سرپرست هپکو علیرغم مدیریت تراز و رضایتمندی کارگران جابجا شد!
اراک ـ گزارش خبری و تحلیلی-تغییرات اخیر در مدیریت شرکت تولید تجهیزات سنگین هپکو، پرسشهای جدی درباره چرایی کنار گذاشتن سعید آتشباری از سرپرستی این شرکت مطرح کرده است؛ مدیری که بنا بر روایت منابع نزدیک به شرکت، هپکو را در شرایطی تحویل گرفت که با مشکلات انباشته مالی، تولیدی، قراردادی و کارگری مواجه بود و در مدت کوتاه مسئولیت خود تلاش کرد مسیر شرکت را از توقف و بحران به سمت تولید، قرارداد و جریان نقدینگی بازگرداند.
آتشباری در اواخر اردیبهشت ۱۴۰۵ به عنوان سرپرست هپکو منصوب شد.
آنچه اهمیت این تغییر را دوچندان میکند، فاصله میان وضعیت هپکو در زمان تحویل و تصویری است که در هفتههای بعد از عملکرد مدیریتی جدید منتشر شد.
هپکو در نقطه تحویل؛ کارخانهای گرفتار بحران بر اساس روایت منابع نزدیک به هپکو، آتشباری شرکت را در شرایطی تحویل گرفت که نقدینگی موجود در حسابهای شرکت بسیار محدود بود؛ به گفته این منابع، موجودی نقدی در حد کمتر از دو میلیارد تومان قرار داشت.
همزمان، بخشی از تعهدات گذشته شرکت به دلیل اجرا نشدن یا تأخیر در اجرا وارد مرحله مطالبه خسارت شده بود، محمولههایی در گمرک متوقف مانده بود، تولید با اختلال جدی مواجه بود و کارکنان نیز با مطالبات مزدی مواجه بودند.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی مدیریت هپکو دیگر تنها «افزایش تولید» نبود؛ بلکه ابتدا باید چرخه متوقفشده نقدینگی، تأمین قطعات، تعهدات قراردادی و تولید دوباره فعال میشد.
این نکته با اظهارات بعدی خود آتشباری نیز تا حدودی همخوان است. او در مردادماه اعلام کرد که رونق هپکو باید از خط تولید آغاز شود و نتیجه آن باید در معیشت و امنیت شغلی کارگران دیده شود.
قرارداد به جای وعده؛ پول پیشپرداخت به جای انتظار
یکی از محورهای مهم دفاع از عملکرد آتشباری، تأکید بر قرارداد و ایجاد جریان نقدینگی است.
او در مردادماه اعلام کرد مجموعهای از قراردادهای جدید هپکو در مراحل نهایی انعقاد قرار دارد و بر استفاده از ظرفیت این شرکت در پروژههای بزرگ ملی تأکید کرد.
در گزارش دیگری نیز از ظرفیت هپکو برای ورود به پروژههای بزرگ صنعتی، معدنی و به خصوص نفتی سخن گفته شد.
بر اساس روایت منابع نزدیک به شرکت، بخشی از راهبرد آتشباری این بود که به جای انتظار برای تزریق منابع دولتی، از طریق قراردادهای جدید و دریافت پیشپرداخت، منابع لازم برای احیای چرخه تولید را فراهم کند.
اگر اسناد مالی و قراردادهای شرکت این روایت را تأیید کنند، این بخش از کارنامه آتشباری را میتوان یکی از مهمترین اقدامات دوره کوتاه مدیریت او دانست: تبدیل قرارداد به نقدینگی و نقدینگی به تولید.
بررسی ها حاکی از فعال شدن چندین پروژه نفتی می باشد
کارگر به مرکز تصمیمگیری آتشباری در مواضع رسانهای خود بارها تأکید کرده که هدف مدیریت هپکو صرفاً تولید بیشتر نیست.
او در مردادماه گفت موفقیت هپکو زمانی محقق میشود که افزایش تولید به ارتقای معیشت، افزایش امنیت شغلی و ایجاد اطمینان خاطر برای کارکنان و خانوادههای آنان منجر شود.
در شهریور نیز همین رویکرد را تکرار کرد و نیروی انسانی را مهمترین سرمایه هپکو دانست.
این موضع اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا در هپکو، بحران تولید همواره با بحران اجتماعی و کارگری گره خورده است. بنابراین هر مدیری که بتواند همزمان تولید و امنیت شغلی را هدف قرار دهد، عملاً با دو مسئله اصلی شرکت مواجه شده است.
روایت متفاوت از وضعیت کارگران
در هفتههای اخیر، روایتهایی درباره رضایت شورای اسلامی کار هپکو از عملکرد آتشباری منتشر شده است.
بر اساس اطلاعات ارائهشده از سوی منابع نزدیک به کارگران، شورای اسلامی کار در دوره مدیریت آتشباری، در دو نوبت از عملکرد وی تقدیر و لوح تقدیر اهدا کرده است.
همچنین بنا بر همین روایت، شورای اسلامی کار در روزهای اخیر در مقابل استانداری مرکزی تجمع کرده و خواستار ادامه فعالیت آتشباری شده است.
اگر مستندات این تجمع و لوحهای تقدیر بهصورت رسمی منتشر شود، این اتفاق از منظر روابط کار اهمیت زیادی خواهد داشت؛ زیرا در آن صورت، با نمونهای مواجه خواهیم بود که تشکل رسمی کارگری نه در اعتراض به مدیرعامل، بلکه در حمایت از ادامه مدیریت او وارد عرصه شده است.
این موضوع با گزارشهای رسانهای پیشین درباره تأکید آتشباری بر معیشت و امنیت شغلی کارگران نیز همخوانی دارد.
آیا تغییر مدیر در چنین شرایطی سؤالبرانگیز نیست؟
پرسش اصلی همینجاست.
اگر مدیری:
– شرکت را در شرایط بحرانی تحویل گرفته؛
– برای فعالسازی قراردادها اقدام کرده؛
– برای ایجاد جریان نقدینگی تلاش کرده؛
– تولید را دوباره در مرکز راهبرد شرکت قرار داده؛
– پرداخت حقوق کارکنان را در او قرار داده؛
– بر امنیت شغلی تأکید کرده؛
– و بنا بر اسناد مورد استناد منابع نزدیک به کارگران، با حمایت شورای اسلامی کار مواجه شده است،
آنگاه تغییر چنین مدیری نیازمند توضیح شفاف، مستند و قابل سنجش است.
مسئله فقط شخص سعید آتشباری نیست؛ مسئله این است که آیا سیاست احیای هپکو باید بر مبنای «نتیجه تولید و رضایت نیروی انسانی» ارزیابی شود یا بر مبنای ملاحظات دیگری که برای افکار عمومی توضیح داده نشدهاند؟
ادعای افشای ناترازیهای گذشته؛ نقطه حساس پرونده
در کنار این موضوع، منابع نزدیک به آتشباری مدعیاند که وی در جریان بررسی وضعیت گذشته هپکو با ناترازیها و تعهدات سنگین برجایمانده از دورههای قبلی مواجه شده و موضوعاتی با ارزش ادعایی بیش از چند همت را پیگیری و افشا کرده است.
این رقم و جزئیات پرونده باید با صورتهای مالی، قراردادها، گزارش حسابرس، اسناد سازمان تأمین اجتماعی و مکاتبات رسمی شرکت تطبیق داده شود.
تا زمان انتشار و بررسی این اسناد، نمیتوان رفم چند همت یا انتساب مسئولیت کیفری به اشخاص را به عنوان واقعیت قطعی منتشر کرد.
اما اگر اسناد مذکور صحت داشته باشند، موضوع از یک اختلاف مدیریتی ساده فراتر میرود و به مسئلهای درباره شفافیت، مسئولیت مدیریتی و نحوه اداره یک بنگاه صنعتی بزرگ تبدیل خواهد شد.
هیئتمدیره و چالشهای مدیریتی
یکی دیگر از محورهای مطرحشده از سوی منابع نزدیک به آتشباری، وجود اختلاف میان سرپرست شرکت و برخی اعضای هیئتمدیره است.
منتقدان آتشباری در مقابل، درباره صلاحیت و عملکرد خود او نیز مطالبی مطرح کردهاند؛ از جمله گزارش رسانهای اخیر فیدوس که عملکرد آتشباری را مورد انتقاد قرار داده و ادعاهایی درباره تولید و وضعیت شرکت مطرح کرده است.
این اختلاف روایت نشان میدهد که برای داوری دقیق، باید اسناد اولیه شرکت بررسی شود؛ نه صرفاً گزارشهای رسانهای طرفین.
با این حال، اصل اختلاف مدیریتی و چندگانگی روایتها یک مسئله جدی است: هپکو برای عبور از بحران، به ثبات مدیریتی نیاز دارد و استمرار تغییرات مدیریتی میتواند خود به عاملی برای افزایش عدم قطعیت تبدیل شود.
گزینه جایگزین؛ چرا مهدی خطیبی؟
اکنون نام مهدی خطیبی برای مدیریت هپکو مطرح شده است.
خطیبی پیشتر مدیرعامل ایرانخودرو بود و در اسفند ۱۴۰۱ از این سمت کنار گذاشته شد. در آن زمان، گزارشهای رسمی و رسانهای مختلفی درباره علت این تغییر منتشر شد. بازرس ویژه رئیسجمهور نیز موضوع واگذاری خودرو خارج از ضوابط را مطرح کرده و گفته بود مدیرعامل ایرانخودرو در همین ارتباط برکنار شده است.
بنابراین مقایسه میان دو مدیریت باید بر مبنای سابقه مستند، عملکرد قابل اندازهگیری و وضعیت حقوقی هر دو نفر صورت گیرد؛ نه صرفاً تبلیغات موافقان یا مخالفان.
نکته مهم دیگر اینکه تا زمان تأیید و ثبت رسمی تغییرات، معرفی خطیبی به عنوان مدیرعامل قطعی هپکو نیازمند احتیاط است.
پرسش بزرگ امروز هپکو
موضوع امروز هپکو تنها این نیست که چه کسی مدیرعامل باشد.
پرسش بنیادیتر این است:
اگر یک مدیر در شرایط بحرانی شرکت را تحویل گرفته و در مدت کوتاه، قرارداد، نقدینگی، تولید و روابط کارگری را در مرکز برنامه خود قرار داده است، آیا باید به او فرصت کافی برای تکمیل برنامه داده شود یا تغییر مدیریتی دیگری در دستور کار قرار گیرد؟
پاسخ این پرسش باید بر اساس عدد و سند باشد:
موجودی نقدی هنگام تحویل، میزان وصول پیشپرداخت قراردادها، تعداد قراردادهای جدید، تعداد دستگاههای تولیدشده، میزان فروش، وضعیت حقوق و مزایا، بدهیهای ایجادشده، مطالبات وصولشده و میزان رضایت رسمی شورای اسلامی کار.
اگر این شاخصها در دوره آتشباری بهبود یافته باشند، تغییر او نیازمند توضیح جدی است.
هپکو قربانی تغییرات مدیریتی یا در آستانه یک تغییر مسیر؟
هپکو در سالهای گذشته بارها هزینه تغییرات مدیریتی، اختلاف سهامداری، بحران نقدینگی و اعتراضات کارگری را پرداخته است.
اکنون نیز به جای آنکه مسئله صرفاً در قالب «تغییر یک مدیر» دیده شود، باید پرسید:
آیا هپکو در حال بازگشت به تولید بود و مدیری که این مسیر را آغاز کرده کنار گذاشته شد، یا عملکرد واقعی شرکت آنگونه نبوده که حامیان او میگویند؟
پاسخ باید از دل اسناد مالی و تولیدی بیرون بیاید.
اما اگر روایت حامیان آتشباری و اسناد شرکت یکدیگر را تأیید کنند، تغییر مدیری که توانسته رضایت تشکل کارگری را به دست آورد، حقوق کارکنان را منظم کند و قرارداد و نقدینگی را به چرخه تولید بازگرداند، میتواند پرسشی جدی درباره نحوه تصمیمگیری در بنگاههای بزرگ تحت مدیریت عمومی ایجاد کند.
هپکو بیش از هر چیز به تولید، ثبات مدیریتی، قرارداد، سرمایه در گردش و اعتماد کارگران نیاز دارد؛ نه بازگشت به چرخه بیپایان تغییر مدیران.
