دلار: 188,200 تومان
یورو: 215,070 تومان
پوند انگلیس: 253,360 تومان
درهم امارات: 51,911 تومان
یوان چین: 27,850 تومان
دینار بحرین: 498,300 تومان
دینار کویت: 608,210 تومان
ریال عربستان: 50,019 تومان
دینار عراق: 136.6 تومان
لیر ترکیه: 4,035 تومان
ین ژاپن: 116,073 تومان
طلا 18 عیار: 18,398,900 تومان
انس طلا: 757,405,254 تومان
مثقال طلا: 79,533,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,480,100 تومان
طلا دست دوم: 18,115,454 تومان
نقره 925: 339,847 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 95,940,000 تومان
ربع سکه: 54,660,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,690,000 تومان
آلومینیوم: 595,888,250 تومان
مس: 2,559,873,816 تومان
سرب: 352,692,446 تومان
نیکل: 3,227,842,666 تومان
قلع: 10,089,402,000 تومان
روی: 673,022,020 تومان
گاز طبیعی: 542,392.4 تومان
بنزین: 617,277.1 تومان
نفت خام: 14,928,024 تومان
گازوییل: 214,640,218 تومان
نفت اپک: 16,215,312 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,200 تومان
یورو: 215,070 تومان
پوند انگلیس: 253,360 تومان
درهم امارات: 51,911 تومان
یوان چین: 27,850 تومان
دینار بحرین: 498,300 تومان
دینار کویت: 608,210 تومان
ریال عربستان: 50,019 تومان
دینار عراق: 136.6 تومان
لیر ترکیه: 4,035 تومان
ین ژاپن: 116,073 تومان
طلا 18 عیار: 18,398,900 تومان
انس طلا: 757,405,254 تومان
مثقال طلا: 79,533,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,480,100 تومان
طلا دست دوم: 18,115,454 تومان
نقره 925: 339,847 تومان
سکه گرمی: 28,000,000 تومان
نیم سکه: 95,940,000 تومان
ربع سکه: 54,660,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 180,690,000 تومان
آلومینیوم: 595,888,250 تومان
مس: 2,559,873,816 تومان
سرب: 352,692,446 تومان
نیکل: 3,227,842,666 تومان
قلع: 10,089,402,000 تومان
روی: 673,022,020 تومان
گاز طبیعی: 542,392.4 تومان
بنزین: 617,277.1 تومان
نفت خام: 14,928,024 تومان
گازوییل: 214,640,218 تومان
نفت اپک: 16,215,312 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 15010020972
روزنامهنفت و نیرو

بازار نفت در يكسال گذشته

رضا پدیدار، رییس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران

جراحات و شوك تحريم‎ها در اقتصاد ملي ايران در طي چهار سال گذشته بي‎سابقه و به قولي كم نظير بوده است. رشد توليد ناخالص داخلي بدون نفت از 9/13 درصد در سال 1395 به كمتر از 5/0 درصد در سال 1399 رسيد و تبع آن رشد توليد ناخالص داخلي با احتساب نفت نيز 9.1 درصد در سال 95 به 8/0 درصد رسيد.

نتيجه آن بود كه در اثر تورم فزاينده قدرت خريد خانوار ايراني كاهش يافت، بازار مسكن برخي متقاضيان را براي هميشه از صاحب خانه‎شدن نا اميد كرد و بازار سرمايه هم عده‎اي را يك شبه ثروتمند و برخي ديگر را زمين‎گير كرد و اين وضع هشدار جدي نسبت به آسيب ديدن رفاه خانوار ايراني ناشي از نقش كم رنگ بازار نفت در اقتصاد ملي ايران بوده است.

به دلائل متعددي كه در اين يادداشت بدان خواهيم پرداخت افول صنعت نفت در سال 1399 كه عمدتا” ناشي از تداوم آن از سال 1397 به اين طرف است موجب شد كه خط فقر، شاخص خوراك و اجاره بها، نرخ تورم، بيكاری، كاهش شديد رشد توليد ناخالص داخلي ( GDP )، نرخ بالاي سود بانكي براي فعالان اقتصادي، رشد پايه پولي و نقدينگي و نظاير آن بشدت دچار بحران و التهاب جديدي شد كه مسئولان و تصميم‎گيران فرآيندهاي اقتصادي را دچار سردرگمي و صدور بخشنامه‎ها و دستورالعمل‎هاي متعددي كرد كه هر كدام تاثيرات نامطلوبي را بر پيگر اقتصاد ورشكسته بخش‎هاي مختلف بجاي گذارد. اما  اظهار نظر‎هاي بسيار متفاوت و يا حتي بهتر بگويم متناقص مقامات مسئول در نظام برنامه ‎ريزی، پولي و مالي كشور، شرايطي را حاصل آورد كه برنامه‎ ريزي‎هاي انجام شده و يا طراحي شده براي عبور از بحران‎هاي پيش گفته را تحت تاثير قرار داده و سناريو برآورد ميزان تحقق درآمدهاي نفتي دولت از 85 درصد به كمتر از 22 درصد در بودجه سال 1399 برسد . اين در شرايطي بوقوع پيوست كه تامين منابع جايگزين نفت اجتناب‎ناپذير و يا بسيار محدود می بود.

بطور معمول پيش‎بيني از درآمدهاي نفتي وابستگي بسياري به پيش‎بيني‎ها از ميزان فروش نفت، قيمت نفت و همچنين نرخ تسعير ارز دارد. از اين رو واكاوي منابع اعلام شده براي درآمدهاي نفتي عملا” مسئولان را دچار ابهام و متغيرها را براي تعيين نرخ ارز مبنا درآمدهاي نفتي را با ارقام بسيار متفاوتي روبرو ساخت . در نيمه‎هاي سال 99 دولت مجموع درآمدهاي نفتي را بين 3.2 حداقل و 12 ميليارد دلار حداكثر برآورد کرد كه اگر چه با رقم پيش‎بيني شده در بودجه سال 99 حدودا” 14 ميليارد دلار مشخص شده بود، بودجه را با كسري قابل توجهي روبرو کرد.

بنا براين تخمين‎ها، درآمد 50 هزار ميليارد توماني فروش نفت ايران در سال جاري با در نظر گرفتن كمترين نرخ ارز، با فروش يك ميليون و 600 هزار بشكه‎اي و با در نظر گرفتن بيشترين نرخ ارز ، با فروش حدود 440 هزار بشكه نفت در روز ميسر شده بود. در اين ارتباط جايگاه نفت در اقتصاد ايران بشدت متغير و متزلزل شد، بطريقي كه درآمدهاي نفتي تا پيش از اعمال دور جديد تحريم‎هاي نفتي و بانكي ترامپ نقش مهمي در تامين منابع بودجه عمومي داشت . بد نيست يادآوري کنم كه در سال 1396 حداقل يك سوم منابع بودجه عمومي و نزديك به 70%  درصد جريان تجارت كشور وابسته به نفت بوده است، در سال جاري كه آخرين روزها را طي مي‎كنيم و با توجه به كاهش درآمدهاي نفتي، قابل پيش‎بيني بود كه اتكاي دولت بر اين منبع مهم درآمدی نمي ‎تواند مانند گذشته باشد. اقدام دولت مبني بر فروش 150 هزار ميليارد تومان اوراق قرضه نيز گواه ديگري است كه دولت در پي پركردن جاي خالي نفت از طريق راهكارهايي نوين بود.

اما سئوال بزرگ اينجاست كه جاي خالي نفت در اقتصاد ايران چقدر بزرگ است و شكاف منابع و مصارف دولت در سال پيش رو چقدر خواهد بود ؟ لذا دو سئوال مهم مطرح خواهد بود اينگه در گام اول سهم دولت  از كل درآمدهاي نفتي چند درصد است و در گام بعدي اينكه درآمدهاي ارزي نفت با چه نرخي تسعيــر ارزي به ريال تبديل مي ‎شود.

با پاسخ به اين پرسش‎ها مي‎توان تخميني از ميزان فروش روزانه نفت و تصور سياست‎گذاران اقتصادي دولت از ميزان كسري درآمدهاي نفتي دولت بدست آورد. بدين ترتيب و براساس قانون برنامه ششم توسعه، 49.5 درصد از كل درآمدهاي نفتي كشور بايد در اختيار دولت قرار گيرد. همچنين 36 درصد از اين درآمدها بايد به صندوق توسعه ملي واريز شود. 14.5 درصد باقی مانده نيز نصيب شركت ملي نفت مي‎ شود.

با اين حال اغلب دولت با اذن رهبري ، بخشي ازسهم صندوق توسعه ملي را نيز براي هزينه ‎هاي جاري خود برداشت مي‎ كند. براساس قانون بودجه 1399 سهم صندوق توسعه ملي از درآمدهاي نفتي كشور 20% درصد خواهد بود و به اين ترتيب سهم دولت از اين درآمدها به 65.5% درصد مي رسد.

به اين ترتيب اگر طبق پيش‎بيني سازمان برنامه و بودجه سهم 65.5 درصدي دولت از درآمدهاي نفتي حدود 50 هزار ميليارد تومان باشد، در اين صورت كل درآمدهاي نفتي كشور بايد رقمي حدود 77 هزار ميليارد تومان باشد كه لازم است شاخصي از نرخ تسعير ارز در نظر بگيريم . اما در صورت فرض اينكه تمام درآمدهاي ارزي حاصل از فروش نفت با نرخ 4200 توماني تسعير شود ، در اين صورت درآمد77 هزار ميلياردي كشور از فروش نفت و ميعانات گازي حدودا” معادل 18.3 ميليارد دلار خواهد شد . در اين صورت اين درآمد از فروش نفت و گاز از رقم 22.5 ميليارد دلاري كه در بودجه امسال براي درآمدهاي نفتي و گازي در نظر گرفته شده به ميزان قابل توجهي كمتر است.

به هر صورت با در نظر گرفتن پيش‎بيني تقريبي درآمد 18.3 ميليارد دلاري از فروش نفت و گاز و همچنين فرآورده ‎هاي نفتي و با فرض اينكه ميانگين قيمت نفت در سال پيش رو حدود 40 دلار باشد مي‎توان گفت كه ميزان فروش نفت در سال جاري حدود يك ميليون بشكه و در سال آينده حدود يك ميليون و ششصد هزار بشكه در روز باشد. در حالت دوم چنانچه فرض كنيم از 49.5 درصد درآمدهاي نفتي كشور كه به دولت اختصاص مي‎يابد، نيمي از آن با نرخ 4200 توماني و نيمي ديگر با نرخ ارز نيمايي تسعير شود، در اين صورت اگر نرخ ارز نيمايي را 16 هزار تومان در نظر بگيريم ميانگين وزني شاخص نرخ ارز حدود 11 هزار و 500 تومان بدست مي‎آيد . حال اگر اين نرخ ارز را براي تبديل درآمدهاي ريالي و ارزي در نظر بگيريم، درآمد 77 هزار ميليارد توماني كشور كه بدان اشاره رفت حدودا” 6.7 ميليارد دلار خواهد شد.

اين درآمد نفتي با فرض اينكه قيمت نفت را 40 دلار در نظر بگيريم ، با فروش روزانه حدود 412 هزار بشكه نفت ميسر مي‎شود . مقايسه اين رقم 6.7 ميليارد دلاري با رقم 22.5 ميليارد دلاري درآمدهاي نفتي كه در بودجه امسال تعيين شده بود نشان از كسري شديد درآمدهاي دولت از مسير فروش نفت به پيش‎بيني بودجه دارد.

همچنين در صورت اينكه تمام درآمدهاي كشور از محل فروش نفت با نرخ ارز نيمايي تسعير شود و نرخ آن را 16 هزار تومان در نظر بگيريم ، در اين صورت درآمدهاي نفتي كشور برابر 4.8 ميليارد دلار خواهد شد . اين رقم تقريبا” معادل 21% درصد از درآمد نفتي 22.5 ميليارد دلاري پيش بيني شده در بودجه 1399 بايد باشد . يعني صادرات نفتي ما بايد زير 400 هزار بشكه در روز باشد . به هر صورت كسري درآمدهای نفت از محل فروش نفت بر هيچ كسي پوشيده نيست و در بهترين شرايط دولت مي‎تواند به درآمد 11 ميليارد دلاري و در بدترين شرايط به درآمد 4.4 ميليارد دلاري دست يابد.

به هر حال و با ذكر آنچه كه از نظر گذشت بايد گفت كه دولت در سال 1399 با كسري قابل توجه درآمدهاي نفتي روبرو بوده و اين شرايط كه به نوعي بر اقتصاد ايران تحميل شده معلول عوامل سياسي و اقتصادي مانند تحريم‎هاي نفتي و بانكي است و مادامي كه اين شرايط نامساعد بر اقتصاد ايران تحميل مي‎شود نمي توان  انتظار داشت كه اقتصاد به تعادل و سطح رفاه پيشين بازگردد. هر چند سئوالي كه ذهن مردم و سياست‎گذاران اقتصادي را مشغول خود كرده اين است كــه دولت چگونه مي‎تواند منابع ديگري را براي تامين بودجه خود در نظر بگيـرد.

آنچه كه اكثر اقتصـاددانان توصيه مي‎ كنند، مجموعه ‎ای از اقدامات در بخش مالي و پولي است كه بتواند اقتصاد ايران را در تعادل جديدي كه ديگر نفت موتور محركه آن نيست تثبيت كند.

اقداماتي چون ظرفيت‎سازي براي ايجاد بدهي و تامين كسري بودجه از طريق بازار بدهي، واگذاري سهم دولتي ، اصلاح نرخ ارز مبناي محاسبه حقوق ورودي، كاهش فرار مالياتي با استفاده از شفافيت تراكنش‎هاي بانكي و ارتقای حكمرانی در حـوزه ريال،‌ مولدسازي زمين‎هاي منابع طبيعي و بازآفريني و توسعه مناطق شهري و همچنين حذف يا كاهش ارز 4200 تومانی، مي ‎تواند براي عبور كشور از اين پيچ تاريخي موثر واقع شود. به هر صورت بازار جهانی نفت بسيار مكانيسم پيچيده‎اي دارد، به بيان ديگر كوچك تـرين تغيير در نظام بين ‎المللي مي ‎تواند قيمت نفت را به حركت وادار كند . ضمنا” از زماني كه لايجه بودجه سال آينده به مجلس تقديم شد، تاكنون قيمت نفت از كانال 40 دلاري به 60 دلار در هر بشكه رسيده و قلـه يكساله را فتح كرده است.

با اين احتساب، درآمد نفتي ديده شده در اين لايحه بدون رسيدن به فروش 2.3 ميليون بشكه‎اي هم قابل تحقق است چرا كه با فرض رسيدن قيمت نفت صادراتي به 60 دلار و باقي ماندن صادرات در محدوده 1.5 ميليون بشكه در روز ، تقريبا” همان درآمد كسب خواهد شد. ناگفته نماند كه كاهش يا رفع محدوديت‎هاي بانكي از شروط رسيد به اين سناريو است .

در فرصت‎هاي پيش‎رو در سال آينده، الگوي مصرف انرژي جهان و تغييرات قابل ملاحظه پرشتاب آن را بررسي و مزيت‎هاي اقتصادي آن را مورد مطالعه قرار خواهيم داد . هر چند كه انرژي‎هاي تجديدپذير و تغييرات پرشتاب آن در سه دهه آينده، جايگاه نفت و فرآورده‎هاي هيدروكربوري را تحت تاثير شديد خود قرار خواهد داد .

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا