یک کاسه کالابرگ
راضیه حسینی
مردم برای افزایش رقم کالابرگ چه کنند؟
«کالابرگ ۳ دهک پایین جامعه یعنی افراد نهادهای حمایتی بدون خوداظهاری افزایش مییابد.
اما ۲ دهک کمدرآمد دیگر بعد از خوداظهاری آنها مبنیبر اینکه درآمد خانوار از یک رقمی کمتر باشد مشمول افزایش رقم کالابرگ خواهند شد.»
نه اینطوری نمیشود. به نظرمان به هر کداممان یک کاسه، ترجیحاً از جنس فلز، بدهید که هر وقت سکهای چیزی داخلش افتاد صدا بدهد و همه بفهمند که به ما کمک شده است، بعد اعلام کنید به هر کس چند تا سکه تعلق میگیرد. فقط اجازه بدهید ما یاد بگیریم چهطور کاسهی گدایی، نه ببخشید، کاسهی کالابرگیمان را دست بگیریم که سکه درست بیفتد وسطش!
البته میدانیم برای همین کاسه هم باید کلی مراحل بگذرانیم تا مشخص شود لایق نگهداشتن آن هستیم. میدانیم قرار است از ده میلیون نفر این کاسه را پس بگیرید. آنها حتماً کاری کردهاند که لیاقت نگهداشتن این شیء باارزش را ندارند.
حتماً چیزی در دستوبال دارند که نشان میدهد حالا حالاها از گرسنگی نمیمیرند و میتوانند زنده بمانند. حتماً طوری زندگی کردهاند که مسئولان فهمیدهاند به کاسه و سکه و صدای آن نیازی ندارند، یا اگر دارند هم مهم نیست، میتوانند بدون آن نفس بکشند.
نمیدانیم لایق این موهبت مسئولان خواهیم بود یا نه، اصلاً نمیدانیم چهطور شد که این لطف شامل حالمان شد و کاسه به دستمان دادند، و حالا چهطور شد که میخواهند از برخی پس بگیرند؟ وضع مملکت بهتر شده، حقوق بالا رفته، دلار پایین آمده است، یا چه؟
ما خیلی چیزها را نمیدانیم. مثلاً اینکه از وعدهی نفت روی سفرهها چهطور به سکهی داخل کاسهها، آن هم شرطی، رسیدیم؟ چهطور شدیم معطل رسیدن کالابرگ و نگران، بابت اینکه مبادا حذف شود این لطف مسئولانه!
البته ما مردم نادانی هستیم و به همین خاطر خیلی چیزها را نمیدانیم. احتمالاً حافظهی درست و درمانی هم نداریم.
یادمان نمیآید همیشه کاسه در دست ما بوده است، نفت و سفره و این چیزها را هم در خواب و خیالمان دیدهایم. خاطرمان نیست، ولی حتماً در شکم مادر و در عکس سونوگرافی هم یک کاسه در دستمان بوده است، حتی قبل از اینکه دست و پایمان شکل بگیرد!
