طبقه کارگر زیر بار هزینه درمان خرد شد
مریم غدیرپور
در ماههای اخیر و در فضای پساجنگ، بازار دارو با چالشهای تازهای روبهرو شده است. هرچند پایان درگیریها میتواند به کاهش تنشهای مستقیم منجر شود، اما آثار اقتصادی و لجستیکی جنگ معمولاً تا مدتها باقی میماند.
زیرساختهای حملونقل آسیبدیده، افزایش هزینههای بیمه و جابهجایی کالا، نوسانات ارزی و محدودیتهای تجاری از جمله عواملی هستند که در دوره پساجنگ بر تأمین دارو اثر میگذارند. بسیاری از مواد اولیه دارویی و تجهیزات پزشکی وابسته به زنجیرههای تأمین بینالمللیاند و هر اختلالی در این شبکهها میتواند روند تولید و توزیع را کند یا پرهزینه کند.
در چنین شرایطی، افزایش هزینه تولید و واردات بهتدریج در قیمت نهایی دارو منعکس میشود و همزمان احتمال کمبود برخی اقلام حیاتی بالا میرود. بازار دارو به دلیل ماهیت حساس و حیاتی خود، بیش از بسیاری از بخشهای دیگر اقتصاد نسبت به بحرانها آسیبپذیر است.
به همین دلیل، گرانی و کمبود اخیر دارو را نمیتوان صرفاً یک نوسان کوتاهمدت دانست، بلکه باید آن را بخشی از پیامدهای گستردهتر اقتصادی و ساختاری دوره پساجنگ تلقی کرد؛ دورهای که بازسازی زنجیرههای تأمین و بازگشت به ثبات اقتصادی در آن نقش تعیینکنندهای دارد.
سایه گرانی و کمبود بر سر بیماران قلبی
دکتر شهرام رکنی، متخصص قلب، به عصر اقتصاد گفته که اوضاع دارو برای بیماران قلبی واقعاً نگرانکننده و حتی بحرانی شده. به گفته او، بعضی داروهای مهم قلبی که بیماران باید مرتب مصرف کنند، یا خیلی سخت پیدا میشوند یا با قیمتهایی فروخته میشوند که از توان خیلی از خانوادهها خارج است.
او مشخصاً به داروی پلاویکس اشاره کرده؛ دارویی که برای خیلی از بیماران قلبی، بهخصوص کسانی که مشکل عروق، سکته قلبی یا استنت دارند، کاملاً حیاتی است.
رکنی میگوید وقتی چنین دارویی نایاب میشود یا با قیمت نجومی به دست بیمار میرسد، بیمار عملاً بین سلامت و هزینه زندگیاش گیر میافتد. خیلیها توان خرید ندارند و همین ممکن است باعث شود مصرف دارو را کم کنند یا حتی قطع کنند؛ اتفاقی که میتواند عواقب خیلی خطرناکی داشته باشد.
به طور کلی، او هشدار داده که ادامه این وضعیت، بیماران قلبی را با فشار درمانی و معیشتی بسیار سنگینی روبهرو میکند.
افزایش نجومی قیمت داروی حیاتی
جنگ چه 12 روزه و چه 40 روزه با خودش بحران میآورد، بحرانهایی که زندگی عادی افراد را تحت تاثیر قرار میدهد. یکی از این بحرانها، مساله دارو است که هر چند با کمبود و قحطی مواجه نشد، اما افرادی که مخاطبان داروهای خاصتر بودند را با چالش مواجه کرد؛ چالشی که اغلب مردم از آن با عنوان افزایش فزاینده قیمت دارو یاد میکنند.
بیماری که درگیر یک سرطان پیشرفته است تعریف میکند که یکی از سختترین مراحل این بیماری زمانی است که تومور به استخوانها سرایت میکند.
وقتی داروی حیاتی از قفسه داروخانه ناپدید میشود یا با قیمتهایی چند ده میلیونی به دست بیمار میرسد، درمان دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست
او میگوید در چنین شرایطی درد شدید، شکستگیهای ناگهانی و محدودیت شدید حرکتی چنان بیمار را تحت فشار میگذارد که ادامه زندگی روزمره تقریباً ناممکن میشود. برای کنترل این وضعیت، دارویی مثل «اکسجوا» نقش بسیار مهمی دارد؛ دارویی که میتواند روند متاستاز استخوانی را کند یا متوقف کند و از بروز عوارض شدید جلوگیری کند.
اما او توضیح میدهد که شرایط تهیه این دارو بعد از شروع جنگ کاملاً دگرگون شده است. پیش از آن، با حمایت بیمه و هزینهای کمتر از یک میلیون تومان میتوانست هر دوز اکسجوا را تهیه کند، اما اکنون همان دارو فقط به شکل غیریارانهای و با قیمتی حدود ۳۰ میلیون تومان عرضه میشود؛ رقمی که برای بسیاری از بیماران واقعاً غیرقابل پرداخت است.
کارگران دارو نمی خرند
این مشکل فقط محدود به داروهای تخصصی بیماران سرطانی یا سایر بیماران خاص نیست. حتی داروهای معمولی و پرمصرف که بخش بزرگی از مردم به آنها نیاز دارند نیز بهدلیل پیامدهای جنگ و فشارهای اقتصادی با کمبود، افزایش قیمت و اختلال در تأمین مواجه شدهاند؛ مسئلهای که نگرانی جدی برای سلامت عمومی ایجاد کرده است.
افزایش تورم و بالا رفتن مداوم قیمت دارو باعث شده حتی درمان بیماریهای سادهای مثل سرماخوردگی هم برای بسیاری از خانوادههای کارگری به یک دغدغه جدی تبدیل شود. در گذشته، هزینه تهیه چند قلم داروی معمولی برای سرماخوردگی چندان سنگین نبود و افراد میتوانستند با مراجعه به داروخانه، داروهای موردنیاز خود را تهیه کنند. اما حالا شرایط تغییر کرده و بسیاری از کارگران میگویند هزینه درمان یک سرماخوردگی ساده هم از توان مالیشان خارج شده است.
قیمت برخی داروهای رایج، از قرصهای سرماخوردگی گرفته تا شربت و آنتیبیوتیک، طی ماههای اخیر افزایش چشمگیری داشته است.
در برخی موارد، قیمت یک ورق قرص سرماخوردگی به حدود ۲۰۰ هزار تومان رسیده؛ رقمی که برای خانوارهایی با درآمد ثابت و محدود، بسیار سنگین محسوب میشود. همین موضوع باعث شده بعضی افراد مصرف دارو را به تعویق بیندازند، دوز دارو را کمتر کنند یا به درمانهای خانگی و غیراصولی روی بیاورند.
کارگران که بخش زیادی از درآمدشان صرف هزینههای ضروری زندگی مانند اجاره، خوراک و حملونقل میشود، حالا برای تامین ابتداییترین هزینههای درمان نیز با مشکل روبهرو هستند. کارشناسان حوزه سلامت هشدار میدهند ادامه این روند میتواند باعث افزایش بیماریهای درماننشده و فشار بیشتر بر سلامت عمومی جامعه شود.
سخن پایانی
آنچه امروز در بازار دارو دیده میشود، فقط گرانی چند قلم دارو یا کمبود مقطعی برخی اقلام درمانی نیست؛ این وضعیت برای بسیاری از بیماران و خانوادههای کارگری به معنای واقعی کلمه تبدیل به اضطراب روزانه شده است. بیماری که نگران پیدا کردن داروی قلب خود است، بیمار سرطانی که میان ادامه درمان و هزینههای سنگین زندگی گرفتار مانده و کارگری که حتی از پس خرید داروی یک سرماخوردگی ساده برنمیآید، همگی تصویری نگرانکننده از آینده سلامت جامعه را نشان میدهند.
وقتی داروی حیاتی از قفسه داروخانه ناپدید میشود یا با قیمتهایی چند ده میلیونی به دست بیمار میرسد، درمان دیگر فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ به مسئلهای معیشتی و انسانی تبدیل میشود. ادامه این روند میتواند باعث شود بسیاری از بیماران درمان خود را نیمهکاره رها کنند یا با درد و بیماری زندگی کنند، فقط چون توان مالی کافی ندارند.
اگر برای کنترل قیمت دارو، حمایت از بیماران و تامین پایدار داروهای ضروری چارهای جدی اندیشیده نشود، فشار این بحران هر روز گستردهتر خواهد شد و بیش از همه، اقشار ضعیف و بیماران نیازمند را زیر بار سنگین خود خرد خواهد کرد.








