کالابرگ، پفک و حاضر جوابی سخنگو!
وحید حاج سعیدی – روزنامه نگار
هفته گذشته در نشست خبری سخنگوی دولت، خبرنگاری با اشاره به افزایش احتمالی ۳۰۰ هزار تومانی اعتبار کالابرگ به این نکته اشاره کرد که «این مبلغ حتی برای خرید یک پفک هم کافی نیست».
پیام خبرنگار ناظر به ناچیز بودن این مبلغ کاملاً آشکار بود، اما فاطمه مهاجرانی بهجای پاسخ به پرسش درباره علت تصمیم دولت در جهت تخصیص این مبلغ و مبنای تعیین آن، محل مصرف اعتبار کالابرگ را به چالش کشاند و گفت: «این رقم برای خرید پفک قطعاً داده نمیشود و اعتبار کالابرگ صرف خرید کالاهای اساسی خواهد شد».
حاضر جوابی سخنگوی دولت در مواجهه با پرسش خبرنگار، نوعی دهن کجی مدرن و نمک پاشیدن بر زخم های مردمی است که این روزهای خاکستری و بحرانی برای گذران زندگی با انواع و اقسام مشکلات دست و پنجه نرم می کنند.
مردمی که به واسطه ناتوانی ها و سوء مدیریت مدیران ناکارآمد هر روز یکی از نیاز های اساسی شان را از لیست نیازمندی ها به لیست آرزوها منتقل می کنند و یکی از آرزوهای دم دستی خود را برای همیشه مدفون می سازند!
خرید همان چیپس و پفکی که امروز یارانه ای برای خرید آن پرداخت نمی شود، در زمره آرزوهای فرزندان بسیاری از خانواده ها قرار گرفته است که قطعاً خانم سخنگو از نحوه و شرایط زندگی آنها هیچ اطلاعی ندارد.
جالب اینکه در ادامه این نشست باز هم طبق معمول که گوسفند دشمن در پای همۀ معادلات و نامعادلات ذبح می شود، مهاجرانی با بیان این نکته که فشار اقتصادی و تورم، سفرههای مردم را هدف گرفته است، این فشار را ناشی از شرایطی دانست که به گفته او «دشمن ایجاد کرده» و هدف آن «به زانو درآوردن مردم» است.
براستی چرا هیچگاه ناکارآمدی مدیران و سیاست های غلط دولت در فشار اقتصادی و تورم نقش ندارند و همواره توپ در زمین دشمن است؟ چرا هیچگاه از نقش 11 مدیر متخلفی که اخیراً به دلیل اخلال در نظام ارزی از سوی بانک مرکزی کنار گذاشته شدند، صحبتی به میان نمی آید؟ چرا پیاده نظام دشمن در اجرای برنامه های اقتصادی دشمن جهت به زانو درآوردن مردم معرفی نمی شوند و با آنها برخورد نمی شود؟ چگونه دشمن بدون نفوذی قادر به کاهش قدرت پول ملی ماست که مردم برای خرید پفک هم باید حساب و کتاب کنند و منتظر افزایش یارانه ای در حد قیمت یک بسته پفک بمانند؟ آن هم منوط به تصویب و تامین اعتبار! نقش ثروتمندان در کاهش فشارهای اقتصادی در شرایط بحرانی چیست و چرا اساساً ثروتمندان در هیچ برهه ای خسران نمی بینند و تمام تلاش دشمن برای به زانودرآوردن مردم معمولی است؟
ای کاش خانم سخنگو هر چند ضربه که به میخ می زند یکی هم به نعل بزند! دشمن سالهاست در صدد ضربه زدن به کیان نظام جمهوری اسلامی است و در این ادعا شکی نیست. اما برنامه برای دولت برای کاستن این فشار چیست؟ دولت اگر از فشار تورم بر زندگی مردم آگاه است، افزایش احتمالی ۳۰۰ هزار تومان قرار است چه میزان از این فشار را جبران می کند؟ این رقم چگونه و بر چه مبنایی تعیین شده و چه نسبتی با افزایش هزینه کالاهای اساسی دارد؟ اساساً کالاهای اساسی در دکترین دولت به کدام کالاها اطلاق می شود که افزایش 300 هزار تومانی قرار است حمایت موثر در خرید آنها ایجاد کند؟
به نظر می رسد بین نوع نگاه مسئولان به زندگی و مردم عادی تفاوت های ماهوی زیادی وجود دارد. شاید استخدام مشاورانی از مردم عادی با لباس های معمولی، حقوق های زیر 30 میلیون و خانه های استیجاری بتواند بارقه ای از امید در تغییر نگاه مدیران به زندگی، ایجاد کند. مکالمه مشاوری که مستاجر است و موجری که تقاضای افزایش 500 میلیونی پول پیش را دارد؛ مکالمه مشاوری که مریض دارد و پزشک معالجی که در خواست زیر میزی دلاری کرده؛ مکالمه مادری با فرزندش برای خرید یک بسته پفک؛ مکالمه مشاوری که دخلش بود نوزده خرج بیست با خانواده اش!
خانم سخنگو داستان خیلی روشن است: وقتی هزینههای ضروری زندگی روزانه بالا میروند، افزایش ناچیز اعتبار کالا برگ آن هم هر چند وقت یکبار ، حتی اگر تماماً صرف خرید کالاهای اساسی شود، لزوماً به معنای حمایت مؤثر از معیشت مردم نیست. چرا که قبل از هر مرحله از حاتم بخشی شما، بخشی از نیاز های ضروری خانواده ها از سبد خانوار حذف شده یا به کمینه مقدار خود رسیده است.








