مارپله کالابرگ و گرانی
راضیه حسینی
سخنگوی دولت: «از مطلوبات دولت افزایش مبلغ کالابرگ است، اما فعلاً مقدور نیست.»
چه تفاهمی! اتفاقاً از مطلوبات ما هم هست. فقط با این تفاوت که کاری از دستمان برنمیآید، جز همین که بگوییم دوست داریم چنین اتفاقی رخ بدهد. راستش را بخواهید فکر میکردیم دست شماست و میتوانید فراتر از یک خواسته عمل کنید، که دیدیم برای شما هم یک ایدهی دوستداشتنی است و حتی شاید جزو فانتزیهایتان باشد!
حالا که نه دست شماست و نه ما، پس به نظرتان چه کسی میتواند کمی فراتر از آرزو برود و مثلاً بگوید: «از مطلوبات ما افزایش مبلغ کالابرگ است و همین حالا دستور میدهیم اضافه شود؟»
البته میدانیم که به همین راحتی نیست و نمیشود یکشبه، یکهفتهای، یکماهه، و حتی یکساله راجع به آن تصمیم گرفت. گرانی نیست که ساعتی و حتی دقیقهای باشد، تورم نیست که هر وقت دلش خواست زیاد شود، کالابرگ است. شوخی که نیست.
باید روزها و ماهها در موردش صحبت شود، کلی موافق و مخالف داشته باشد، هزاران خبر و شایعه حوالیاش ساخته شود، مردم جانبهلب شوند، حوصلهشان سر برود، از خیرش بگذرند، بعد شاید مسئولان تصمیم بگیرند کمی به مبلغش اضافه کنند.
در واقع زمانی که این تصمیم گرفته شود، تورم نسل پنجم خود را زاییده و گرانی در پنتهاوس خودش نشسته است و ابرهای کومولوس را تماشا میکند.
در این زمان کالابرگ با جهشی در حد یکخانهی مارپله، ورود میکند و در همان لحظه با نیش ماری مواجه میشود که او را به بیرون از صفحه هدایت میکند و اصلاً نمیگذارد خودش را نشان دهد.
میتوانید اسم این مار را هرچه دلتان خواست بگذارید، تورم، گرانی و… درهرصورت کاری میکند که کالابرگ حتی نتواند وارد خانهی اول شود. بهمحض اینکه بالاخره مسئولان تاس را بیندازند، شش بیاید و مهرهی کالابرگ برود سر خانهی اول، نیش مار منتظرش خواهد بود و او را به بیرون پرت میکند.
شاید بپرسید این چه بازی مسخرهای است و اینطوری که نمیشود. هر کاری کنیم باز مهره نمیتواند وارد شود. در پاسخ باید بگوییم بله همین است که هست. این بازی همینقدر مسخره و بیمنطق است، کسی مشکلی دارد؟








