دلار: 187,800 تومان
یورو: 217,100 تومان
پوند انگلیس: 253,140 تومان
درهم امارات: 50,959 تومان
یوان چین: 27,970 تومان
دینار بحرین: 498,330 تومان
دینار کویت: 607,550 تومان
ریال عربستان: 49,983 تومان
دینار عراق: 132 تومان
لیر ترکیه: 3,940 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,454,300 تومان
انس طلا: 780,748,452 تومان
مثقال طلا: 80,005,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,622,900 تومان
طلا دست دوم: 18,221,141 تومان
نقره 925: 368,395 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,120,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,514,734,200 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 502,665.4 تومان
بنزین: 532,056.1 تومان
نفت خام: 14,233,925.4 تومان
گازوییل: 225,123,372 تومان
نفت اپک: 15,102,876 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 187,800 تومان
یورو: 217,100 تومان
پوند انگلیس: 253,140 تومان
درهم امارات: 50,959 تومان
یوان چین: 27,970 تومان
دینار بحرین: 498,330 تومان
دینار کویت: 607,550 تومان
ریال عربستان: 49,983 تومان
دینار عراق: 132 تومان
لیر ترکیه: 3,940 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,454,300 تومان
انس طلا: 780,748,452 تومان
مثقال طلا: 80,005,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,622,900 تومان
طلا دست دوم: 18,221,141 تومان
نقره 925: 368,395 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 52,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,120,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,514,734,200 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 502,665.4 تومان
بنزین: 532,056.1 تومان
نفت خام: 14,233,925.4 تومان
گازوییل: 225,123,372 تومان
نفت اپک: 15,102,876 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 020703173746
روزنامهعصر انقراض (طنز)

روزی روزگاری اسبی عطسه کرد

حسین صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری: «به واسطه تحریم‌ها نتوانستیم تکنولوژی هشداردهنده را داشته باشیم تا ده دقیقه قبل از حادثه به کارگر معدن اخطار دهد.»

راضیه حسینی

روزی روزگاری در سرزمینی دور، جایی که با ما خیلی فاصله داشت و دارای فرهنگی بسیار متفاوت بود، آدم‌هایی زندگی می‌کردند که هر کدام برای خود شغل و موقعیتی داشتند.

یکی بازرگان بود و با طوطی خود شب را به‌روز و روز را به شب می‌رساند، یکی بزاز بود، آن یکی خراط و تعدادی هم فرزند وکیل و وزیر. هر کدام از این افراد به دلیلی بین مردم شناخته‌شده بودند. بازرگان به‌واسطة طوطی پر سر و صدایش همیشه در دید بود.

آقازاده‌ها اسب‌هایی داشتند که خیلی می‌ارزیدند و شیهه هر کدام قد زندگی مردم معمولی ارزش داشت. وکلا و وزرا را از روی نطق‌های همیشگی و وعده‌های توخالی‌شان می‌شناختند.

داروغه را از صدای طبل پیش از ورودش، قاضی را از صدای چکش پیش از قضاوتش، خراط را از صدای خراطی و خیاط را از صدای قیچی‌اش می‌شناختند. هر وقت صدایی از جایی کم می‌شد همگی متوجه می‌شدند و پی حل مشکل برمی‌آمدند. مثلاً یک‌بار اسب یکی از آقازاده‌ها عطسه‌ای کرد. چنان بلبشویی به پا شد که هفتاد و هفت سرباز نتوانستند جمعش کنند. همۀ بزرگان و کوچکان نگران اسب بودند و از آن بدتر نمی‌دانستند اگر بلایی سر حیوان زبان‌بسته بیاید چه کسی قرار است جواب مرکب سوار را بدهد و چقدر از پول خزانه باید برای اسبی دیگر برود.

تمامی عطاران و حکیمان گرد هم آمدند و برای بهبود اسب زبان‌بسته تلاش کردند. حتی برخی نزد فالگیر شهر رفتند تا روح خدابیامرز ابوعلی سینا را احضار کند و از او کمک بگیرند.

مردم از بس مشغول رتق‌وفتق آب بینی اسب بودند که فراموش کردند از میان جمعیت‌شان هر روز تعدادی کم می‌شود. اصلاً نفهمیدند بعضی‌ها هیچ صدایی ندارند و هیچ‌وقت حتی دیده هم نمی‌شوند. زیر زمین، وسط معدن و در تاریکی کار می‌کنند و گرد زغال طوری بر چهره‌شان می‌نشیند که دیگر کسی آنها را نمی‌شناسد. هیچ‌کس نفهمید بعضی‌ها بی‌صدا کم می‌شوند و به‌سرعت فراموش. همه یادشان رفت آنها هم نیازمند وسایلی بودند، ولی صدای‌شان میان شلوغی بازار به کسی نرسید. آنها خواستند؛ اما کسی ندید.

ما نمی‌دانیم چند نفر، و چند بار در سال، از تعداد این مردم کم شد. گفتیم که سرزمین آنها خیلی‌خیلی از ما دور بود.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا