دلار: 230,500 تومان
یورو: 266,300 تومان
پوند انگلیس: 310,070 تومان
درهم امارات: 63,040 تومان
یوان چین: 34,630 تومان
دینار بحرین: 612,080 تومان
دینار کویت: 748,260 تومان
ریال عربستان: 61,583 تومان
دینار عراق: 147.9 تومان
لیر ترکیه: 4,825 تومان
ین ژاپن: 149,050 تومان
طلا 18 عیار: 23,452,200 تومان
انس طلا: 978,624,630 تومان
مثقال طلا: 101,795,000 تومان
طلا 24 عیار: 31,334,800 تومان
طلا دست دوم: 23,187,954 تومان
نقره 925: 458,678 تومان
سکه گرمی: 33,000,000 تومان
نیم سکه: 119,000,000 تومان
ربع سکه: 63,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 229,860,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,978,163,000 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,540,734.5 تومان
گازوییل: 340,010,550 تومان
نفت اپک: 28,727,215 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 230,500 تومان
یورو: 266,300 تومان
پوند انگلیس: 310,070 تومان
درهم امارات: 63,040 تومان
یوان چین: 34,630 تومان
دینار بحرین: 612,080 تومان
دینار کویت: 748,260 تومان
ریال عربستان: 61,583 تومان
دینار عراق: 147.9 تومان
لیر ترکیه: 4,825 تومان
ین ژاپن: 149,050 تومان
طلا 18 عیار: 23,452,200 تومان
انس طلا: 978,624,630 تومان
مثقال طلا: 101,795,000 تومان
طلا 24 عیار: 31,334,800 تومان
طلا دست دوم: 23,187,954 تومان
نقره 925: 458,678 تومان
سکه گرمی: 33,000,000 تومان
نیم سکه: 119,000,000 تومان
ربع سکه: 63,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 229,860,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,978,163,000 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,540,734.5 تومان
گازوییل: 340,010,550 تومان
نفت اپک: 28,727,215 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 250605253855
اخبار برگزیدهجامعه و فرهنگروزنامهسرمقاله

پاییز ارتباطات؛ بازخوانی نقش دیپلماسی فرهنگی در روزهای دشوار ایران

علی‌ محمد کردنایج؛ روزنامه‌نگار، مدرس و فعال حوزه ارتباطات

صبح که چشم باز می‌کنی، پیش از آن‌که بخار چای در آشپزخانه بالا بیاید یا صدای رادیو را بشنوی، دستت ناخودآگاه می‌رود سمت صفحه گوشی.

یک نوتیفیکیشن تازه از جهش نرخ ارز، چند خط کوتاه درباره تحرکات نظامی در منطقه، و بیانیه‌ای خشک از یک نهاد بین‌المللی.

جهان، خبرهایش را با شتابی بی‌رحمانه روی سرمان آوار می‌کند. در چنین فضایی، اگر در جمعی از همکاران رسانه‌ای یا مدیران سازمان‌ها بایستی و از «فرهنگ»، «دیپلماسی نرم» یا «ارتباطات انسانی» حرف بزنی، با نگاهی براندازت می‌کنند که معنی‌اش روشن است: «در این وانفسا، دلت خوش است؟»

اما واقعیت این است که اتفاقاً در همین روزهای غبارآلود، باید از ارتباطات حرف زد؛ آن هم با صدایی رسا و بی‌پردگی روزنامه‌نگارانه. ما سال‌هاست روابط‌عمومی را به ماشین توزیع اطلاعیه، نصب بنرهای تکراری و نهایتاً خاموش کردن آتش سوءتفاهم‌ها با چند خط تکذیبیه خلاصه کرده‌ایم.

اما وقتی سایه سنگین بحران‌های اقتصادی و التهاب‌های منطقه‌ای روی روان جامعه می‌افتد، این مدل سنتی ارتباطی دیگر فقط ناکارآمد نیست؛ رسماً بحران‌ساز است. جامعه‌ای که زیر بار اضطراب‌های مداوم نفس می‌کشد، بیانیه‌های منجمد و کلیشه‌ای را نه پاسخی به نگرانی‌هایش، بلکه نوعی انکارِ رنج خود می‌بیند.

این همان نقطه‌ای است که من آن را «پاییز ارتباطات» می‌نامم. فصلی که در آن، کلمات خاصیت گرمابخشی و اتصال را از دست می‌دهند. در اتاق‌های خبر، تیترها به سمت تلخی و انقباض میل می‌کنند و در اتاق‌های روابط‌عمومی، سکوت یا توجیه جای تحلیل واقع‌بینانه را می‌گیرد.

اما وظیفه حرفه‌ای ارتباط‌گر چیست وقتی همه چیز در حال انقباض است؟ آیا باید به نظاره نشست و با همان الفبای خشک و کرکننده با مخاطب حرف زد؟ پاسخ در یک تغییر زاویه دید بنیادین نهفته است: فعال کردن ظرفیت «دیپلماسی فرهنگی» در تاروپود روابط‌عمومی‌ها.

دیپلماسی فرهنگی واژه‌ای نیست که صرفاً در پروتکل‌های وزارت خارجه و راهروهای سفارتخانه‌ها خاک بخورد. دیپلماسی فرهنگی در تعریف زیسته و بومی، یعنی هنرِ بازنمایی «انسان ایرانی» و «معنای زیستن» فراتر از اعداد، ارقام و اخبار سخت. در زمانه‌ای که تصویر غالب از جامعه به نوسانات بازار و احتمالات نبرد تقلیل یافته، این روابط‌عمومی‌های نهادها، بنگاه‌ها، دانشگاه‌ها و موسسات فرهنگی هستند که باید روایت‌گر لایه‌های پنهان و زنده‌ی این خاک باشند.

در میانه بحران، روابط‌عمومی چند کارکرد حیاتی پیدا می‌کند که از جنس مهندسی سازمانی نیست، از جنس زنده نگه داشتن شریان‌های اعتماد است:

نخست، گذار از «اطلاع‌رسانی آمرانه» به «روایت‌گری همدلانه». مخاطب امروز به درستی حس می‌کند که بسیاری از پیام‌های رسمی، او را مخاطب فرض نمی‌کنند، بلکه او را ابژه‌ای برای مدیریت کردن می‌دانند. روابط‌عمومی بحران در قامت یک سفیر فرهنگی، باید نشان دهد که سختی‌ها را می‌فهمد و قبل از هر توضیحی، حس شنیده شدن را به مخاطب بازمی‌گرداند.

دوم، ساخت پناهگاه‌های معنایی. جامعه در روزهای سخت بیش از هر چیز به اکسیژن امید و نشانه‌های پایداری نیاز دارد. دیپلماسی فرهنگی یعنی پیوند زدن اخبار سازمان با ریشه‌های فرهنگی، هویت مشترک، و ظرفیت‌های خلاق نسل جوانی که زیر این فشارها همچنان خلق می‌کند، کارآفرینی می‌کند و ادامه می‌دهد. روابط‌عمومی نباید اجازه دهد روایت جامعه به یک سیاه‌چاله ناامیدی تبدیل شود.

سوم، پل‌سازی به جای دیوارکشی. بزرگ‌ترین دام در شرایط تنش، پناه بردن به زبان تقابل است. روابط‌عمومی حرفه‌ای زبان گفتگو را زنده نگه می‌دارد؛ چه در ارتباط میان سازمان و شهروندان، چه در بازتاب تصویر واقعی و محترمانه از داخل به جهان بیرون. وقتی زبان تهدید غالب می‌شود، این زبان ادبیات، هنر، نوآوری و کرامت انسانی است که می‌تواند از سد سوءتفاهم‌های سخت بین‌المللی و منطقه‌ای عبور کند.

سال‌ها ایستادن پشت تریبون تدریس و زیستن در تحریریه‌ها به من آموخته که هیچ بحرانی تا ابد پایدار نمی‌ماند، اما آنچه پس از فروکش کردن طوفان‌ها تعیین‌کننده است، میزان تخریب یا بقای «سرمایه اجتماعی» است.

روابط‌عمومی اگر در این روزها نقش خود را صرفاً در حد یک پدافند انفعالی تعریف کند، بعد از عبور از گردنه بحران با مخاطبانی روبه‌رو خواهد شد که دیگر هیچ کلمه‌ای را باور ندارند.

پاییز ارتباطات شاید ناگزیر به نظر برسد، اما محتوم نیست. راه عبور از این هوای سرد، مسلح شدن به زبان سخت‌تر نیست؛ پناه بردن به قدرت نرم، انسانی‌تر کردن مکالمات سازمانی و باور به این است که در دل تاریک‌ترین شب‌ها، هنوز هم فرهنگ، تواناترین میانجی برای فهمیده شدن و فهمیدن است. کلمات زنده‌اند، اگر شجاعت به کار بردن صادقانه آن‌ها را داشته باشیم.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا