راضیه حسینی
اسماعیل کوثری: «باوجود گرانی، مردم هر شب شادابتر به میدان میآیند/ ما دقیقاً بلدیم مسائل اقتصادی و جنگ را مدیریت کنیم.»
پس یادداشت میکنیم، گرانی با شادابی رابطهای مستقیم دارد، هرچه نمودار گرانی بالاتر برود، شادابی ملت هم بیشتر میشود. مثلاً اگر روزی مردم به سوپری محلشان بروند و ببینند ماست ده، بیست در صد ارزان شده است، غمگین میشوند، اصلاً خرید نمیکنند، سگ سیاه افسردگی را در آغوش میگیرند و به خانه برمیگردند.
اگر خداینکرده روزی برسد که نگران قسط و بدهی و برگشت چک نباشند که دیگر اوضاع خیلی ناجور میشود، علاوه بر سگ سیاه، یک ابر سیاه دائمالبارش هم بالای سرشان سبز میشود و دیگر به بهبودشان امیدی نیست.
ما تازه متوجه شدیم مسئولان چرا اینقدر همه چیز را گران میکنند و در جهت ارزانشدن هیچ کالایی تلاشی انجام نمیدهند. شرمندهایم که فکر میکردیم اصلاً به فکر ما نیستید و نمیتوانید از عهدهی مسئولیتتان برآیید.
شرمندهایم که دچار قضاوت اشتباه شدیم، فکر کردیم مسئولان اصلاً درد مردم را درک نمیکنند، سفرههای خالی را نمیبینند، دستخالی پدر خانواده و چشم منتظر فرزندان برایشان هیچ اهمیتی ندارد. صدای شکستن کمر خانوادهها، زیر بار گرانی را نمیشنوند و هیچ اهمیتی به رنج مردم نمیدهند.
ما نمیدانستیم همهی اینها برنامهریزی شده است، مسئولان اتفاقاً تمام تلاش خود را میکنند که همه چیز گرانتر شود، حتی گاهی نمودار تورم را دستی بالاتر میبرند، فقط بهخاطر شادی بیشتر و روزافزون ما!
مسئولان میخواهند ما هر روز بیشتر از قبل شاد شویم. هر روز بیشتر ذوق کنیم. هر صبح و با دیدن گرانتر شدن همه چیز، آنقدر بخندیم و آنقدر شادی کنیم که بند بندمان از هم باز شود و وا برویم، ولی در همان حالت و تکهپاره شده، باز هم بخندیم و ذوق کنیم. آنقدر که هی واتر برویم، ولی باز از یک جایی صدای خنده و شادیمان بیاید.
تا جایی که دیگر به ذرات کوچک میکروسکوپی تبدیل شویم و با چشم غیرمسلح به دید نیاییم و با گوش غیرمسلح صدای خندهمان شنیده نشود.
نگران نباشید در آن شرایط هم باز داریم میخندیم، خوب گوش کنید. حتماً میشنوید!
