راضیه حسینی
جزییات توزیع مستقیم لاستیک و روغن خودرو از آبان.
رئیس کمیسیون لاستیک و روغن خودرو اتاق اصناف ایران: «تعاونیها ملزم به رعایت نرخ مصوب کارخانه هستند.»
یاد نعلبکیهای قدیمی خانهی مادربزرگم افتادم. خودش میگفت همهشان را از تعاونی محل گرفته بود. میگفت آن وقتها، همان زمان کوپن و صفهای طولانی، همه چیز را باید از تعاونی میخریدی. پنکه، یخچال و حتی استکاننعلبکی. مثل حالا فراوانی نبود.
مثل حالا اینهمه فروشگاه متنوع با کالاهای رنگووارنگ نبود.
راست میگفت. حتی ماشینها هم تنوعی نداشتند بیشترشان پیکان سفید بودند و وسطشان چندتایی رنو پنج، ژِیان و درصد کمی از خودروهای خارجی و البته ماشین بدقوارهای به اسم هیلمن هم میچرخید.
همه چیز محدود بود، حتی نوع و رنگ کتانیهایی که مدرسه میپوشیدیم و کیفهایی که میبردیم. همهمان شبیه به هم بودیم.
اما حالا تا دلتان بخواهد تنوع هست. انواع فروشگاهها پر از کالاهای متنوع و بهروز وجود دارند. تنوع خودروها آنقدر زیاد است که نمیدانی دیگر اسمشان چیست. هر چه کارخانهی خودروسازی در چین بود محصولاتش را برای ایران فرستاده است.
حالا همه چیز با قدیم فرق کرده است. مردم غرق در فراوانی هستند، ولی باز مثل قبل باید دستبهدامن تعاونیها شوند. دیگر از پس تعمیر خودروی خود هم برنمیآیند. نزدیک خرید لوازمخانگی که هیچ یک لامپ معمولی هم نمیتوانند بروند.
خوب که فکر میکنم میبینم بیشتر از مادربزرگم و دوران قدیم، این روزها به تعاونیها محتاج شدهایم. البته اسمشان شیکتر شدهاند. دیگر کوپن و صف نفت و این چیزها نیست.
دیگر محلهها تعاونی ندارند، حالا کالابرگ و یارانه و بستههای معیشتی آمدهاند. یکی با چند کالا میخواهد شش ماهی تورم را صفر کند و آن یکی روغن و لاستیک ماشین را به نرخ تعاونی بفروشد.
در حال حاضر، ما به یک تعاونی احتیاج داریم که پکیج کاملی از زندگی را یک جا بفروشد. به نظرتان زندگی یک ایرانی بهصورت تعاونی چند درمیآید؟ یک زندگی ساده و بدون هیچ زرقوبرق. سادهتر از نعلبکیهای لبپر شدهی خانهی مادربزرگ!
