اقتصاد پیچیده و تصمیمگیری بدون مشاور؛ ریسکی که بسیاری از بنگاهها نادیده میگیرند
ساسان باقرپناه؛ نویسنده
اساس شکلگیری هر کسبوکار، ایجاد ارزش اقتصادی و دستیابی به انتفاع مالی است. بنگاه اقتصادی با هدف سودآوری، حفظ سرمایه، توسعه فعالیت و کاهش ریسک شکل میگیرد.
با این حال، یکی از تناقضهای قابل توجه در بخشی از فضای کسبوکار ایران این است که برخی شرکتها برای فعالیتی که ماهیت آن کاملاً اقتصادی، مالی و حقوقی است، همچنان بدون استفاده مؤثر از مشاوران تخصصی تصمیمگیری میکنند.
در بسیاری از اقتصادهای توسعهیافته، استفاده از مشاور مالی، اقتصادی و حقوقی، بخشی عادی از ساختار مدیریت بنگاه محسوب میشود.
شرکتها پیش از ورود به قراردادها، سرمایهگذاریها، توسعه فعالیت یا حتی جذب شریک تجاری، چندین لایه تحلیل انجام میدهند؛ از ارزیابی ریسک و تحلیل جریان نقدی گرفته تا بررسی حقوقی تعهدات، سناریونویسی و تحلیل آثار مالیاتی. علت این موضوع روشن است: در اقتصاد پیچیده امروز، هزینه یک تصمیم اشتباه، معمولاً بسیار بیشتر از هزینه دریافت مشاوره تخصصی است.
در ادبیات اقتصادی و مدیریت، «ریسک» صرفاً به معنای خطر یا احتمال شکست نیست، بلکه به فاصله میان «نتیجه مورد انتظار» و «نتیجه واقعی» گفته میشود. هرچه این فاصله بیشتر باشد، میزان ریسک نیز بالاتر خواهد بود.
به همین دلیل، بخش مهمی از مدیریت اقتصادی بنگاهها، نه حذف کامل ریسک—که عملاً ممکن نیست—بلکه شناسایی، تحلیل و کنترل آن است. در اقتصاد پیچیده امروز، نبود تحلیل مالی، حقوقی و اقتصادی، عملاً این فاصله را بیشتر میکند و احتمال تصمیمهایی را افزایش میدهد که در ظاهر سودآور، اما در عمل پرهزینه و فرسایشی هستند.
در مقابل، در بخشی از فضای کسبوکار داخلی، هنوز نگاه به مشاوره تخصصی، بهعنوان «هزینه اضافی» وجود دارد. در حالی که در عمل، نبود تحلیل تخصصی، خود میتواند به یکی از پرهزینهترین نقاط ضعف بنگاه تبدیل شود.
بسیاری از مشکلاتی که امروز شرکتها با آن مواجهاند، نه الزاماً ناشی از ضعف بازار، بلکه حاصل تصمیمگیری بدون پشتوانه تحلیلی است؛ از قراردادهای غیرشفاف و اختلافات حقوقی گرفته تا برآورد اشتباه هزینهها، ورود به پروژههای فاقد توجیه اقتصادی، قیمتگذاری نادرست یا ناتوانی در مدیریت نقدینگی.
اقتصاد امروز، بهویژه در کشورهایی که متغیرهای اقتصادی و مقررات با سرعت بیشتری تغییر میکنند، دیگر با مدلهای سنتی اداره نمیشود. پیچیدگی قوانین مالیاتی، توسعه سامانههای نظارتی، الزامات مرتبط با سامانه مودیان و پایانههای فروشگاهی، تغییرات مستمر در مقررات بیمه، قراردادها و فرآیندهای اجرایی، باعث شده تصمیمگیری اقتصادی بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل تخصصی باشد.
در چنین فضایی، اتکا صرف به تجربه فردی یا روابط غیررسمی، نمیتواند پاسخگوی ریسکهای جدید باشد. همانطور که یک بنگاه برای تولید، فروش یا بازاریابی از نیروی متخصص استفاده میکند، برای تصمیمگیری اقتصادی و حقوقی نیز به زیرساخت حرفهای نیاز دارد. در واقع، مشاور تخصصی، هزینه جانبی نیست؛ بخشی از سیستم کنترل ریسک بنگاه است.
در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، حتی شرکتهای کوچک نیز پیش از تصمیمهای مهم، از خدمات مشاورهای استفاده میکنند. دلیل این موضوع آن است که بقای بنگاه، بیش از هر چیز به کیفیت تصمیمگیری وابسته شده است. تصمیم اشتباه در محیطهای پیچیده، میتواند ماهها یا سالها هزینه ایجاد کند.
برای مثال، یک قرارداد تجاری که بدون بررسی حقوقی تنظیم شده، ممکن است در ظاهر سودآور باشد اما در عمل، تعهداتی ایجاد کند که بنگاه را با اختلافات بلندمدت مواجه سازد. یا ورود به پروژهای بدون تحلیل دقیق مالی و اقتصادی، ممکن است سرمایه شرکت را درگیر فعالیتی کند که بازده واقعی آن کمتر از هزینه سرمایه باشد. در بسیاری از موارد، شرکتها زمانی به سراغ مشاور میروند که بحران ایجاد شده؛ در حالی که نقش اصلی مشاوره، پیشگیری از بحران است، نه صرفاً مدیریت تبعات آن.
از سوی دیگر، این موضوع میتواند از سطح توصیه مدیریتی فراتر رفته و به بخشی از سیاستگذاری اقتصادی تبدیل شود. همانطور که دولت برای ثبت، شفافیت و فعالیت بنگاهها الزامات مشخصی تعریف میکند، میتوان بهتدریج استفاده از ساختارهای مشاورهای تخصصی را نیز در برخی حوزهها به یک الزام حرفهای تبدیل کرد.
برای نمونه، در برخی فعالیتهای اقتصادی، ارائه گزارش تحلیل مالی، بررسی حقوقی قراردادها یا ارزیابی اقتصادی پروژهها میتواند بخشی از فرآیند تصمیمگیری رسمی باشد. چنین رویکردی، نهتنها به کاهش ریسک بنگاهها کمک میکند، بلکه در سطح کلان نیز میتواند از بخشی از اختلافات، شکستهای اقتصادی و پروندههای حقوقی جلوگیری کند.
در نهایت، یکی از مهمترین تغییراتی که باید در فرهنگ مدیریت اقتصادی ایجاد شود، تغییر نگاه به «مشاوره» است. در اقتصاد پیچیده امروز، کیفیت تصمیمگیر
ی خود یک مزیت رقابتی محسوب میشود و بنگاهی که برای تحلیل، مشاوره و مدیریت ریسک سرمایهگذاری میکند، در واقع برای دوام و پایداری خود سرمایهگذاری کرده است.
اقتصاد مدرن، با تصمیمهای بدون پشتوانه تخصصی قابل اداره نیست؛ همانطور که هیچ سرمایهگذاری حرفهای بدون تحلیل وارد بازار نمیشود، اداره بنگاه نیز بدون زیرساخت مالی، اقتصادی و حقوقی، دیر یا زود هزینه خود را تحمیل خواهد کرد.







