بررسی تابآوری زنان و پدیده زنانه شدن فقر، ابعاد، چالشها و راهکارهای توانمندسازی
دکتر محمدرضا مقدسی
بررسی تابآوری زنان و پدیده زنانه شدن فقر، ابعاد، چالشها و راهکارهای توانمندسازی
در دهههای اخیر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جهان دستخوش تغییرات عمیقی شدهاند که پیامدهای آن بر اقشار مختلف جامعه به شکلی یکسان توزیع نشده است. یکی از برجستهترین و نگرانکنندهترین تحولات در حوزه آسیبهای اجتماعی و مطالعات توسعه، پدیدهای است که صاحبنظران علوم اجتماعی آن را زنانه شدن فقر نامیدهاند. این اصطلاح بیانگر این واقعیت است که نرخ فقر در میان زنان به مراتب سریعتر و شدیدتر از مردان در حال افزایش است و زنان بخش عمدهای از فقرای جهان را تشکیل میدهند. در کنار این واقعیت تلخ، مفهومی به نام تابآوری زنان مطرح میشود که به ظرفیت روانی، اجتماعی و اقتصادی زنان برای مقابله با بحرانها، سازگاری با سختیها و بازسازی زندگی پس از شوکهای مالی و معیشتی اشاره دارد. درک پیوند میان این دو مفهوم، برای طراحی سیاستهای حمایتی مؤثر و دستیابی به توسعه پایدار از اهمیت بنیادینی برخوردار است.
مفهوم زنانه شدن فقر و ریشههای پیدایش آن
پدیده زنانه شدن فقر فراتر از یک کمبود درآمدی ساده است و به معنای محرومیت ساختاری زنان از فرصتها، منابع و داراییهای پایدار است. نخستین بار این اصطلاح در اواخر دهه هفتاد میلادی برای توصیف افزایش نسبت خانوارهای زنسرپرست فقیر به کار رفت، اما امروزه معنای گستردهتری یافته است. این پدیده برآمده از نابرابری در دسترسی به بازار کار رسمی، شکاف دستمزد میان زنان و مردان، کمبود فرصتهای مالکیت زمین و سرمایه و تحمیل بار سنگین کار مراقبتی پرداختنشده بر دوش زنان است.
در بسیاری از جوامع، بازار کار به شکلی تقسیم شده که مشاغل کمدرآمد، پارهوقت، بدون بیمه و غیررسمی سهم زنان میشود. این وضعیت زمانی وخیمتر میشود که تغییرات جمعیتی نظیر افزایش طلاق، فوت سرپرست خانواده یا مهاجرتهای کاری، بار مسئولیت کل خانواده را به تنهایی بر عهده زنان میگذارد. در غیاب حمایتهای اجتماعی جامع، این مسئولیت مضاعف سبب میشود زنان در چرخهای بیپایان از کار طاقتفرسا و کمبود منابع مالی گرفتار شوند.
مفهوم تابآوری زنان و ابعاد آن
تابآوری در علم روانشناسی و جامعهشناسی به معنای توانایی بازگشت به حالت تعادل پس از مواجهه با تروماها، تهدیدها یا شرایط تنشزای شدید است. زمانی که از تابآوری زنان در بستر فقر سخن میگوییم، به مجموعهای از منابع فردی، ارتباطی و اجتماعی اشاره داریم که به زن امکان میدهد در برابر تنگناهای شدید معیشتی تسلیم نشود و به جای انفعال، راهبردهای سازگارانه برای بقا و بهبود شرایط خود و فرزندانش اتخاذ کند.
تابآوری زنان از چند بعد قابل بررسی است.
نخست، بعد روانشناختی است که بر خودکارآمدی، امید به آینده، شکیبایی و مهارت حل مسئله تأکید دارد. بعد دوم، سرمایه اجتماعی است که شامل شبکههای ارتباطی، حمایتهای خانوادگی، دوستیها و عضویت در تشکلهای محلی میشود؛ شبکههایی که در روزهای بحران نقش یک سپر محافظتی را بازی میکنند.
بعد سوم، تابآوری اقتصادی است که به دسترسی زن به منابع مالی هرچند اندک، مهارتهای فنی و حرفهای، پساندازهای غیررسمی و توانایی ورود به جریان درآمدزایی بازمیگردد.
پیوند میان فقر زنانه و کاهش تابآوری
فقر مداوم تأثیری فرسایشی بر تابآوری زنان دارد. استرس ناشی از بیثباتی مالی، ناامنی غذایی و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه کودکان، سلامت روان زنان را به شدت تهدید میکند و میتواند به اضطراب مزمن و افسردگی منجر شود. این فرسایش روانی و جسمی، توان تصمیمگیری بلندمدت را از زن سلب کرده و او را در وضعیتی قرار میدهد که تنها میتواند برای بقای روزمره برنامهریزی کند.
از سوی دیگر، مسئولیتهای چندگانه ناشی از کار خانگی، مراقبت از اعضای سالمند یا بیمار خانواده و اشتغال در بخش غیررسمی، پدیدهای به نام فقر زمانی را برای زنان رقم میزند. فقر زمانی بدین معناست که زن مجالی برای استراحت، آموزش، ارتقای مهارت یا برقراری روابط اجتماعی سازنده ندارد. به این ترتیب، کمبود زمان تبدیل به عاملی میشود که خود تابآوری را کاهش داده و فرآیند خروج از چرخه محرومیت را مسدود میسازد.
راهکارهای تابآوری زنان در برابر فقر
زنان در موقعیتهای محرومیت اقتصادی معمولاً واکنشهای خلاقانه و منعطفی برای تابآوری نشان میدهند. یکی از رایجترین روشها، راهاندازی کسبوکارهای خانگی و مشاغل خرد مانند خیاطی، پخت و پز و خدمات محلی است که امکان تلفیق کار و مراقبت از خانه را فراهم میکند.
علاوه بر این، عضویت در صندوقهای پسانداز و قرضالحسنه خانوادگی و محلی، راهکار دیگری است که زنان از طریق آن به جمعآوری وجوه خرد و ارائه وام به اعضا میپردازند. این سازوکارهای غیررسمی نه تنها بخشی از نیازهای مالی اضطراری را تأمین میکنند، بلکه پیوندهای همبستگی میان زنان را تقویت کرده و ظرفیت تابآوری جمعی را ارتقا میبخشند. مدیریت دقیق هزینهها، صرفهجویی در مصرف و سرمایهگذاری بر روی آموزش فرزندان نیز از دیگر استراتژیهای حیاتی زنان برای شکستن چرخه فقر در نسلهای بعدی است.
نقش سیاستگذاریهای کلان و توسعه اجتماعی
به بیان دکترمحمدرضا مقدسی بنیانگذار خانه تاب آوری هرچند تابآوری فردی زنان تحسینبرانگیز است، اما نباید بار حل مسئله ساختاری فقر را تنها بر دوش اراده و شکیبایی زنان گذاشت. تابآوری پایدار مستلزم اصلاحات در سیاستهای کلان اقتصادی و اجتماعی است. دولتها و نهادهای مدنی باید دسترسی زنان را به اعتبارات خرد، تسهیلات بانکی ارزانقیمت، آموزشهای تخصصی بازارمحور و خدمات بیمه و بازنشستگی تسهیل کنند.
ارائه خدمات ارزان و در دسترس مراقبت از کودک، مانند مهدهای دولتی یا یارانهای، یکی از مؤثرترین اقدامات برای آزادسازی زمان زنان و فراهم کردن زمینه حضور فعال آنان در بازار کار است. همچنین، توانمندسازی حقوقی زنان و تضمین حقوق ارث و مالکیت برابر، پایههای مالی آنان را در مواجهه با خطرات زندگی مستحکم میسازد.
مواجهه با پدیده زنانه شدن فقر نیازمند درکی یکپارچه از ساختارهای نابرابر و ظرفیتهای نهفته در وجود زنان است. تابآوری زنان ابزاری نیرومند برای عبور از طوفانهای اقتصادی است، اما این تابآوری نباید به عنوان بهانهای برای غفلت از مسئولیتهای حاکمیتی و اجتماعی تلقی شود. با ترکیب سیاستهای حمایتی هوشمند، تسهیل دسترسی به بازار کار و ارتقای آموزش و مهارت، میتوان تابآوری زنان را از سطح راهبردهای صرف بقا به سطحی از توانمندی ارتقا داد که به استقلال مالی، رفاه پایدار و توسعه همهجانبه جامعه منجر شود.








