نجات تولید از مسیر بانکداری تخصصی
نجات تولید و تبدیل رشد اقتصادی از یک وعده آماری به واقعیتی پایدار، از مسیر افزایش بیهدف تسهیلات یا تزریق نقدینگی عبور نمیکند، بلکه به تخصصی شدن بانک ها گره میخورد.
هنگامی که همه بانک ها با یک الگوی مشابه برای جذب سپرده، پرداخت اعتبار و حضور در بازار دارایی ها رقابت میکنند، منابع به جای حرکت به سمت کارخانه، مزرعه، صادرات و کسب و کارهای مولد، در مسیرهای کوتاه مدت و سوداگرانه قرار میگیرد.
بانک تخصصی میتواند منطق تامین مالی را تغییر دهد، زیرا صنعت را با ترازنامه نمیسنجد، بلکه چرخه تولید، جریان نقدی، قرارداد فروش، ریسک بخشی و ظرفیت بازپرداخت بنگاه را ارزیابی میکند. تولیدکننده نیز به جای گرفتار شدن در وثیقههای سنگین و فرایندهای فرساینده، با بانکی مواجه میشود که زبان فعالیت اقتصادی وی را میفهمد.
بانک تجاری باید تامین سرمایه در گردش را دنبال کند، بانک توسعه ای باید زیرساخت و طرح های بلندمدت را پشتیبانی کند و بانک قرض الحسنه باید نیازهای خرد خانوار و بنگاه های کوچک را پاسخ دهد. این تفکیک، رقابت مخرب بر سر نرخ سود را به رقابت بر سر کیفیت اعتبار، سرعت خدمت و شناخت مشتری تبدیل میکند.
با این حال، تخصصی شدن بدون حاکمیت شرکتی، نظارت مستقل، کنترل بنگاه داری و اعتبارسنجی دقیق، تنها تغییر تابلوها خواهد بود. رشد تولید زمانی آغاز میشود که بانک در برابر سرنوشت منابعی که تخصیص میدهد پاسخ گو باشد.
مهم ترین گام اصلاح ساختار تأمین مالی کشور
روزنامه «عصر اقتصاد» برای واکاوی ابعاد گوناگون این رویکرد ساختاری، سنجش پیامدهای آن بر مهار تورم و بررسی چگونگی اجرای تفکیک ماموریت شبکه پولی در مسیر نجات تولید ملی، با سیدرضا راستی الحسینی، کارشناس برجسته حوزه بانکی و دانشآموخته مدیریت مالی، به گفتوگو نشسته است که مشروح این تحلیل جامع و کاربردی از نظر خوانندگان فرهیخته میگذرد.
تجربه نظامهای بانکی موفق نشان میدهد رقابت بانکی زمانی به رشد اقتصادی کمک میکند که بر پایه کیفیت خدمت، مدیریت ریسک، سرعت پاسخگویی و تناسب محصولات مالی با نیاز مشتری شکل بگیرد
سید رضاراستی الحسینی کارشناس حوزه بانکی در گفتوگو با روزنامه عصراقتصاد دررابطه با همین موضوع گفت: حرکت نظام بانکی به سمت تفکیک بانکها بر اساس مأموریت و حوزه فعالیت، میتواند یکی از مهمترین گامها برای اصلاح ساختار تأمین مالی کشور باشد؛ اقدامی که در صورت همراهی با حاکمیت شرکتی، کنترل بنگاهداری و توسعه ابزارهای اعتباری، رقابت پرهزینه بانکها برای جذب سپرده را کاهش میدهد و منابع بانکی را به سمت تولید، اشتغال و سرمایهگذاری مولد هدایت میکند.
لازم به ذکر است در سالهای گذشته، بیشتر بانکها در عمل با الگوی مشابهی فعالیت کردهاند.درنتیجه جذب سپرده، پرداخت تسهیلات، سرمایهگذاری در داراییها، ورود به بازارهای مختلف و رقابت برای افزایش سهم از منابع، بخش مهمی از رفتار شبکه بانکی را شکل داده است. تفاوت میان بانکها در بسیاری از موارد بیشتر به اندازه، تعداد شعب و ترکیب سهامداران مربوط بوده و نه به مأموریت تخصصی و مدل کسبوکار.
بنابراین نتیجه چنین ساختاری، شکلگیری رقابتی بوده است که الزاما به بهبود خدمات بانکی منجر نشده است. بانکها برای جذب منابع، گاه به افزایش نرخ سود سپرده یا ارائه پیشنهادهای مالی خارج از توان واقعی خود روی آوردهاند. این رقابت، هزینه تجهیز منابع را بالا برده و فشار آن در نهایت به افزایش هزینه تسهیلات، رشد ناترازی و کاهش قدرت تأمین مالی تولید منتقل شده است.
این کارشناس حوزه بانکی در ادامه خاطرنشان کرد: بررسی تجربه نظامهای بانکی موفق نشان میدهد رقابت بانکی زمانی به رشد اقتصادی کمک میکند که بر پایه کیفیت خدمت، مدیریت ریسک، سرعت پاسخگویی و تناسب محصولات مالی با نیاز مشتری شکل بگیرد؛ نه آنکه بانکها صرفاً برای جذب منابع بیشتر، وارد رقابت بر سر نرخ سود شوند. تخصصیسازی بانکها میتواند مسیر این رقابت را تغییر دهد.
رقابت بر سرسپرده؛ مسئلهای فراتر از نرخ سود
وی در تشریح نقش افزایش نرخ سود سپرده یادآور شد: در ظاهر، پرداخت سود بیشتر به سپردهگذار ممکن است ابزار جذابی برای جذب منابع باشد، اما این ابزار زمانی خطرناک میشود که با توان درآمدزایی بانک و بازده واقعی فعالیتهای اقتصادی تناسب نداشته باشد. بانکی که منابع را با هزینه بالا جذب میکند، برای جبران این هزینه ناچار است تسهیلات را با نرخ بالاتر پرداخت کند یا به فعالیتهایی روی آورد که بازدهی سریعتری دارند.
در چنین شرایطی، منابع به جای آنکه به طرحهای تولیدی با دوره بازگشت منطقی اختصاص یابد، ممکن است به سمت خرید دارایی، معاملات کوتاهمدت یا فعالیتهای غیرمولد حرکت کند. این روند، هم هزینه تولید را بالا میبرد و هم زمینه افزایش قیمت داراییها و تشدید تورم را فراهم میکند.
راستی الحسینی تصریح کرد: رقابت بانکی زمانی سالم است که هر بانک بر اساس مأموریت و توان تخصصی خود، خدمات متمایز ارائه کند. اگر همه بانکها به دنبال یک مشتری، یک نوع سپرده و یک الگوی سوددهی باشند، رقابت از مسیر افزایش بهرهوری خارج میشود و به رقابت پرهزینه برای جذب منابع تبدیل خواهد شد.
تخصصی سازی تنها راه نجات
وی افزود: در چنین شرایطی تخصصیسازی میتواند این معادله را تغییر دهد. بانک تجاری باید مأموریت خود را در ارائه خدمات عمومی، تأمین مالی کوتاهمدت و سرمایه در گردش بنگاهها دنبال کند. بانک تخصصی باید شناخت عمیقتری از یک بخش مانند صنعت، کشاورزی، مسکن، صادرات یا بنگاههای کوچک و متوسط داشته باشد.
بانک توسعهای نیز باید تأمین مالی طرحهای بزرگ، زیرساختی و بلندمدت را دنبال کند. بانک قرضالحسنه هم باید با تمرکز بر تأمین مالی خرد و نیازهای ضروری خانوارها و تامین مالی بنگاههای کوچک و متوسط را در قالب تسهیلات قرض الحسنه را دنبال کند.در این صورت، مشتری فقط بر اساس نرخ سود و کارمزد، بانک خود را انتخاب نمیکند؛ بلکه کیفیت خدمات، سرعت بررسی درخواست، شناخت بانک از حوزه فعالیت و تناسب ابزار مالی با نیاز او نیز اهمیت پیدا میکند.
حاکمیت شرکتی؛ شرط واقعی تخصصیشدن
این دانشآموخته مدیریت مالی تغییردر ادامه اذعان کرد: عنوان بانکها یا تفکیک آنها در مقررات، بهتنهایی به معنای تخصصیشدن نیست. اگر ساختار مدیریتی، نظام تصمیمگیری، شیوه ارزیابی اعتبار و سازوکار نظارت بانک تغییر نکند، تخصصیسازی فقط روی کاغذ باقی میماند.
وی در تعرف حاکمیت شرکتی توضیح داد: حاکمیت شرکتی، مجموعهای از قواعد و سازوکارهایی است که رابطه میان سهامداران، هیاتمدیره، مدیران، حسابرسان و نهاد ناظر را روشن میکند. در یک بانک تخصصی، این ساختار باید به گونهای باشد که تصمیمهای اعتباری بر اساس مأموریت بانک، ارزیابی ریسک و منافع بلندمدت اقتصاد اتخاذ شود؛ نه بر مبنای فشارهای کوتاهمدت، روابط غیرشفاف یا منافع گروهی.
راستی الحسینی افزود: بانک تخصصی صنعت و معدن باید توان تحلیل طرحهای صنعتی را داشته باشد و بداند یک پروژه تولیدی با چه ریسکهایی روبهروست. بانک کشاورزی باید بتواند تفاوت میان ریسک خشکسالی، نوسان قیمت محصولات، مشکلات بیمهای و دوره برداشت را در ارزیابی تسهیلات لحاظ کند.
بانک مسکن نیز باید ساختار تأمین مالی خود را با دوره طولانی ساخت و بازپرداخت پروژههای مسکونی هماهنگ کند. علاوه برموارد ذکرشده، بدون نیروی انسانی متخصص، دادههای معتبر، نظام اعتبارسنجی و مدیریت ریسک بخشی، این مأموریتها قابل اجرا نیست. از این رو، تخصصیشدن بانکها باید همزمان با اصلاح ترکیب هیاتمدیره، تقویت حسابرسی داخلی، شفافیت صورتهای مالی و تعیین مسئولیت روشن مدیران همراه باشد.
وی افزود: حاکمیت شرکتی برای بانک تخصصی یک الزام تشریفاتی نیست، بلکه ابزار جلوگیری از انحراف مأموریت است. بانکی که مأموریت تخصصی دارد، باید بتواند توضیح دهد منابع خود را به کدام بخش اختصاص داده، چه میزان از تسهیلات به تولید واقعی رسیده و بازده و کیفیت این تسهیلات چگونه ارزیابی شده است.
بانکهای قرضالحسنه؛ نمونهای از مأموریت روشن
این دانش آموخته دکتری مدیریت مالی خاطرنشان کرد: در میان الگوهای مختلف بانکی، بانکهای قرضالحسنه از جمله نمونههایی هستند که مأموریت خود را روشنتر تعریف کردهاند. این بانکها بر اساس اساسنامه و ماهیت فعالیت خود، بر تجهیز منابع قرضالحسنه و پرداخت تسهیلات بدون سود در چارچوب مقررات تمرکز دارند. همین تمرکز باعث شده است که مدل فعالیت آنها با بانکهای تجاری و جامع تفاوت داشته باشد.
وی ادامه داد: بانک قرضالحسنه قرار نیست در همه بازارها حضور داشته باشد یا برای تأمین مالی پروژههای بزرگ صنعتی و تجاری رقابت کند. مأموریت اصلی این بانکها، پاسخگویی به نیازهای خرد و ضروری خانوارها، حمایت از اشتغال کوچک و متوسط و تأمین مالی نیازهای فوری و اجتماعی است.
شایان ذکراست که موفقیت این بانکها به معنای نبود چالش نیست. منابع قرضالحسنه محدود است و هرگونه افزایش تکالیف بدون توجه به ظرفیت واقعی منابع، میتواند توان پرداخت تسهیلات را کاهش دهد. بنابراین، لازم است میان مأموریت اجتماعی این بانکها و حجم تکالیف تعیینشده تعادل وجود داشته باشد.
همچنین تجربه بانکهای قرضالحسنه نشان میدهد هر اندازه مأموریت بانک روشنتر باشد، طراحی محصولات مالی، انتخاب مشتریان و نظارت بر عملکرد نیز آسانتر خواهد بود. این تجربه میتواند برای سایر بانکها نیز قابل استفاده باشد؛ به این معنا که هر بانک باید بداند برای چه هدفی تأسیس شده، به کدام گروه از مشتریان خدمت میکند و چه شاخصهایی برای سنجش موفقیت آن وجود دارد.
تأمین مالی تولید؛ از تسهیلات عمومی تا اعتبار تخصصی
راستی الحسینی دربیان مشکلات اظهار کرد: یکی از مشکلات اصلی تولیدکنندگان، دسترسی دشوار به منابع مالی است. در الگوی سنتی، بنگاه برای دریافت تسهیلات باید وثیقههای سنگین ارائه کند، مراحل اداری طولانی را پشت سر بگذارد و در بسیاری از موارد با بانکهایی مواجه شود که شناخت کافی از صنعت و زنجیره فعالیت او ندارند.
در نتیجه تنها بانک تخصصی میتواند این روند را اصلاح کند. چنین بانکی باید علاوه بر وثیقه، جریان نقدی، قراردادهای فروش، سابقه فعالیت، اعتبار مشتریان و جایگاه بنگاه در زنجیره تولید را نیز بررسی کند. برای یک بنگاه کوچک، ممکن است دارایی فیزیکی محدودی وجود داشته باشد، اما قراردادهای معتبر و فروش مستمر آن میتواند نشانه توان بازپرداخت باشد.
وی افزود: در این مسیر، تأمین مالی زنجیرهای اهمیت زیادی پیدا میکند. اعتبار نباید صرفا در اختیار یک بنگاه قرار گیرد و پس از آن، نظارت بر محل مصرف منابع از بین برود. منابع باید در امتداد زنجیره تولید، از تأمین مواد اولیه تا فروش محصول، حرکت کند. این روش ضمن کاهش انحراف منابع، نیاز به نقدینگی اضافی را کاهش میدهد و امکان نظارت بانک بر فعالیت واقعی اقتصادی را افزایش میدهد.
این دانش آموخته دکتری مدیریت مالی در ادامه گفت: ابزارهایی مانند گواهی سپرده ویژه، اوراق تأمین مالی اسلامی، ضمانتنامه، اعتبار اسنادی داخلی و ابزارهای تعهدی نیز میتوانند در کنار تسهیلات مستقیم، فشار تأمین مالی را کاهش دهند. استفاده از این ابزارها به بانکها اجازه میدهد به جای افزایش بیضابطه حجم پول، اعتبار را به شکل هدفمند در اختیار بخش تولید قرار دهند.
تجربه جهانی؛ تخصص بدون نظارت میتواند شکست بخورد
این دانش آموخته دکتری مدیریت مالی در رابطه با تجربه کشورهای موفق و ناموفق در این زمینه گفت: یک نکته مشترک درتمام بررسی ها وجود دارد؛ بانک تخصصی زمانی موفق است که مأموریت آن دقیق، منابع آن پایدار و نظارت بر عملکرد آن مستقل باشد. بطور مثال در آلمان، بانک توسعهای این کشور بیشتر نقش پشتیبان و تأمینکننده منابع بلندمدت را ایفا میکند و در بسیاری از موارد، منابع خود را از مسیر بانکهای تجاری به متقاضیان میرساند. این روش، هم از موازیکاری جلوگیری میکند و هم شبکه بانکی موجود را درگیر تأمین مالی توسعه میسازد.
همچنین در کره جنوبی و ژاپن نیز تجربه بانکهای تخصصی بنگاههای کوچک و متوسط نشان میدهد شناخت محلی، اعتبارسنجی دقیق و ارتباط مستمر با واحدهای اقتصادی میتواند دسترسی بنگاههای کوچک به منابع را افزایش دهد. با این حال، حتی در این کشورها نیز تخلف، ضعف نظارت و اعطای تسهیلات خارج از ضوابط، آسیبهایی ایجاد کرده است.
در مقابل، تجربه برزیل هشدار میدهد که بانک توسعهای اگر بیش از اندازه بزرگ شود، اعتبار یارانهای را بدون ارزیابی دقیق توزیع کند و تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرد، میتواند به فشار بودجهای، اختلال در انتقال سیاست پولی و تخصیص ناکارآمد منابع منجر شود.
تخصصیسازی بانکها، اگر با اصلاح حاکمیت شرکتی، کاهش بنگاهداری، کنترل رقابت سودی و توسعه تأمین مالی زنجیرهای همراه شود، میتواند مسیر اصلاح نظام بانکی را از یک تغییر اداری به یک تحول اقتصادی تبدیل کند
وی افزود، درس تجربه جهانی این نیست که دولت باید از تأمین مالی کنار برود یا همه منابع را به بانکهای تخصصی بسپارد؛ درس اصلی آن است که مداخله بانکی باید محدود، شفاف، مأموریتمحور و قابل ارزیابی باشد.
سه شرط برای موفقیت طرح
راستی الحسینی گفت: نخست، باید مرز فعالیت بانکها بهصورت شفاف تعیین شود. بانک تخصصی نباید همزمان در تمام بازارها حضور داشته باشد و از مأموریت اصلی خود فاصله بگیرد.
دوم، اینکه حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک باید پیش از گسترش فعالیت بانکها تقویت شود. بانک تخصصی بدون مدیران حرفه ای و نظام اعتبارسنجی دقیق، ممکن است به محل تمرکز ریسک تبدیل شود.
سوم، نیزعملکرد بانکها باید با شاخصهای مشخص سنجیده شود و نیز کنترل و اصلاح مقداری ترازنامه بانک ها توسط بانک مرکزی نسبت به هر بانکی باید اصلاح و تغییر پیدا کند. در واقع صرف افزایش حجم منابع و تسهیلات نمیتواند نشانه موفقیت باشد.
جمع بندی
از منظر کارشناسی تخصصیسازی بانکها، اگر با اصلاح حاکمیت شرکتی، کاهش بنگاهداری، کنترل رقابت سودی و توسعه تأمین مالی زنجیرهای همراه شود، میتواند مسیر اصلاح نظام بانکی را از یک تغییر اداری به یک تحول اقتصادی تبدیل کند. در چنین الگویی، بانکها به جای آنکه برای جذب سپرده به هر قیمت رقابت کنند، بر مأموریت، کیفیت اعتبار و خدمترسانی تخصصی متمرکز میشوند.
نجات تأمین مالی تولید، از افزایش بیهدف منابع بانکی نمیگذرد؛ راهحل اصلی؛ تخصیص درست منابع، دوری از رانت خواری بعضی از افراد سودجو و انتقال منابع به سایر بخش های غیر مولد، شناخت دقیق نیازهای بخش واقعی اقتصاد و پاسخگو کردن بانکها در برابر نتیجه تصمیمهای اعتباری است.








