دلار: 187,700 تومان
یورو: 212,060 تومان
پوند انگلیس: 252,810 تومان
درهم امارات: 48,545 تومان
یوان چین: 27,680 تومان
دینار بحرین: 498,560 تومان
دینار کویت: 606,890 تومان
ریال عربستان: 49,999 تومان
دینار عراق: 142.9 تومان
لیر ترکیه: 3,990 تومان
ین ژاپن: 115,644 تومان
طلا 18 عیار: 18,237,300 تومان
انس طلا: 764,308,769 تومان
مثقال طلا: 78,774,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,245,600 تومان
طلا دست دوم: 17,941,891 تومان
نقره 925: 349,121 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 92,940,000 تومان
ربع سکه: 51,510,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 179,240,000 تومان
آلومینیوم: 588,908,750 تومان
مس: 2,558,908,469 تومان
سرب: 353,529,196 تومان
نیکل: 3,172,623,651 تومان
قلع: 9,944,533,700 تومان
روی: 659,718,575 تومان
گاز طبیعی: 538,511.3 تومان
بنزین: 635,420.8 تومان
نفت خام: 15,340,721 تومان
گازوییل: 225,003,498 تومان
نفت اپک: 15,798,709 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 187,700 تومان
یورو: 212,060 تومان
پوند انگلیس: 252,810 تومان
درهم امارات: 48,545 تومان
یوان چین: 27,680 تومان
دینار بحرین: 498,560 تومان
دینار کویت: 606,890 تومان
ریال عربستان: 49,999 تومان
دینار عراق: 142.9 تومان
لیر ترکیه: 3,990 تومان
ین ژاپن: 115,644 تومان
طلا 18 عیار: 18,237,300 تومان
انس طلا: 764,308,769 تومان
مثقال طلا: 78,774,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,245,600 تومان
طلا دست دوم: 17,941,891 تومان
نقره 925: 349,121 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 92,940,000 تومان
ربع سکه: 51,510,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 179,240,000 تومان
آلومینیوم: 588,908,750 تومان
مس: 2,558,908,469 تومان
سرب: 353,529,196 تومان
نیکل: 3,172,623,651 تومان
قلع: 9,944,533,700 تومان
روی: 659,718,575 تومان
گاز طبیعی: 538,511.3 تومان
بنزین: 635,420.8 تومان
نفت خام: 15,340,721 تومان
گازوییل: 225,003,498 تومان
نفت اپک: 15,798,709 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 060405247478
جهانروزنامهسیاست

جنگی که تمام شد، اما نظمی که دیگر بازنخواهد گشت

گاهی پایان یک جنگ، آغاز بحرانی بزرگ‌تر است. تاریخ نشان داده است که بسیاری از مهم‌ترین تغییرات ژئوپلیتیکی جهان نه در میدان نبرد، بلکه در اتاق‌های مذاکره و در ماه‌های پس از خاموش شدن صدای گلوله‌ها رقم خورده‌اند.

امروز نیز آنچه میان ایران و ایالات متحده در قالب یک تفاهم‌نامه موقت شکل گرفته، بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، آغاز مرحله‌ای تازه از بازآرایی قدرت در نظام بین‌الملل است؛ مرحله‌ای که شاید سال‌ها بعد از آن به عنوان نقطه عطف افول نظم پس از جنگ سرد یاد شود.

بسیاری همچنان این توافق را صرفاً از زاویه پرونده هسته‌ای یا روابط تهران و واشنگتن تحلیل می‌کنند، در حالی که مسئله اصلی جای دیگری است. موضوع واقعی، تغییر توازن قدرت است؛ تغییری که حتی اگر هیچ توافق نهایی نیز حاصل نشود، آثار خود را بر جای خواهد گذاشت.

در ظاهر، دو طرف یک آتش‌بس شصت‌روزه را پذیرفته‌اند تا درباره دشوارترین مسائل مذاکره کنند؛ اما در عمل، این شصت روز نه یک زمان‌بندی فنی، بلکه یک فضای تنفس سیاسی برای هر دو طرف است. ایران فرصت یافته است بدون تحمل فشار مستقیم نظامی، هزینه‌های جنگ را مدیریت کند، صادرات نفت خود را احیا کند، بخشی از منابع مالی بلوکه‌شده را آزاد سازد و همزمان بدون عقب‌نشینی آشکار از مواضع راهبردی خود وارد مذاکرات شود.

در سوی دیگر، دولت ترامپ نیز زمانی خریده است تا از تداوم بحران انرژی، جهش دوباره قیمت نفت، فشار تورمی و هزینه‌های سنگین سیاسی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای جلوگیری کند.اما این شباهت ظاهری، یک تفاوت بنیادین را پنهان کرده است؛ زمان برای دو طرف ارزش یکسانی ندارد.برای ایران، زمان می‌تواند به افزایش درآمدهای نفتی، کاهش فشار اقتصادی، بازسازی زیرساخت‌ها، ترمیم روابط منطقه‌ای و تقویت موقعیت دیپلماتیک منجر شود. اما برای کاخ سفید، هر هفته‌ای که می‌گذرد، ساعت انتخابات سریع‌تر حرکت می‌کند.

رئیس‌جمهوری که با شعار پایان دادن به جنگ‌ها و کاهش هزینه‌های خارجی به قدرت رسیده، اکنون ناچار است همزمان افکار عمومی، بازارهای مالی، کنگره، متحدان منطقه‌ای و منتقدان داخلی خود را مدیریت کند. همین تفاوت، وزن زمان را در دو سوی میز مذاکره نامتقارن کرده است.

در این میان، بسیاری هنوز متوجه مهم‌ترین تغییر رخ‌داده نشده‌اند؛ تغییری که شاید از خود توافق نیز مهم‌تر باشد. جنگ اخیر نشان داد تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه انرژی نیست؛ بلکه به یک اهرم بازدارندگی ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. حتی اگر این آبراه هرگز دوباره بسته نشود، جهان اکنون می‌داند که احتمال بسته شدن آن واقعی است و همین احتمال، رفتار بازارهای انرژی، شرکت‌های بیمه، خطوط کشتیرانی، سرمایه‌گذاران و دولت‌ها را برای سال‌ها تغییر خواهد داد.به همین دلیل است که بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی همزمان با استقبال از کاهش تنش، سرعت سرمایه‌گذاری خود در انرژی‌های جایگزین، مسیرهای حمل‌ونقل جدید و کاهش وابستگی به خلیج فارس را افزایش داده‌اند. این روند دیگر صرفاً یک پروژه زیست‌محیطی نیست؛ بلکه به بخشی از راهبرد امنیت ملی کشورها تبدیل شده است.

همزمان، اعتماد سنتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا نیز دچار شکاف شده است. حملات موشکی و پهپادی به زیرساخت‌های حیاتی منطقه، در کنار ناتوانی واشنگتن در جلوگیری از اختلال گسترده در صادرات انرژی، این پیام را برای بسیاری از پایتخت‌های عربی ارسال کرد که امنیت آینده را باید متنوع‌تر از گذشته تعریف کرد.

به همین دلیل، امروز شاهد گسترش گفت‌وگوهای مستقیم برخی کشورهای عربی با تهران، توسعه همکاری‌های امنیتی با بازیگران اروپایی و حتی افزایش نقش چین در معادلات منطقه هستیم.اما شاید مهم‌ترین بند تفاهم‌نامه، بندی باشد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود؛ ورود لبنان به متن توافق. در نگاه نخست، این موضوع صرفاً به توقف درگیری‌های مرزی مربوط به نظر می‌رسد، اما در واقع، معادله را از یک مذاکره دوجانبه هسته‌ای به یک پرونده چندلایه امنیت منطقه‌ای تبدیل کرده است.

از این لحظه، هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن عملاً به رفتار اسرائیل، حزب‌الله، دولت لبنان و حتی تحولات میدانی مرزهای شمالی اسرائیل نیز گره خورده است. این یعنی هر بازیگر جدید، یک متغیر تازه و هر متغیر تازه، احتمال شکست یا تأخیر توافق را افزایش می‌دهد.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا