آب ارزان، بحران گران
سیما گودرزی
آب در ایران دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ به یکی از مهمترین متغیرهای اقتصادی کشور تبدیل شده است.
کاهش بارندگی، افت ذخایر، برداشت از منابع زیر زمینی، مصرف بالای کشاورزی و فرسودگی شبکههای توزیع، هزینه تأمین آب را افزایش داده و همزمان ضرورت تغییر الگوی مصرف را جدیتر کرده است.
با این حال، تصویر بحران یکدست نیست. آمارهای اخیر نشان میدهد رفتار مصرفکنندگان شهری قابلیت تغییر دارد. در تهران، سرانه مصرف آب نسبت به دوره قبل ۲۵ لیتر کاهش یافته و سهم مشترکان قرارگرفته در محدوده الگوی مصرف از ۲۹ درصد در ابتدای سال ۱۴۰۴ به حدود ۵۰ درصد در خرداد ۱۴۰۵ رسیده است.
الگوی هدف برای مصرف تهران ۱۳۰ لیتر در شبانهروز اعلام شده، در حالی که سرانه مصرف همچنان حدود ۱۹۵ لیتر است.
فاصله ۶۵ لیتری میان مصرف فعلی و الگوی هدف نشان میدهد حتی پس از کاهش مصرف، ظرفیت قابلتوجهی برای مدیریت تقاضا وجود دارد.
اثر این تغییرات در مقیاس کلان نیز قابل توجه است. مصرف روزانه آب تهران در مقایسه با سال ۱۴۰۳ حدود ۵۰۰ هزار مترمکعب کاهش یافته؛ رقمی که معادل حدود یک میلیارد بطری نیملیتری در روز است.
این کاهش، اهمیت آموزش، استفاده از تجهیزات کاهنده و اصلاح رفتار مصرفی را نشان میدهد، اما بهتنهایی پاسخگوی همه ابعاد بحران نیست.
در سوی دیگر، شبکه توزیع قرار دارد؛ جایی که بخشی از آب پیش از رسیدن به مصرفکننده از چرخه مصرف خارج میشود.
میزان آب بدون درآمد در شبکههای آب شرب کشور بیش از ۲۸ درصد اعلام شده است؛ با این توضیح مهم که این عدد معادل هدررفت فیزیکی نیست و مواردی مانند مصارف غیرمجاز و آب بدون دریافت هزینه را نیز دربرمیگیرد. هدررفت واقعی آب در شبکه حدود ۱۲ درصد برآورد شده است.
برای کاهش تنها یک درصد از این هدررفت، سالانه حدود ۲۱ هزار میلیارد تومان اعتبار بر اساس فهرستبهای سال ۱۴۰۴ نیاز است. این عدد نشان میدهد مقابله با بحران آب فقط با توصیه به خانوارها ممکن نیست و به سرمایهگذاری سنگین در زیرساخت نیاز دارد.
اقتصاد آب البته بیش از شبکه شهری به کشاورزی گره خورده است. بر اساس اعلام معاون اجرایی رئیسجمهور، از حدود ۹۲ میلیارد مترمکعب آب مصرفی کشور، نزدیک به ۸۰ میلیارد مترمکعب در بخش کشاورزی مصرف میشود.
هدفگذاری برنامه هفتم، کاهش مصرف این بخش به حدود ۶۴ میلیارد مترمکعب است؛ یعنی کاهش ۱۶ میلیارد مترمکعبی.
همچنین اجرای مجموعهای از برنامههای کاهش مصرف در چند استان میتواند حدود ۹ میلیارد مترمکعب صرفهجویی ایجاد کند.
این ارقام یک پیام روشن دارد: صرفهجویی خانگی لازم است، اما میدان اصلی اصلاح مصرف فقط خانهها نیست. تغییر الگوی کشت، توسعه روشهای نوین آبیاری، کاهش برداشتهای غیرمجاز و افزایش بهرهوری آب در تولید میتواند اثر بسیار بزرگتری بر تراز آبی کشور داشته باشد.
از سوی دیگر، هر سیاستی که کاهش مصرف را صرفاً به رفتار خانوار محدود کند، بدون توجه به بخش کشاورزی و شبکه توزیع، بخش بزرگی از مسئله را نادیده میگیرد.
در همین حال، فشار بر منابع زیرزمینی همچنان ادامه دارد. برآوردهای رسمی از برداشت سالانه حدود چهار تا پنج میلیارد مترمکعب بیش از میزان تغذیه آبخوانها حکایت دارد؛ روندی که کاهش ذخایر زیرزمینی و در برخی مناطق خطر فرونشست زمین را تشدید میکند.
به این ترتیب، حتی افزایش بارش در یک سال نیز نمیتواند بهتنهایی مسئله را حل کند؛ زیرا بخشی از بحران حاصل انباشتهشدن کسری منابع طی سالهای طولانی است.
تهران نمونه روشنی از این دوگانگی است. با وجود کاهش مصرف، ذخایر سدهای پایتخت تا ۱۵ خرداد ۱۴۰۵ حدود ۵۵۰ میلیون مترمکعب و میزان پرشدگی آنها حدود ۳۰ درصد گزارش شد؛ در حالی که برای همان مقطع حدود ۸۴۰ میلیون مترمکعب ذخیره مورد نیاز اعلام شده بود.
بنابراین، کاهش مصرف شهروندان یک موفقیت واقعی است، اما فاصله میان منابع موجود و نیاز شهر همچنان پابرجاست.
در کنار مدیریت مصرف، توسعه استفاده از پساب نیز میتواند بخشی از فشار بر منابع آب شیرین را کاهش دهد. ظرفیت تولید پساب تهران ۵۰۰ میلیون مترمکعب در سال اعلام شده و برنامهریزی برای افزایش این ظرفیت تا ۷۵۰ میلیون مترمکعب در سال در دستور کار قرار گرفته است.
سالانه نیز ۱۴۹ میلیون مترمکعب پساب برای آبیاری فضای سبز شهری تخصیص یافته است.
اقتصاد آب در نهایت به یک معادله ساده اما پرهزینه میرسد: منابع محدود، تقاضای بالا و زیرساختی که برای نوسازی به سرمایه نیاز دارد.
اگر سیاستگذاری تنها بر کاهش مصرف خانوار متمرکز شود، بخش بزرگی از مسئله نادیده میماند. راهحل پایدار، ترکیبی از مدیریت تقاضا، اصلاح مصرف کشاورزی، بازسازی شبکه، استفاده گستردهتر از پساب و حفاظت از آبخوانهاست. آب ممکن است برای مصرفکننده ارزان باشد، اما هزینه از دسترفتن آن برای اقتصاد کشور بسیار سنگینتر ازین هاست.


