دلار: 188,020 تومان
یورو: 216,970 تومان
پوند انگلیس: 253,250 تومان
درهم امارات: 51,510 تومان
یوان چین: 28,010 تومان
دینار بحرین: 499,000 تومان
دینار کویت: 608,960 تومان
ریال عربستان: 50,082 تومان
دینار عراق: 132.1 تومان
لیر ترکیه: 3,950 تومان
ین ژاپن: 123,200 تومان
طلا 18 عیار: 18,629,700 تومان
انس طلا: 810,159,377.9 تومان
مثقال طلا: 80,483,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,770,700 تومان
طلا دست دوم: 18,330,472 تومان
نقره 925: 378,422 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 95,000,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 182,270,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,546,981,900 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 496,955.6 تومان
بنزین: 551,500.2 تومان
نفت خام: 14,519,280.4 تومان
گازوییل: 225,387,094.8 تومان
نفت اپک: 14,541,466.8 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 188,020 تومان
یورو: 216,970 تومان
پوند انگلیس: 253,250 تومان
درهم امارات: 51,510 تومان
یوان چین: 28,010 تومان
دینار بحرین: 499,000 تومان
دینار کویت: 608,960 تومان
ریال عربستان: 50,082 تومان
دینار عراق: 132.1 تومان
لیر ترکیه: 3,950 تومان
ین ژاپن: 123,200 تومان
طلا 18 عیار: 18,629,700 تومان
انس طلا: 810,159,377.9 تومان
مثقال طلا: 80,483,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,770,700 تومان
طلا دست دوم: 18,330,472 تومان
نقره 925: 378,422 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 95,000,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 182,270,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,546,981,900 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 496,955.6 تومان
بنزین: 551,500.2 تومان
نفت خام: 14,519,280.4 تومان
گازوییل: 225,387,094.8 تومان
نفت اپک: 14,541,466.8 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 160505250190
اخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیجامعه و فرهنگروزنامهتأثیر اقتصاد بر تاب‌آوری اجتماعی؛

مسیرها، عوامل و راهکارهای تقویت جامعه

اقتصاد از مسیر اشتغال، درآمد، تورم، مسکن، سلامت، آموزش، سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی بر تاب‌آوری اجتماعی اثر می‌گذارد.

تاب‌آوری اجتماعی یکی از مفاهیم مهم در مطالعات توسعه، جامعه‌شناسی، اقتصاد، مدیریت بحران و سیاست‌گذاری عمومی است.

این مفهوم به ظرفیت افراد، خانواده‌ها، گروه‌ها، سازمان‌ها و جوامع برای پیش‌بینی خطر، تحمل فشار، سازگاری با تغییر، بازیابی کارکردهای حیاتی و ساختن شرایطی بهتر پس از بحران گفته می‌شود.

جامعه تاب‌آور در برابر شوک‌های اقتصادی، بلایای طبیعی، همه‌گیری بیماری‌ها، خشکسالی، بیکاری، مهاجرت، تغییرات اقلیمی و تنش‌های فرهنگی توان بیشتری برای حفظ انسجام و ادامه زندگی دارد.

اقتصاد یکی از مهم‌ترین نیروهای شکل‌دهنده تاب‌آوری اجتماعی است.

سطح درآمد، امنیت شغلی، تورم، توزیع ثروت، دسترسی به مسکن، کیفیت خدمات عمومی، ثبات بازار و وضعیت کسب‌وکارها بر احساس امنیت و توان سازگاری مردم اثر می‌گذارند. با این حال، تاب‌آوری اجتماعی را نمی‌توان نتیجه وضعیت اقتصادی جامعه دانست.

فرهنگ، اعتماد، سرمایه اجتماعی، خانواده، آموزش، سلامت، حکمرانی، محیط زیست، رسانه، مشارکت مدنی، هویت جمعی و کیفیت زیرساخت‌ها نیز در تولید یا تضعیف آن نقش دارند.

رابطه اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی رابطه‌ای دوطرفه است. اقتصاد قوی می‌تواند منابع لازم برای مواجهه با بحران را فراهم کند و جامعه تاب‌آور نیز می‌تواند خسارت‌های اقتصادی بحران‌ها را کاهش دهد.

هنگامی که مردم به یکدیگر اعتماد دارند، شبکه‌های همکاری فعال هستند و نهادهای عمومی از اعتبار برخوردارند، بازسازی اقتصادی با سرعت و کیفیت بیشتری انجام می‌شود.

در مقابل، فقر گسترده، نابرابری شدید و بی‌ثباتی طولانی می‌تواند اعتماد عمومی را کاهش دهد و جامعه را در برابر بحران‌های بعدی آسیب‌پذیرتر کند.

تاب‌آوری اجتماعی چیست؟

تاب‌آوری یا resiliency در سطح اجتماعی به ظرفیت یک جامعه برای حفظ کارکردهای ضروری، یادگیری از تجربه، سازگاری با شرایط تازه و بازسازی روابط و نهادها پس از یک اختلال گفته می‌شود.

این ظرفیت با بازگشت ساده به وضعیت پیشین تفاوت دارد. گاهی شرایط گذشته خود حامل فقر، تبعیض، ناکارآمدی یا آسیب‌پذیری بوده است.

در چنین وضعیتی، بازگشت به گذشته هدف مناسبی نیست. جامعه تاب‌آور می‌کوشد از بحران برای اصلاح ساختارها، افزایش عدالت و کاهش خطرهای آینده استفاده کند.

تاب‌آوری اجتماعی دارای چند بعد مرتبط است. بعد مقاومتی به توان تحمل فشار مربوط می‌شود. بعد انطباقی، ظرفیت تغییر رفتار و شیوه استفاده از منابع را در بر می‌گیرد.

بعد تحولی نیز به توان جامعه برای اصلاح ساختارهایی مربوط است که آسیب‌پذیری را بازتولید می‌کنند. برای نمونه، یک خانواده ممکن است با کاهش هزینه‌های خود دوره بیکاری را تحمل کند. این رفتار نوعی مقاومت است.

اگر اعضای خانواده مهارت تازه‌ای بیاموزند و وارد شغل دیگری شوند، سازگاری رخ داده است. اگر جامعه نظام آموزش مهارتی و حمایت از اشتغال را اصلاح کند، با سطح تحولی تاب‌آوری روبه‌رو هستیم.

آیا تاب‌آوری اجتماعی در مجموع تحت تأثیر اقتصاد است؟

پاسخ مثبت است، اما اقتصاد همه ماجرا نیست. اقتصاد کیفیت زندگی و میزان دسترسی مردم به منابع را تعیین می‌کند و از این راه بر تاب‌آوری اثر می‌گذارد.

فردی که درآمد پایدار، مسکن ایمن، بیمه درمانی و پس‌انداز دارد، در برابر بیماری، بیکاری یا حادثه ظرفیت بیشتری نشان می‌دهد. خانواده‌ای که بخش بزرگی از درآمد خود را برای خوراک و اجاره هزینه می‌کند، در برابر افزایش قیمت‌ها قدرت مانور کمتری دارد.

در سطح جامعه نیز دولت‌ها و نهادهای محلی برای ایجاد زیرساخت، توسعه خدمات درمانی، حمایت از اقشار در معرض خطر، بازسازی مناطق حادثه‌دیده و حفاظت از محیط زیست به منابع اقتصادی نیاز دارند. هرچه نظام مالی و اداری توانمندتر باشد، پاسخ به بحران منظم‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

به بیان دکتر محمدرضا مقدسی موسس خانه تاب آوری و مشاور عالی ماموریت ملی تاب آوری فرهنگی هویت محور منابع مالی زمانی به تاب‌آوری تبدیل می‌شوند که نهادهای کارآمد، اعتماد عمومی، دانش تخصصی، مشارکت اجتماعی و نظام توزیع عادلانه وجود داشته باشد.

جامعه تاب‌آور جامعه‌ای ثروتمند به معنای مالی نیست؛ جامعه‌ای است که منابع خود را منصفانه مدیریت می‌کند، از گروه‌های در معرض خطر حمایت می‌کند، از تجربه‌ها می‌آموزد و برای آینده برنامه دارد.

جامعه‌ای ممکن است از منابع اقتصادی فراوان برخوردار باشد، اما نابرابری، فساد، بی‌اعتمادی یا ضعف مدیریت، توان آن را برای مواجهه با بحران کاهش دهد.

در برابر، برخی جوامع با منابع محدود از راه همبستگی، همکاری محلی، دانش بومی و مدیریت مناسب توان سازگاری چشمگیری ایجاد می‌کنند.

پس اقتصاد شرط بسیار مهم تاب‌آوری اجتماعی است، ولی برای توضیح کامل آن باید مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نهادی، روان‌شناختی، محیط‌زیستی و فناورانه را در نظر گرفت.

درآمد و قدرت خرید؛ نخستین مسیر اثرگذاری اقتصاد

درآمد، امکان تأمین نیازهای روزمره و برنامه‌ریزی برای آینده را فراهم می‌کند. خانواده‌ای که درآمد کافی دارد، می‌تواند خوراک مناسب، آموزش، درمان، مسکن ایمن و ابزارهای ارتباطی تهیه کند. این منابع در هنگام بحران به سپر محافظ تبدیل می‌شوند.

کاهش قدرت خرید اثر معکوس دارد. تورم مداوم، افزایش هزینه مسکن و رشد قیمت خوراک خانواده‌ها را وادار می‌کند بسیاری از هزینه‌های ضروری را کاهش دهند.

ممکن است معاینه پزشکی به تعویق بیفتد، آموزش فرزندان محدود شود یا کیفیت تغذیه کاهش یابد. چنین تصمیم‌هایی در کوتاه‌مدت به مدیریت بودجه کمک می‌کنند، اما در بلندمدت سلامت و سرمایه انسانی را تضعیف می‌کنند.

کمبود درآمد فشار روانی نیز ایجاد می‌کند. نگرانی دائمی درباره اجاره، بدهی و هزینه درمان می‌تواند توان تصمیم‌گیری را کاهش دهد. ذهنی که پیوسته درگیر نیازهای فوری است، فرصت کمتری برای برنامه‌ریزی بلندمدت، یادگیری مهارت و مشارکت اجتماعی پیدا می‌کند. از این رو، فقر پدیده‌ای مالی و هم‌زمان تجربه‌ای روانی و اجتماعی است.

اشتغال و امنیت شغلی

اشتغال یکی از اصلی‌ترین پل‌های ارتباطی اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی است. شغل افزون بر درآمد، به فرد هویت اجتماعی، ارتباطات انسانی، احساس مفید بودن و نظم روزانه می‌دهد. از دست دادن شغل می‌تواند چند بخش زندگی فرد را هم‌زمان تحت فشار قرار دهد.

امنیت شغلی اهمیت ویژه‌ای دارد. فردی که قرارداد ناپایدار دارد یا همواره نگران حذف موقعیت کاری خود است، ممکن است اضطراب مزمن را تجربه کند. این اضطراب بر سلامت جسمی، روابط خانوادگی و اعتماد به آینده اثر می‌گذارد. وقتی ناامنی شغلی در سطح گسترده رخ دهد، ازدواج، فرزندآوری، خرید مسکن و سرمایه‌گذاری خانوار نیز کاهش می‌یابد.

تنوع فرصت‌های شغلی، آموزش مهارت، بیمه بیکاری و امکان تغییر مسیر حرفه‌ای می‌توانند تاب‌آوری نیروی کار را افزایش دهند. اقتصادی که به یک صنعت یا منبع درآمد وابسته است، در برابر شوک آسیب بیشتری می‌بیند. تنوع اقتصادی، کسب‌وکارهای کوچک و متوسط و مشاغل محلی می‌توانند ریسک را توزیع کنند.

در این میان، تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک اهمیت زیادی دارد. این کسب‌وکارها بخش بزرگی از اشتغال محلی، گردش مالی محله و روابط میان تولیدکننده و مصرف‌کننده را شکل می‌دهند. تعطیلی گسترده آن‌ها می‌تواند فقر، مهاجرت و رکود محلی را افزایش دهد. دسترسی به اعتبار، آموزش مدیریت بحران، بازارهای دیجیتال، بیمه و شبکه‌های همکاری برای تقویت تاب‌آوری کسب‌وکارهای کوچک ضروری است.

تورم و بی‌ثباتی اقتصادی

تورم شدید امکان برنامه‌ریزی را محدود می‌کند. هنگامی که قیمت‌ها به‌سرعت تغییر می‌کنند، خانواده‌ها، کارآفرینان و مدیران محلی نمی‌توانند آینده را با دقت مناسبی پیش‌بینی کنند. پس‌انداز ارزش خود را از دست می‌دهد و قراردادهای اقتصادی با ابهام روبه‌رو می‌شوند.

بی‌ثباتی اقتصادی اعتماد را نیز کاهش می‌دهد. مردم ممکن است احساس کنند تلاش و پس‌انداز آن‌ها نتیجه قابل پیش‌بینی ندارد. تداوم این وضعیت می‌تواند افق زمانی افراد را کوتاه کند. در چنین شرایطی، توجه مردم بیشتر به نیازهای فوری معطوف می‌شود و سرمایه‌گذاری در آموزش، سلامت، فناوری یا حفاظت محیط زیست کاهش می‌یابد.

بی‌ثباتی طولانی ممکن است رفتارهای دفاعی ایجاد کند. تبدیل دارایی، خروج سرمایه، کاهش سرمایه‌گذاری تولیدی و گسترش فعالیت‌های غیررسمی از پیامدهای احتمالی آن هستند. این فرایندها منابع لازم برای ایجاد اشتغال و خدمات عمومی را کاهش می‌دهند و تاب‌آوری اجتماعی را در چرخه‌ای فرسایشی قرار می‌دهند.

نابرابری اقتصادی و احساس عدالت

میزان ثروت جامعه مهم است، اما شیوه توزیع آن نیز اهمیت دارد. نابرابری شدید می‌تواند فاصله میان گروه‌های اجتماعی را افزایش دهد و احساس تعلق به سرنوشت مشترک را کاهش دهد.

هنگامی که گروهی از مردم احساس کنند فرصت‌ها عادلانه توزیع نمی‌شوند، اعتماد به نهادها و انگیزه مشارکت آنان آسیب می‌بیند.

تجربه نابرابری با مفهوم محرومیت نسبی ارتباط دارد. ممکن است درآمد فرد نسبت به گذشته افزایش یافته باشد، اما اگر فاصله او با گروه‌های برخوردار بسیار بیشتر شود، احساس محرومیت همچنان رشد کند. این احساس می‌تواند رضایت اجتماعی، همکاری و امید را کاهش دهد.

در زمان بحران، نابرابری آثار آشکارتری پیدا می‌کند. گروه‌های پردرآمد امکان جابه‌جایی، دورکاری، خرید بیمه و دسترسی به خدمات خصوصی را دارند.

گروه‌های کم‌درآمد ممکن است در مناطق پرخطر زندگی کنند، در مشاغل پرریسک فعال باشند و پس‌انداز کافی نداشته باشند.

بنابراین، سیاست‌های کاهش نابرابری و حمایت هدفمند از گروه‌های در معرض خطر، بخشی از سیاست تاب‌آوری اجتماعی محسوب می‌شوند.

مسکن و امنیت سکونت

مسکن محل زندگی و یکی از پایه‌های امنیت خانوادگی است. افزایش اجاره، کیفیت پایین ساختمان، تراکم زیاد و سکونت در مناطق پرخطر می‌تواند آسیب‌پذیری مردم را افزایش دهد. خانواده‌ای که هر سال با خطر جابه‌جایی روبه‌رو است، فرصت کمتری برای ایجاد روابط پایدار محله‌ای پیدا می‌کند.

محله‌های پایدار شبکه‌های اعتماد و حمایت ایجاد می‌کنند. همسایگان در زمان بیماری، زلزله، سیل یا بحران اقتصادی می‌توانند به یکدیگر یاری برسانند.

جابه‌جایی‌های اجباری و پی‌درپی این شبکه‌ها را تضعیف می‌کند. از همین رو، سیاست مسکن باید در کنار ساخت‌وساز، امنیت سکونت، کیفیت محله، دسترسی به حمل‌ونقل و فاصله تا مراکز آموزشی و درمانی را نیز در نظر بگیرد.

ایمنی ساختمان‌ها بخش دیگری از این موضوع است. مقررات ساختمانی، نظارت فنی، مقاوم‌سازی و بیمه می‌توانند خسارت‌های انسانی و مالی بلایای طبیعی را کاهش دهند. هزینه پیشگیری معمولاً از هزینه بازسازی کمتر است.

اقتصاد، سلامت و دسترسی به درمان

سلامت از مهم‌ترین منابع تاب‌آوری است. فرد سالم توان بیشتری برای کار، یادگیری، مراقبت از اعضای خانواده و مشارکت اجتماعی دارد. در مقابل، بیماری مزمن می‌تواند هزینه خانوار را افزایش دهد و درآمد آن را کاهش دهد.

اگر هزینه درمان بالا باشد، برخی خانواده‌ها مراجعه به پزشک را به تأخیر می‌اندازند یا دوره درمان را کامل نمی‌کنند. این وضعیت ممکن است بیماری‌های قابل کنترل را به مشکلات جدی تبدیل کند. پوشش بیمه‌ای مناسب، مراقبت‌های اولیه، سلامت روان و دسترسی جغرافیایی به خدمات درمانی برای تقویت تاب‌آوری ضروری هستند.

سلامت روان نیز با اقتصاد ارتباط دارد. بیکاری، بدهی، ناامنی غذایی و نگرانی درباره آینده می‌توانند اضطراب و افسردگی را افزایش دهند. حمایت اجتماعی، مشاوره در دسترس، امنیت شغلی و کاهش فشار هزینه‌های ضروری، همگی بر سلامت روان اثر دارند.

آموزش و سرمایه انسانی

آموزش توان افراد برای فهم خطر، حل مسئله، یافتن شغل و سازگاری با فناوری‌های تازه را افزایش می‌دهد. جامعه‌ای که از نظام آموزشی فراگیر و باکیفیت برخوردار است، در برابر تغییرات اقتصادی و محیط‌زیستی آمادگی بیشتری دارد.

فقر می‌تواند کودکان را از فرصت‌های آموزشی دور کند. هزینه رفت‌وآمد، ابزارهای دیجیتال، کلاس‌های تقویتی و فشار برای ورود زودهنگام به بازار کار، نابرابری آموزشی را افزایش می‌دهد. این نابرابری در آینده به تفاوت درآمد و فرصت تبدیل می‌شود و آسیب‌پذیری را میان نسل‌ها منتقل می‌کند.

آموزش تاب‌آوری باید مهارت‌هایی مانند تفکر انتقادی، سواد مالی، کار گروهی، مدیریت هیجان، حل تعارض، آمادگی در برابر بحران و سواد رسانه‌ای را در بر گیرد. دانشگاه‌ها، مدارس، خانواده‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و رسانه‌ها در این فرایند نقش دارند.

امنیت غذایی و اقتصاد خانوار

امنیت غذایی زمانی شکل می‌گیرد که افراد به غذای کافی، سالم و پایدار دسترسی داشته باشند. افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش درآمد یا اختلال در زنجیره تأمین می‌تواند کیفیت تغذیه را کاهش دهد.

ناامنی غذایی بر رشد کودکان، توان یادگیری، سلامت مادران و بهره‌وری نیروی کار اثر منفی دارد. خانواده‌های کم‌درآمد معمولاً برای کنترل هزینه، مواد غذایی ارزان‌تر و کم‌کیفیت‌تر انتخاب می‌کنند. پیامدهای این انتخاب ممکن است در سال‌های بعد به شکل بیماری و هزینه درمان ظاهر شود.

حمایت تغذیه‌ای، کشاورزی پایدار، کاهش هدررفت، ذخایر راهبردی و تقویت زنجیره‌های تأمین محلی می‌توانند امنیت غذایی و تاب‌آوری اجتماعی را افزایش دهند. سیاست‌های آب، خاک و کشاورزی نیز باید با سیاست اجتماعی هماهنگ باشند.

منابع مالی دولت و خدمات عمومی

دولت و مدیریت محلی برای ساخت بیمارستان، مدرسه، راه، شبکه آب، سامانه هشدار و مراکز امدادی به منابع مالی نیاز دارند. رکود اقتصادی و کاهش درآمد عمومی می‌تواند کیفیت این خدمات را کاهش دهد.

نوع هزینه‌کرد عمومی نیز مهم است. سرمایه‌گذاری پیشگیرانه در مقاوم‌سازی، آموزش، سلامت اولیه و حفاظت از منابع طبیعی می‌تواند خسارت‌های آینده را کم کند. مدیریت واکنشی معمولاً پس از وقوع بحران هزینه‌های بیشتری بر جامعه تحمیل می‌کند. شفافیت بودجه و پاسخ‌گویی نهادها اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد. مردم زمانی همکاری بیشتری نشان می‌دهند که بدانند منابع چگونه توزیع می‌شوند و اولویت‌ها بر چه اساسی انتخاب شده‌اند.

سرمایه اجتماعی؛ پلی میان اقتصاد و جامعه

سرمایه اجتماعی شامل اعتماد، شبکه‌های ارتباطی، هنجارهای همکاری و مشارکت است. این سرمایه می‌تواند بخشی از محدودیت‌های اقتصادی را جبران کند، هرچند جایگزین درآمد و خدمات عمومی نیست.

در محله‌ای که روابط انسانی قوی است، اطلاعات، ابزار و حمایت عاطفی سریع‌تر میان مردم توزیع می‌شود. خانواده‌ها ممکن است از کودکان یکدیگر مراقبت کنند، برای سالمندان خرید انجام دهند یا در زمان حادثه منابع خود را به اشتراک بگذارند.

فشار اقتصادی طولانی می‌تواند سرمایه اجتماعی را فرسوده کند. رقابت شدید بر سر منابع محدود، بدهی، مهاجرت اجباری و ناتوانی در انجام تعهدات متقابل ممکن است اعتماد را کاهش دهند. در عین حال، برنامه‌های مشارکتی، تعاونی‌ها، انجمن‌های محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند روابط همکاری را تقویت کنند.

تاب‌آوری اجتماعی به کیفیت حکمرانی وابستگی زیادی دارد. حکمرانی کارآمد شامل قانون‌گرایی، شفافیت، پاسخ‌گویی، هماهنگی نهادی و مشارکت مردم است. در زمان بحران، تصمیمات باید سریع، قابل فهم و متناسب با نیازهای واقعی باشند.

اعتماد عمومی هزینه اجرای سیاست را کاهش می‌دهد. هنگامی که مردم اطلاعات رسمی را معتبر بدانند، احتمال همکاری آنان با برنامه‌های امدادی، بهداشتی و اقتصادی افزایش می‌یابد. پیام‌های متناقض، پنهان‌کاری و تبعیض در توزیع کمک‌ها می‌تواند اعتماد را کاهش دهد.

مشارکت مردم در تصمیم‌گیری نیز اهمیت دارد. ساکنان یک منطقه اطلاعات ارزشمندی درباره نیازها، ظرفیت‌ها و خطرهای محلی دارند. سیاستی که با گفت‌وگو و مشارکت طراحی شود، از پذیرش اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود.

خانواده و روابط بین‌نسلی

خانواده نخستین شبکه حمایت اجتماعی است. اعضای خانواده در زمان بیماری، بیکاری، سالمندی و بحران‌های عاطفی از یکدیگر حمایت می‌کنند. ثبات اقتصادی می‌تواند کیفیت این حمایت را افزایش دهد، در حالی که فشار مالی مداوم احتمال تعارض، فرسودگی و گسست روابط را بالا می‌برد.

روابط بین‌نسلی نیز منابع مهمی فراهم می‌کنند. سالمندان تجربه و حمایت عاطفی ارائه می‌دهند و نسل جوان مهارت‌های فناورانه و توان جسمی بیشتری دارد. ترکیب این ظرفیت‌ها می‌تواند قدرت سازگاری خانواده را افزایش دهد.

سیاست‌های مرخصی والدین، مراقبت از سالمندان، حمایت از افراد دارای معلولیت، خدمات کودک و تعادل میان کار و زندگی، تاب‌آوری خانواده را تقویت می‌کنند. خانواده مسئولیت مهمی دارد، اما نهادهای عمومی و اجتماعی نیز باید سهم خود را ایفا کنند.

در این میان اما فرهنگ تعیین می‌کند مردم بحران را چگونه تفسیر کنند و چه نوع پاسخی را مناسب بدانند. روایت‌های جمعی، آیین‌ها، زبان، هنر و حافظه تاریخی می‌توانند احساس پیوستگی ایجاد کنند.

هویت مشترک در زمان بحران مردم را به همکاری تشویق می‌کند. با این حال، اگر هویت جمعی به عدم توافق یا حتی ستیزه با گروه‌های دیگر منجر شود، تاب‌آوری عمومی کاهش می‌یابد. تاب‌آوری پایدار به هویتی فراگیر نیاز دارد که تنوع قومی، زبانی، جنسیتی، نسلی و توانایی‌های متفاوت را به رسمیت بشناسد.

هنر، ادبیات و فعالیت‌های فرهنگی در بازسازی روانی جامعه نقش دارند. آن‌ها به مردم کمک می‌کنند تجربه‌های دشوار را روایت کنند، برای رنج معنا بسازند و امید اجتماعی را بازآفرینی کنند.

گفتنی است اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی از محیط زیست جدا نیستند. خشکسالی، فرسایش خاک، کاهش منابع آب، آلودگی و تغییرات اقلیمی بر کشاورزی، سلامت، مهاجرت و اشتغال اثر می‌گذارند.

جوامعی که معیشت آن‌ها به منابع طبیعی وابسته است، در برابر تغییرات اقلیمی آسیب بیشتری دارند.

کاهش بارندگی ممکن است درآمد کشاورزان را کم کند، قیمت مواد غذایی را افزایش دهد و مهاجرت به شهرها را سرعت بخشد. این مهاجرت می‌تواند بر بازار مسکن، خدمات شهری و روابط اجتماعی فشار وارد کند.

مدیریت پایدار آب، تنوع‌بخشی به معیشت، کشاورزی سازگار با اقلیم، بیمه محصولات و مشارکت جوامع محلی از راهکارهای مهم هستند. تصمیم‌های زیست‌محیطی باید اثرات اجتماعی و اقتصادی بلندمدت را در نظر بگیرند.

رسانه، اطلاعات و فناوری

رسانه‌های جمعی همواره نقشی محوری در هدایت افکار عمومی و مدیریت بحران‌ها ایفا کرده‌اند. در این میان، رادیو به عنوان یکی از اصیل‌ترین ابزارهای ارتباطی، جایگاه ویژه‌ای در تقویت «تاب‌آوری اجتماعی» دارد. این رسانه به دلیل عدم نیاز به زیرساخت‌های پیچیده اینترنتی، ارزان بودن گیرنده‌ها و امکان فعالیت با باتری در زمان قطعی برق، نخستین پناهگاه اطلاعاتی مردم در شرایط اضطراری نظیر سیل، زلزله و طوفان به شمار می‌رود.

در مواقع بحران که شبکه‌های دیجیتال و ارتباطات نوین به سرعت دچار اختلال و قطعی می‌شوند، رادیو با پوشش وسیع جغرافیایی خود به عنوان «رسانه تاب‌آوری» عمل می‌کند.

این ابزار شنیداری به سرعت پیام‌های حیاتی، راه‌های امدادرسانی و دستورالعمل‌های ایمنی را به دورافتاده‌ترین مناطق رسانده و با تکیه بر لحن آرامش‌بخش گویندگان و ارائه اخبار موثق، مانع از شکل‌گیری شایعات و رفتارهای ناشی از وحشت جمعی می‌شود.

بدین ترتیب، رادیو پیوند میان جوامع محلی و ستادهای مدیریت بحران را حفظ کرده و پایداری جامعه را در سخت‌ترین شرایط رقم می‌زند.

سازمان‌های مردم‌نهاد و شبکه‌های محلی

سازمان‌های مردم‌نهاد میان مردم و ساختارهای رسمی پیوند ایجاد می‌کنند. این نهادها اغلب نیازهای محلی را بهتر می‌شناسند و می‌توانند خدمات را با سرعت بیشتری به گروه‌های در معرض خطر برسانند.

نقش آن‌ها در آموزش، سلامت، محیط زیست، حمایت از کودکان، توانمندسازی زنان، حمایت از افراد دارای معلولیت و توسعه محلی مهم است. پایداری مالی، استقلال حرفه‌ای، شفافیت و ارتباط مؤثر با جامعه از عوامل موفقیت این سازمان‌ها هستند.

شبکه‌های داوطلبی نیز ذخیره‌ای ارزشمند برای روزهای بحران به شمار می‌آیند. آموزش داوطلبان، تقسیم مسئولیت و هماهنگی با نهادهای تخصصی می‌تواند اثربخشی این شبکه‌ها را افزایش دهد.

چه عواملی غیر از اقتصاد بر تاب‌آوری اجتماعی اثر دارند؟

عوامل غیراقتصادی در تعامل با اقتصاد عمل می‌کنند. کیفیت روابط خانوادگی، اعتماد میان مردم، سلامت روان، فرهنگ همکاری، آموزش، هویت جمعی، مدیریت محلی، دسترسی به اطلاعات، وضعیت محیط زیست و میزان مشارکت مدنی از مهم‌ترین عوامل هستند.

برای نمونه، دو محله با سطح درآمد مشابه ممکن است در برابر یک سیل واکنش‌های متفاوتی نشان دهند. محله‌ای که شبکه داوطلبی، مسیر تخلیه، اعتماد عمومی و مدیریت محلی فعال دارد، خسارت کمتری متحمل می‌شود. در محله دیگر، نبود هماهنگی و اطلاعات معتبر می‌تواند بحران را تشدید کند.

این مثال نشان می‌دهد که پول به‌خودی‌خود تاب‌آوری تولید نمی‌کند. منابع اقتصادی باید از مسیر نهادهای کارآمد، دانش، مشارکت، عدالت و برنامه‌ریزی به ظرفیت اجتماعی تبدیل شوند.

چرخه متقابل اقتصاد و تاب‌آوری اجتماعی

اقتصاد بر تاب‌آوری اجتماعی اثر می‌گذارد و تاب‌آوری اجتماعی نیز عملکرد اقتصاد را تغییر می‌دهد. جامعه‌ای با نیروی انسانی سالم، اعتماد بالا، نهادهای پاسخ‌گو و شبکه‌های همکاری، بحران را با هزینه کمتری پشت سر می‌گذارد.

کسب‌وکارهای چنین جامعه‌ای سریع‌تر فعالیت خود را از سر می‌گیرند، نیروی کار انعطاف بیشتری دارد و اطلاعات با سرعت بیشتری منتقل می‌شود. در مقابل، جامعه‌ای که با بی‌اعتمادی، نابرابری و ضعف خدمات روبه‌رو است، ممکن است پس از هر بحران وارد دوره‌ای طولانی از رکود و فرسایش شود.

این رابطه می‌تواند چرخه‌ای مثبت یا منفی بسازد. در چرخه مثبت، سرمایه‌گذاری در سلامت، آموزش و عدالت به افزایش اعتماد و بهره‌وری منجر می‌شود. رشد بهره‌وری منابع بیشتری برای خدمات عمومی ایجاد می‌کند و تاب‌آوری را بالا می‌برد. در چرخه منفی، فقر و ضعف خدمات سرمایه انسانی را کاهش می‌دهد، رشد اقتصادی کم می‌شود و منابع حمایت اجتماعی محدودتر می‌گردد.

راهکارهای تقویت تاب‌آوری اجتماعی از مسیر اقتصاد

سیاست اقتصادی تاب‌آور باید بر امنیت معیشت، اشتغال پایدار، کنترل تورم، کاهش نابرابری و حمایت از گروه‌های در معرض خطر تمرکز کند. حمایت اجتماعی نیز باید به شکلی طراحی شود که کرامت افراد، امکان توانمندسازی و دسترسی واقعی به فرصت‌ها حفظ گردد.

تنوع‌بخشی به اقتصاد محلی، تقویت تعاونی‌ها و پشتیبانی از کسب‌وکارهای کوچک می‌تواند وابستگی به یک منبع درآمد را کاهش دهد. آموزش مهارت‌های تازه و امکان یادگیری در طول زندگی، نیروی کار را برای تغییرات فناوری و اقلیمی آماده می‌کند.

سرمایه‌گذاری در سلامت، آموزش، مسکن ایمن، حمل‌ونقل عمومی، زیرساخت دیجیتال و حفاظت از محیط زیست نیز ضروری است. این هزینه‌ها مصرف کوتاه‌مدت محسوب نمی‌شوند؛ آن‌ها سرمایه‌گذاری برای کاهش خسارت‌های آینده هستند.

سیاست‌گذاری باید بر داده‌های محلی تکیه کند. میانگین‌های ملی گاهی تفاوت‌های محله‌ای، جنسیتی، نسلی و منطقه‌ای را پنهان می‌کنند. شناخت گروه‌های آسیب‌پذیر و مشارکت دادن آن‌ها در تصمیم‌گیری، دقت سیاست‌ها را افزایش می‌دهد.

بنظر میرسد آموزش تاب‌آوری زمانی اثربخش است که از توصیه‌های فردی فراتر رود و شرایط ساختاری زندگی مردم را نیز بررسی کند. دعوت فرد به امیدواری در شرایطی که با بیکاری، فقر یا مسکن ناایمن روبه‌رو است، پاسخ کاملی نیست. توان روانی افراد باید در کنار اصلاح محیط اقتصادی و اجتماعی تقویت شود.

اقتصاد یکی از نیرومندترین عوامل مؤثر بر تاب‌آوری اجتماعی است. درآمد، اشتغال، تورم، نابرابری، مسکن، امنیت غذایی، سلامت، آموزش و کیفیت خدمات عمومی مسیرهای اصلی این اثرگذاری هستند. اقتصاد باثبات می‌تواند امکان پس‌انداز، برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و دسترسی به خدمات را افزایش دهد. بی‌ثباتی، فقر و نابرابری نیز توان خانواده‌ها و جوامع را برای مقابله با بحران کاهش می‌دهند. با این حال، تاب‌آوری اجتماعی محصول اقتصاد نیست.

اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی، خانواده، فرهنگ، هویت، حکمرانی، آموزش، سلامت روان، محیط زیست، رسانه، فناوری و مشارکت مدنی نیز در شکل‌گیری آن نقش دارند. منابع مالی زمانی به ظرفیت اجتماعی تبدیل می‌شوند که نهادهای کارآمد، توزیع عادلانه، دانش تخصصی و مشارکت مردم وجود داشته باشد.

جامعه تاب‌آور جامعه‌ای ثروتمند به معنای مالی نیست؛ جامعه‌ای است که منابع خود را منصفانه مدیریت می‌کند، از گروه‌های در معرض خطر حمایت می‌کند، از تجربه‌ها می‌آموزد و برای آینده برنامه دارد. تقویت تاب‌آوری اجتماعی به سیاست اقتصادی هوشمند، حکمرانی پاسخ‌گو، سرمایه‌گذاری در انسان، حفاظت از محیط زیست و گسترش شبکه‌های اعتماد نیاز دارد.

خاتمه کلام و جمع بندی نهایی توسعه اقتصادی و تاب‌آوری اجتماعی باید هم‌زمان دنبال شوند. رشد اقتصادی اگر با عدالت، مشارکت، سلامت و پایداری محیطی همراه نباشد، ممکن است آسیب‌پذیری‌های تازه‌ای ایجاد کند.

در مقابل، سیاست‌های اجتماعی نیز در فضایی که فرصت شغلی، درآمد پایدار و منابع عمومی کافی وجود ندارد، با محدودیت روبه‌رو می‌شوند. مسیر پایدار، ترکیب اقتصاد پویا با جامعه‌ای منسجم، آگاه، مشارکت‌جو و برخوردار از ظرفیت یادگیری است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا