روانشناسی مثبت و کارآفرینی؛ چگونه ذهن قوی به موفقیت اقتصادی کمک میکند؟

روانشناسی مثبت و کارآفرینی؛ چگونه ذهن قوی به موفقیت اقتصادی کمک میکند؟
کارآفرینی فقط به داشتن سرمایه یا یک ایده خوب محدود نمیشود. کسی که یک کسبوکار را راهاندازی میکند، هر روز با تصمیم، فشار، رقابت، تغییر قیمتها، نگرانی درباره آینده و احتمال شکست روبهرو است. در چنین شرایطی، ذهن و احساسات کارآفرین میتواند روی کیفیت تصمیمهای اقتصادی او اثر بگذارد. روانشناسی مثبت به همین بخش مهم زندگی انسان توجه دارد. این حوزه به ما میگوید در کنار شناخت مشکلات، باید تواناییها، نقاط قوت، امید، احساس شایستگی، ارتباطهای سالم و توان برگشت پس از دشواری را هم جدی بگیریم.
برای فعالان اقتصادی، این نگاه میتواند کمککننده باشد؛ چون هدف آن فقط «مثبت فکر کردن» نیست. روانشناسی مثبت تلاش میکند منابع روانی انسان را تقویت کند تا فرد بتواند در شرایط واقعی، بهتر فکر کند، بهتر تصمیم بگیرد و با فشارهای کاری سازگار شود. پژوهشهای حوزه کارآفرینی نیز در سالهای اخیر ارتباط میان منابع روانشناختی مثبت و برخی پیامدهای کارآفرینانه مانند نوآوری، رشد، بقا و رضایت از زندگی را بررسی کردهاند.
روانشناسی مثبت چیست؟
روانشناسی مثبت شاخهای از علم روانشناسی است که به مطالعه عواملی میپردازد که به انسان کمک میکنند بهتر زندگی کند، تواناییهای خود را به کار بگیرد و احساس معنا و رضایت بیشتری داشته باشد. این رویکرد قرار نیست مشکلات، فشارها یا احساسات ناخوشایند را انکار کند. یک کارآفرین ممکن است همزمان با امید، ترس هم داشته باشد؛ ممکن است از شکست نگران شود و در عین حال برای حل مسئله تلاش کند. روانشناسی مثبت بیشتر به این میپردازد که انسان در چنین شرایطی چه منابعی در اختیار دارد و چگونه میتواند از آنها استفاده کند.
خودکارآمدی؛ اعتماد به توانایی انجام کار
یکی از مفاهیم مهم در روانشناسی و کارآفرینی، خودکارآمدی است. خودکارآمدی یعنی فرد باور داشته باشد که میتواند یک کار مشخص را انجام دهد یا با یک چالش مشخص روبهرو شود. این مفهوم با اعتمادبهنفس عمومی فرق دارد؛ چون بیشتر به یک موقعیت یا وظیفه مشخص مربوط است. برای مثال، یک کارآفرین ممکن است در مذاکره، مدیریت هزینه یا معرفی محصول احساس توانایی بیشتری داشته باشد و در حوزهای دیگر هنوز نیاز به آموزش داشته باشد.
خودکارآمدی به اقدام کمک میکند. وقتی فرد باور دارد که میتواند کاری را پیش ببرد، احتمال بیشتری دارد مسئله را امتحان کند، بازخورد بگیرد و روش خود را اصلاح کند. مرور نظاممند Newman و همکاران درباره خودکارآمدی کارآفرینانه نیز نشان داده است که این مفهوم با رفتارها و فرایندهای مهم کارآفرینی ارتباط دارد. بنابراین برای فعال اقتصادی، تقویت مهارت واقعی همراه با تجربه موفقیتهای کوچک میتواند زمینه ایجاد خودکارآمدی سالم را فراهم کند.
امید؛ دیدن راههای مختلف برای رسیدن به هدف
امید در روانشناسی مثبت با آرزو کردن فرق دارد. در نظریه امید اسنایدر، امید با داشتن هدف، پیدا کردن راههای رسیدن به هدف و باور به توان حرکت در این مسیر ارتباط دارد. این تعریف برای کارآفرینی بسیار کاربردی است. بازار ممکن است طبق برنامه پیش نرود، یک محصول فروش خوبی نداشته باشد یا یک مشتری مهم از دست برود. در این وضعیت، امید سالم به معنای نادیده گرفتن مشکل نیست؛ یعنی فرد بتواند بگوید «هدف من هنوز مهم است، پس باید راه دیگری را بررسی کنم».
برای یک کارآفرین، داشتن چند مسیر جایگزین بسیار مهم است. اگر فروش حضوری کاهش پیدا کرد، فروش آنلاین میتواند بررسی شود. اگر یک محصول موفق نشد، شاید تغییر قیمت، بستهبندی، بازار هدف یا ویژگی محصول لازم باشد. به این ترتیب، امید میتواند از یک احساس کلی به یک روش حل مسئله تبدیل شود.
تابآوری؛ ادامه دادن پس از شکست
فعالیت اقتصادی همیشه با موفقیت همراه نیست. ممکن است سرمایهگذاری نتیجه ندهد، بازار کوچک شود، شریک کاری جدا شود یا هزینهها افزایش پیدا کند. تابآوری به این معنا نیست که فرد هیچوقت آسیب نمیبیند یا ناراحت نمیشود. تابآوری بیشتر به توان سازگاری، بازیابی و ادامه مسیر پس از فشار و دشواری مربوط است.
این ویژگی برای کارآفرین اهمیت زیادی دارد؛ چون شکست میتواند بخشی از فرایند یادگیری باشد. فرد تابآور تلاش میکند از تجربه گذشته اطلاعات بگیرد و برای دفعه بعد آمادهتر شود. پژوهشهای جدید درباره سرمایه روانشناختی مثبت در کارآفرینی نیز تابآوری را یکی از چهار مؤلفه اصلی این سرمایه میدانند و ارتباط آن را با برخی پیامدهای کارآفرینانه بررسی کردهاند.
خوشبینی واقعبینانه؛ دیدن فرصت همراه با دیدن خطر
خوشبینی در روانشناسی مثبت به معنی این نیست که همه چیز را خوب فرض کنیم. برای یک کارآفرین، خوشبینی زمانی مفید است که با واقعبینی همراه باشد. خوشبینی افراطی ممکن است باعث شود هزینهها دستکم گرفته شوند، احتمال شکست نادیده گرفته شود یا تصمیمهای پرریسک بدون بررسی کافی گرفته شوند.
خوشبینی واقعبینانه یعنی فرد احتمال موفقیت را ببیند، اما شواهد مخالف را هم بررسی کند. چنین نگرشی به برنامهریزی بهتر کمک میکند. فعال اقتصادی میتواند هم برای رشد کسبوکار برنامه داشته باشد و هم برای کاهش فروش، افزایش هزینه یا تغییر رفتار مشتری سناریوی جایگزین آماده کند. این نوع نگاه، روانشناسی مثبت را از شعارهای ساده انگیزشی جدا میکند.
هیجان مثبت و خلاقیت در کسبوکار
احساسات ما از تصمیمهای اقتصادی جدا نیستند. وقتی فرد از نظر روانی انرژی، علاقه و امید بیشتری دارد، میتواند با انعطاف بیشتری به مسئله نگاه کند. هیجان مثبت میتواند زمینه توجه به فرصتها، ارتباط بهتر و بررسی راهحلهای متنوعتر را فراهم کند. یک فراتحلیل درباره هیجان و کارآفرینی که 17 مطالعه و 3810 نفر را بررسی کرده بود، رابطهای مثبت میان هیجان مثبت و عملکرد کارآفرینانه گزارش کرد (Fodor & Pintea, 2017).
البته این نتیجه به معنی آن نیست که کارآفرین باید همیشه شاد باشد. خستگی، نگرانی و ناراحتی بخشی از زندگی حرفهای هستند. نکته مهم، شناخت هیجانها و مدیریت آنهاست. فردی که بتواند در زمان فشار، مکث کند و دوباره مسئله را بررسی کند، احتمال دارد تصمیمهای سنجیدهتری بگیرد.
روانشناسی مثبت و تصمیمگیری اقتصادی
در اقتصاد روزمره و مدیریت کسبوکار، تصمیمگیری اهمیت زیادی دارد. خرید مواد اولیه، استخدام نیرو، قیمتگذاری، گرفتن وام، تبلیغات و توسعه محصول همگی تصمیمهای اقتصادی هستند. روانشناسی مثبت به تنهایی جایگزین تحلیل مالی یا تحقیق بازار نمیشود، اما میتواند ظرفیت ذهنی فرد برای استفاده از اطلاعات را بهتر کند.
وقتی فرد بیش از حد تحت فشار است، ممکن است فقط بخواهد سریع از شرایط ناخوشایند خارج شود. در چنین حالتی، کیفیت تصمیم میتواند پایین بیاید. تمرین خودتنظیمی، توجه به نقاط قوت، مدیریت استرس و داشتن هدف روشن میتواند کمک کند تصمیمگیرنده با فاصله بیشتر به مسئله نگاه کند. برای فعال اقتصادی، این یعنی ترکیب ذهن آماده با داده و تحلیل.
رابطه سالم با کارکنان و مشتریان
کسبوکار فقط با پول و محصول اداره نمیشود؛ رابطه انسانی هم اهمیت دارد. مدیر باید بتواند با کارکنان گفتوگو کند، بازخورد بدهد، اختلافها را مدیریت کند و تلاش افراد را ببیند. روانشناسی مثبت با تأکید بر نقاط قوت، قدردانی، معنا در کار و رابطههای مثبت، ابزارهایی برای بهتر شدن فضای کاری ارائه میدهد.
البته یک محیط مثبت فقط با تعریف و تشویق ساخته نمیشود. حقوق منصفانه، امنیت شغلی، احترام، فرصت یادگیری و مدیریت درست هم لازم است. روانشناسی مثبت زمانی در محیط کار اثر بیشتری دارد که در کنار مدیریت حرفهای و شرایط عادلانه قرار گیرد.
بهزیستی کارآفرین؛ موفقیت فقط درآمد نیست
ممکن است یک کسبوکار درآمد خوبی داشته باشد، اما صاحب آن همیشه خسته و فرسوده باشد. کارآفرینی میتواند استقلال و فرصت رشد ایجاد کند، اما فشار و مسئولیت نیز به همراه دارد. بنابراین سلامت روانی و رضایت از زندگی باید بخشی از تعریف موفقیت اقتصادی باشند.
فراتحلیل Stephan و همکاران درباره کارآفرینی و بهزیستی نشان داده است که رابطه میان این دو ساده و یکسان نیست و به نوع بهزیستی و شرایط فرد و محیط بستگی دارد. یک فراتحلیل تازهتر درباره عوامل مؤثر بر بهزیستی کارآفرینان نیز نقش عوامل شخصی، کاری، مالی و اجتماعی را بررسی کرده است. این یافتهها یادآوری میکنند که توسعه اقتصادی پایدار به انسان سالم و توانمند نیاز دارد.
روانشناسی مثبت چگونه به فعالان اقتصادی کمک میکند؟
در عمل، کمک روانشناسی مثبت را میتوان در چند جهت دید: افزایش خودکارآمدی برای شروع و ادامه کار، تقویت امید برای پیدا کردن مسیرهای جایگزین، افزایش تابآوری برای برگشت پس از شکست، ایجاد خوشبینی واقعبینانه برای دیدن فرصت و خطر، مدیریت بهتر هیجانها، بهبود روابط کاری و توجه به بهزیستی. این موارد وقتی ارزشمند میشوند که به رفتار روزمره تبدیل شوند.
برای نمونه، یک کارآفرین میتواند هر هفته هدفهای اصلی خود را بنویسد، موانع احتمالی را بررسی کند، برای هر هدف یک مسیر جایگزین داشته باشد و بعد از هر تجربه ناموفق، درسهای آن را ثبت کند. چنین کارهایی سادهاند، اما ذهن را از واکنشهای لحظهای به سمت یادگیری و برنامهریزی میبرند. هدف روانشناسی مثبت در کسبوکار، ساختن فردی بدون مشکل نیست؛ هدف، ساختن فردی آمادهتر برای روبهرو شدن با مسئله است.
جمعبندی نهایی و پایان کلام
روانشناسی مثبت و کارآفرینی دو حوزه جدا از هم نیستند. کارآفرین برای تصمیمگیری، نوآوری، ارتباط با دیگران و ادامه مسیر، به منابع روانی نیاز دارد. خودکارآمدی میتواند به اقدام کمک کند، امید میتواند راههای تازه را پیش چشم قرار دهد، تابآوری میتواند توان برگشت پس از دشواری را تقویت کند و خوشبینی واقعبینانه میتواند فرصت و خطر را همزمان ببیند.
با این حال، روانشناسی مثبت جایگزین دانش اقتصادی، مدیریت مالی، شناخت بازار و مدیریت ریسک نیست. ارزش آن در این است که ظرفیت انسانی فرد را برای استفاده بهتر از این ابزارها بیشتر کند. در اقتصاد پرنوسان، داشتن یک ذهن آماده، منعطف و یادگیرنده میتواند بخشی از سرمایه واقعی هر کارآفرین باشد.
گفتنی است کتاب «تمرینات روانشناسی مثبت» یک اثر کاربردی در حوزه روانشناسی مثبت است که نسخه فارسی آن با ترجمه دکتر محمدرضا مقدسی توسط انتشارات سخنوران منتشر شده است. این کتاب اثر «سففونتان پنک» (Seph Fontane Pennock) و «هوگو آلبرتس» (Hugo Alberts) است و محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری مترجم نسخه فارسی است. این کتاب در قطع رقعی، با جلد شومیز و در 44 صفحه معرفی شده است.
اهمیت این کتاب در عنوان و ساختار کاربردی آن است. به جای آنکه روانشناسی مثبت را فقط به صورت مفهومی معرفی کند، بر «تمرین» تأکید دارد. تمرینات این مجموعه با بخشهایی مانند توضیح زمینه، هدف تمرین، راهنمای استفاده و پیشنهاد برای مطالعه طراحی شدهاند و برخی ابزارها بر مفاهیمی مانند هدفگذاری، تابآوری، احساسات، نقاط قوت و بهزیستی تمرکز دارند.
برای فعالان اقتصادی و کارآفرینان، چنین کتابی میتواند ارزش عملی داشته باشد؛ زیرا بسیاری از مفاهیم روانشناسی مثبت زمانی بهتر آموخته میشوند که فرد آنها را در زندگی روزمره تمرین کند. از این منظر، کتاب «تمرینات روانشناسی مثبت» میتواند در کنار آموزشهای مدیریتی و اقتصادی، به خواننده کمک کند تا درباره اهداف، منابع روانی، هیجان، نقاط قوت و شیوه مواجهه با فشار بیشتر فکر کند. این کتاب را میتوان اثری کوتاه و کاربردی برای آشنایی و تمرین مفاهیم روانشناسی مثبت دانست. دکتر محمدرضا مقدسی رسانه تاب آوری ایران در تیرماه 1394 در کرمانشاه تاسیس کرده است و جریان ساز تاب آوری در کشور نیز بوده است.









