دلار: 189,210 تومان
یورو: 218,190 تومان
پوند انگلیس: 254,650 تومان
درهم امارات: 51,335 تومان
یوان چین: 28,190 تومان
دینار بحرین: 502,350 تومان
دینار کویت: 611,920 تومان
ریال عربستان: 50,380 تومان
دینار عراق: 133.1 تومان
لیر ترکیه: 3,970 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,433,500 تومان
انس طلا: 786,610,301.4 تومان
مثقال طلا: 80,102,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,655,200 تومان
طلا دست دوم: 18,244,373 تومان
نقره 925: 366,473 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 95,000,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,370,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,593,678,690 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 508,293.7 تومان
بنزین: 543,335.4 تومان
نفت خام: 14,503,135.7 تومان
گازوییل: 226,813,595.4 تومان
نفت اپک: 15,216,268.2 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 189,210 تومان
یورو: 218,190 تومان
پوند انگلیس: 254,650 تومان
درهم امارات: 51,335 تومان
یوان چین: 28,190 تومان
دینار بحرین: 502,350 تومان
دینار کویت: 611,920 تومان
ریال عربستان: 50,380 تومان
دینار عراق: 133.1 تومان
لیر ترکیه: 3,970 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,433,500 تومان
انس طلا: 786,610,301.4 تومان
مثقال طلا: 80,102,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,655,200 تومان
طلا دست دوم: 18,244,373 تومان
نقره 925: 366,473 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 95,000,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,370,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,593,678,690 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 508,293.7 تومان
بنزین: 543,335.4 تومان
نفت خام: 14,503,135.7 تومان
گازوییل: 226,813,595.4 تومان
نفت اپک: 15,216,268.2 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 180405248287
جامعه و فرهنگروزنامهسلامت و رفاه

قطعیِ قطعِ رابطه؛ چرا مسئول و شهروند همدیگر را نمی‌فهمند؟

علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفه‌ای آینده‌پژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاه‌ها

تصور کنید شهری دارید با هزاران خیابان و میدان، اما هیچ تابلوی راهنمایی در آن نصب نشده است؛ راننده مقصد خود را می‌داند، اما نمی‌تواند درست برسد و عابر هم نمی‌فهمد چرا هر لحظه ممکن است ماشینی از کوچه‌ای بیرون بزند؛ چنین شهری نه آرامش دارد و نه اعتماد؛ ایران امروز، در سیاست، شهری بی‌تابلوست؛ شهری که مسئولانش بی‌وقفه از خدمت می‌گویند و مردم از خستگی؛ ریشه‌ی این شکاف عمیق، دشمنی یا توطئه نیست؛ چیزی ساده‌تر و درمان‌پذیرتر است: نبود شفافیت.

شفافیت یعنی اطلاعات درست، به‌موقع و قابل‌رصد؛ یعنی من به‌عنوان یک شهروند بدانم نماینده‌ی مجلس چه رأیی داده، مسئول ارشد یک پروژه چه دستمزدی گرفته و طرحی که مالیات من را خرج کرده به کدام نتیجه رسیده است؛ در غیاب این دانش، ذهن انسان خلأ را با بدترین احتمال‌ها پر می‌کند؛ این یک قاعده‌ی روان‌شناسی اجتماعی کلی است: وقتی نمی‌بینیم، بدگمان می‌شویم؛ این درمورد همه صادق است.

در ایران، این قاعده در سطح ملی به فاجعه‌ای ادراکی تبدیل شده است؛ مردم آمار تورم را می‌بینند، اما صورت‌حساب‌های بودجه‌ی مناطق نفت‌خیز را نه؛ مردم از فساد سخن می‌گویند، اما گزارش سالانه‌ی دارایی مقامات، به‌صورت عمومی منتشر نمی‌شود؛ نتیجه؟ ذهن شهروند، پل میان «من» و «ما» را تخریب می‌کند؛ مسئول فکر می‌کند زحمت می‌کشد؛ مردم حس می‌کنند پشت صحنه چیز دیگری می‌گذرد.

این شکاف نه با شعار، که با سازوکارهای کوچک و قابل‌اندازه‌گیری پر می‌شود. تجربه‌ی کشورهای موفق در حوزه‌ی حکمرانی (از استونی تا نیوزیلند) نشان می‌دهد که شفافیت سه گام ساده دارد: اول، انتشار خامِ داده‌ها (نه گزارش‌های دستکاری‌شده)؛ دوم، ترجمه‌ی آن داده‌ها به زبان رسانه‌ایِ عمومی (اینفوگرافی، میزهای خبری تعاملی، گزارش‌های ویدئویی کوتاه، اسلایدهای واضح، پوسترهای شفاف و …)؛ سوم، بستن حلقه‌ی بازخورد: یعنی مسئولان در برابر آنچه منتشر کرده‌اند، پاسخگو باشند؛ در غیر این صورت، شفافیت بی‌پاسخگویی، فقط شکنجه‌ی آمارخوانی است.

یکی از نوآورانه‌ترین راهکارهای عملی، ایجاد «رزومه‌ی عمومی لحظه‌ای» برای هر تصمیم‌ساز کشوری است؛ همان‌طور که یک خبرنگار نمی‌تواند بدون ذکر منبع مطلب بنویسد، یک مدیر وزارت‌خانه هم باید متنی را که امضا کرده، جلسه‌ای که در آن رأی داده، یا استثنایی که برای یک قرارداد قائل شده، به‌صورت برخط در سامانه‌ای همگانی ثبت کند؛ نه برای فضولی، که برای این که بدانیم او نماینده‌ی خواست ماست، نه فرمانروایی فراتر از ما؛ این «رزومه‌ی سیاسی» هزینه‌ی اعتماد را برای هر دو طرف کاهش می‌دهد: مردم با خیال راحت‌تری تخمین می‌زنند و مسئولان با انگیزه‌ی بیشتری کارنامه‌ی خوب می‌سازند.

اما شفافیت بدون فرهنگ آن، صرفاً انبوهی از فایلِ پی‌دی‌اف است؛ رسانه‌های علمی و روزنامه‌ها در این میان نقش ناجی را دارند: نه فقط به‌عنوان منتشرکننده، که به‌عنوان مترجم. روزنامه‌نگار داده‌محور، کسی است که عدد «۱۵۰۰ میلیارد تومان هزینه‌شده» را به داستانی تبدیل می‌کند به‌نام «۱۵۰۰ میلیارد کجا رفت؟ هر سد چند ماه زودتر افتتاح می‌شد؟»؛ در چنین فضایی، مسئول ناگزیر است جواب بدهد و مردم ناگزیر از خیال‌بافی درباره‌ی پشت‌پرده.

مخالفت با شفافیت معمولاً دو ریشه دارد: ترس از اشتباه دیده شدن و عادت به قدرت بدون نظارت. جالب این‌جاست که شفافیت دشمن خوب عمل کردن نیست؛ دشمن پنهان‌کاری است؛ در ایرانِ امروز، بخش بزرگی از شکاف «مردم – مسئولین» معلول یک باور غلط است: اینکه «مردم تحمل شنیدن حقیقت را ندارند». در حالی‌که تجربه‌ی اعتراضات سال‌های اخیر نشان داده مردم نه از مشکلات، که از «ادعای حل مشکل در حالی که مشکل باقی است»، خسته شده‌اند. درتمامی کشورهای جهان، شفافیت وجود دارد؛ حتی دونالد ترامپ با تمام تکبرش خود را موظف به پاسخگویی می‌داند. خود واژه‌ی «مسئول»، مشخص می‌کند که مسئول کسی است که مورد سوال واقع می‌شود و باید پاسخگو باشد.

پس نسخه این است: یک قانون یک‌صفحه‌ای تصویب کنیم با عنوان «حق دسترسی شهروندی به داده‌های هزینه‌کرد و تصمیم‌گیری». نه بخش‌نامه، نه آئین‌نامه‌ی چندجلدی؛ همان مدل «ماده‌ی واحد» که همه بفهمند: هر مسئول موظف است خامِ کارنامه‌ی اجرایی خود را هر ماه در نشریه‌ی الکترونیک اختصاصی‌اش منتشر کند؛ آن وقت رسانه‌ها، استادان و حتی روزنامه‌نگاران تازه‌کار، شروع به تحلیل می‌کنند. اعتماد تولید نمی‌شود، بازسازی می‌شود و شهروند می‌فهمد که قطعیِ قطع رابطه، نه یک توطئه، که نتیجه‌ی سال‌ها نداشتن تابلوی راهنما بوده است.

در شهری با هزار تابلو، شاید باز هم تصادف رخ دهد، اما کسی نمی‌گوید «همه قصد دارند گمم کنند»؛ کافی است مسئولان نخستین تابلو را خودشان نصب کنند؛ آن تابلو، ترس نیست؛ آن تابلو، صورت‌وضعیت درست و خام یک خدمتگزار به مردم است؛ بقیه‌ی ماجرا، مهارت رسانه‌ایِ روایت همین حقیقت ساده است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا