای گوناگون درآمده بود و ترازهای نازل علمی بر شایستگیهای تحصیلی پیشی گرفت.
تماشای صندلیهایی که با ترازها و رتبههای بسیار ضعیفتر از کارنامه علمی من اشغال شدهاند، بار روانی غیرقابل تحملی را بر نسل جوان تحمیل میکند و انگیزه هرگونه تلاش فردی در کشور را به نابودی میکشاند
وی با نقد شدید معیارهای دوگانه در گزینش داوطلبان افزود: تماشای صندلیهایی که با ترازها و رتبههای بسیار ضعیفتر از کارنامه علمی من اشغال شدهاند، بار روانی غیرقابل تحملی را بر نسل جوان تحمیل میکند و انگیزه هرگونه تلاش فردی در کشور را به نابودی میکشاند.
هیچ نهادی صدای اعتراض ما را نمیشنود
این داوطلب سرخورده با تأکید بر بنبستهای اداری و بیپاسخ ماندن مطالبات خود یادآور شد: مقایسه دقیق نمرات و کارنامه علمیام با دریافتکنندگان این سهمیهها عمق شکاف عدالت آموزشی در فرآیند سنجش را آشکار میسازد، با این حال بزرگترین رنج ما نبود گوش شنوا در دستگاههای سیاستگذار است؛ زیرا داوطلبان آزاد حتی نمیدانند اعتراض به حق خود را به کدام دادگاه یا متولی ببرند و تمام فریادهای دادخواهی در سکوت محض مسئولان گم میشود.
وی در پایان این مصاحبه تصریح کرد: تداوم این روند تبعیضآمیز علاوه بر خاموش کردن چراغ امید در دل نسل جوان، بنیانهای تخصصی و سلامت جامعه را به مخاطره میاندازد و خروجی چنین سیستمی جز ناامیدی و مهاجرت نخبگان تحصیلی نخواهد بود.
عدالت ترمیمی یا تضییع حق داوطلبان؟
سهمیهها در آزمون سراسری اعم از مناطق و ایثارگران با ادعای عدالت ترمیمی و جبران شکاف ناشی از جنگ یا محرومیت مناطق طراحی شدهاند تا رقابت فقط بر پایه نمره خام نباشد.
این سیاست اکنون چالشآفرین است؛ زیرا امتیاز ویژه به گروهی خاص حق قانونی داوطلبان فاقد سهمیه را تضییع کرده و توازن رقابت را برهم زده است، در حالی که هیچ نهاد پاسخگو نیست. این وضعیت پرسشهایی درباره کیفیت تحصیلی دانشگاهها پیش میکشد.
عصر اقتصاد برای واکاوی پیامدها به سراغ کارشناس خبره کنکور میرود تا بررسی کند آیا این سیاستگذاری منجر به افت کیفیت خروجی دانشگاهها و سطح تخصصی دانشآموختگان میشود یا خیر؛ زیرا تداوم این روند نخبگان را دلسرد کرده و چرخه علمی کشور را دچار اختلال میکند.
ورود افراد سهمیه ای به رشتههای علوم پزشکی جان مردم را تهدید میکند
مهدی خدارحمی، مدرس باسابقه حوزه کنکور با بیش از دو دهه تجربه زیسته در همراهی با داوطلبان آزمون سراسری، در گفتگو با روزنامه «عصر اقتصاد» با انتقاد صریح از سازوکار کنونی پذیرش دانشجو اظهار داشت: گزینش داوطلبان بر پایه امتیازهای ویژه در رشتههای حساسی نظیر پزشکی، دندانپزشکی و پیراپزشکی که با حیات و سلامت مستقیم شهروندان پیوند خورده است، مخاطرات جبرانناپذیری برای نظام سلامت پدید میآورد و متأسفانه سالهاست فریاد هشدار مدرسان و کارشناسان این عرصه به گوش هیچ مسئولی نمیرسد.
وی با اشاره به شکاف غیرقابل توجیه نمرات داوطلبان افزود: مقایسه کارنامههای نهایی نشان میدهد پذیرفتهشدگان سهمیهای با ترازهای بسیار نازل و بنیه علمی ضعیف، جایگاه داوطلبان شایسته آزاد را غصب کردهاند و نخبگان واقعی به شکلی کاملاً ناعادلانه از دستیابی به این جایگاه محروم شدهاند.
سهمیهها باید به مرحله استخدام یا رشتههای غیرحساس منتقل شود
این کارشناس ارشد آموزشی ضمن تأکید بر ضرورت اصلاح فوری ساختار پذیرش یادآور شد: چنانچه سیاستگذاران به دلایل مختلف بر حفظ و تداوم سهمیهها اصرار میورزند، این امتیازها باید در زمان فارغالتحصیلی و فرآیند جذب و استخدام لحاظ شود، یا حداقل در رشتههایی به کار گرفته شود که با جان انسانها پیوند مستقیم ندارد.
وی تصریح کرد: تنزل استانداردهای علمی در ورودی دانشگاههای علوم پزشکی تهدیدی آشکار علیه سلامت عمومی به شمار میآید؛ زیرا تزریق افراد کمسواد به حساسترین بخشهای درمانی کشور آینده درمان را به قهقرا میبرد و این شیوه نادرست توزیع فرصتها باید متوقف شود.
کلام آخر
مناقشه سهمیهها در سالهای اخیر از چارچوب نظری عدالت ترمیمی فراتر رفته و به بحران کارآمدی و افت فاحش تراز علمی دانشگاههای تراز اول کشور بدل شده است، به طوری که حتی هشدارهای صریح رؤسای دانشگاههای بزرگ نیز ابعاد امنیتی و پیامدهای انضباطی ورود داوطلبان با معدل پایین را آشکار میسازد.
تجربه چند دهه اخیر اثبات میکند که اصرار بر این سازوکار ناکارآمد راه به جایی نبرده است و صدای اعتراض داوطلبان متضرر و استادان دلسوز نیز در سایه بیتوجهی ساختاری شنیده نمیشود.
بنابراین وقت آن فرارسیده است که سیاستگذاران آموزش عالی به این واقعیت اذعان کنند که چنانچه توزیع سهمیهها کارکردی مثبت داشت، تا امروز نشانههای آن در نظام سلامت و خروجی دانشگاهها نمایان میشد.
تداوم این مسیر نهتنها برقراری عدالت نیست، بلکه نوعی عدالت نادرست به شمار میرود که کیفیت نخبگی و بنیه علمی کشور را قربانی کمیتگرایی مفرط کرده است؛ در حالی که میتوان این امتیازها را در گلوگاههای غیرحساس و فرآیندهای پسافارغالتحصیلی نظیر استخدام هدایت کرد تا سرمایه علمی کشور بیش از این در گرداب تبعیض فرسوده نشود.
