دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
دلار: 260,800 تومان
یورو: 293,370 تومان
پوند انگلیس: 347,910 تومان
درهم امارات: 71,392 تومان
یوان چین: 39,140 تومان
دینار بحرین: 692,570 تومان
دینار کویت: 840,890 تومان
ریال عربستان: 69,551 تومان
دینار عراق: 171.6 تومان
لیر ترکیه: 5,270 تومان
ین ژاپن: 165,645 تومان
طلا 18 عیار: 25,753,800 تومان
انس طلا: 1,086,594,512 تومان
مثقال طلا: 111,799,000 تومان
طلا 24 عیار: 34,412,400 تومان
طلا دست دوم: 25,464,771 تومان
نقره 925: 463,522 تومان
سکه گرمی: 37,000,000 تومان
نیم سکه: 138,990,000 تومان
ربع سکه: 73,980,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 253,600,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 13,122,975,625 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 26,447,728 تومان
گازوییل: 381,837,280 تومان
نفت اپک: 29,105,280 تومان
  کد خبر: 240705257436
اقتصادروزنامهسرمقاله

معیشت قسطی؛ وقتی درآمد فردا را امروز خرج می‌کنیم

ساسان باقرپناه

سال‌ها وقتی از خرید قسطی حرف می‌زدیم، ذهنمان بیشتر سمت خانه، خودرو یا لوازم خانگی می‌رفت. کالایی قیمت بالایی داشت، خانواده نمی‌توانست هزینه آن را یکجا پرداخت کند و بخشی از درآمد ماه‌های آینده را برای خرید امروز کنار می‌گذاشت.

منطقش هم قابل فهم بود. اما به نظر می‌رسد آرام‌آرام چیزی در زندگی اقتصادی خانوار تغییر کرده است. قسط دیگر فقط راهی برای خرید یک کالای بزرگ نیست؛ برای بعضی خانواده‌ها تبدیل شده به روشی برای عبور از هزینه‌های عادی زندگی.

موبایل قسطی، لباس قسطی، درمان اعتباری، خرید مدرسه با اعتبار، سفر قسطی و حتی خریدهای روزمره‌ای که پرداختشان به ماه بعد منتقل می‌شود.

شاید هرکدام از اینها به‌تنهایی عجیب نباشد. اتفاقاً اعتبار در یک اقتصاد سالم ابزار مفیدی است. آدم قرار نیست برای خرید هر کالایی سال‌ها پول جمع کند. امکان استفاده از درآمد آینده می‌تواند مصرف را هموار کند و کیفیت زندگی را بهتر کند.

مسئله از جایی شروع می‌شود که اعتبار دیگر برای «بهتر زندگی کردن» نباشد؛ برای «ادامه دادن زندگی معمولی» لازم شود. اینجاست که مفهوم دیگری شکل می‌گیرد: معیشت قسطی.

فرض کنیم خانواده‌ای اول ماه حقوق می‌گیرد. بخشی از آن همان روز برای اجاره کنار می‌رود. بخشی برای اقساط ماه قبل، مقداری برای قبض‌ها، مدرسه، بیمه و بدهی‌های کوچک و بزرگ. هنوز خرید ماه جاری شروع نشده، اما بخشی از درآمد از قبل خرج شده است.

اگر درآمد باقی‌مانده برای هزینه‌های جاری کافی نباشد، خانواده دوباره سراغ اعتبار می‌رود. یعنی بخشی از خرید امروز را با درآمد ماه آینده انجام می‌دهد.

ماه بعد که حقوق می‌آید، قبل از هر تصمیم تازه‌ای باید بدهی خریدهای ماه قبل پرداخت شود. اگر باز هم فاصله‌ای میان درآمد و هزینه وجود داشته باشد، دوباره همین مسیر تکرار می‌شود.

به‌تدریج آدم دیگر فقط حقوق ماه جاری را خرج نمی‌کند؛ بخشی از حقوق ماه‌های آینده را هم پیش‌خور کرده است.

همین نقطه است که خرید قسطی می‌تواند از یک ابزار مالی مفید، تبدیل به نشانه‌ای از فشار معیشتی شود.

تفاوت زیادی وجود دارد میان کسی که یک یخچال را قسطی می‌خرد تا نقدینگی خود را مدیریت کند و کسی که برای تأمین هزینه‌های معمول زندگی ناچار است مرتب از اعتبار جدید استفاده کند.

اولی ممکن است تصمیم مالی باشد؛ دومی می‌تواند نتیجه شکاف میان درآمد و هزینه باشد. خطر اصلی هم الزاماً خودِ بدهی نیست.

بدهی وقتی در برابر درآمد آینده قابل مدیریت باشد، بخشی طبیعی از زندگی اقتصادی است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که اقساط ثابت‌اند اما درآمد واقعی خانواده مدام کوچک‌تر می‌شود.

قسطی که امروز قابل پرداخت است، ممکن است چند ماه بعد کنار افزایش اجاره، خوراک، درمان و حمل‌ونقل به فشار دیگری تبدیل شود. آن وقت خانواده برای پرداخت بدهی گذشته، از هزینه امروز کم می‌کند.

خرید لباس عقب می‌افتد. درمانی که فوریت کمتری دارد به ماه بعد منتقل می‌شود. تفریح حذف می‌شود. کیفیت بعضی خریدها پایین می‌آید و اگر باز هم کافی نباشد، اعتبار تازه‌ای گرفته می‌شود.

این چرخه در ظاهر زندگی را جلو می‌برد، اما آرام‌آرام حاشیه امن خانواده را از بین می‌برد. مسئله مهم دیگری هم وجود دارد.

وقتی خرید قسطی فراگیر می‌شود، قیمت واقعی کالا گاهی در ذهن مصرف‌کننده جای خود را به «مبلغ قسط ماهانه» می‌دهد. دیگر سؤال این نیست که این کالا واقعاً چقدر برای من تمام می‌شود؛ سؤال می‌شود ماهی چقدر باید بدهم؟ همین تغییر نگاه می‌تواند باعث شود هزینه سود، کارمزد و اختلاف قیمت نقدی و اعتباری کمتر دیده شود.

مثلاً کالایی که با پرداخت نقدی شاید از توان خانواده خارج باشد، وقتی به دوازده پرداخت کوچک تقسیم می‌شود قابل دسترس‌تر به نظر می‌رسد. اما جمع همان پرداخت‌های کوچک ممکن است بخش قابل توجهی از درآمد ماه‌های آینده را درگیر کند.

یک خرید مشکلی ایجاد نمی‌کند. دو خرید هم شاید قابل مدیریت باشد. اما وقتی اجاره، وام، خرید کالا، درمان و هزینه‌های دیگر همگی سهمی از حقوق آینده داشته باشند، انعطاف مالی خانواده به‌شدت کم می‌شود.

آن وقت کافی است یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده رخ دهد. خرابی خودرو، بیماری، کاهش درآمد، بیکاری یکی از اعضای خانواده یا حتی یک هزینه معمول اما ناگهانی می‌تواند تمام محاسبات را به هم بریزد.

خانواده‌ای که پس‌انداز ندارد اما چند قسط دارد، در برابر چنین اتفاقی بسیار آسیب‌پذیرتر است. برای همین فکر می‌کنم رشد خرید اعتباری را باید از دو زاویه دید.

یک زاویه، توسعه ابزارهای مالی است. اینکه مردم بتوانند بدون ضامن‌های متعدد، با اعتبارسنجی و سازوکار شفاف از اعتبار استفاده کنند، می‌تواند اتفاق مثبتی باشد.

اما زاویه دوم این است که ببینیم مردم این اعتبار را برای چه چیزی استفاده می‌کنند.

اگر اعتبار کمک می‌کند خانواده کالایی بادوام بخرد، سرمایه‌گذاری کند

یا مصرف خود را بهتر مدیریت کند، یک معنا دارد. اما اگر اعتبار برای پر کردن فاصله میان حقوق و هزینه خوراک و زندگی روزمره استفاده شود، دیگر فقط درباره صنعت مالی صحبت نمی‌کنیم؛ درباره قدرت خرید صحبت می‌کنیم.

شاید این همان بخشی باشد که در آمارهای اقتصادی کمتر دیده می‌شود.

دو خانواده ممکن است هر دو یخچال داشته باشند، لباس بخرند، فرزندشان را به مدرسه بفرستند و خرید روزمره‌شان هم قطع نشده باشد؛ اما یکی این هزینه‌ها را از درآمد امروز می‌دهد و دیگری بخشی از آنها را با درآمد ماه‌های آینده پرداخت می‌کند.

از بیرون شاید تفاوت بزرگی دیده نشود. اما آینده مالی این دو خانواده یکسان نیست. معیشت فقط این نیست که امروز بتوانیم چیزی بخریم. مهم است بدانیم هزینه امروز چه مقدار از درآمد فردای ما را هم اشغال کرده است.

اقتصادی که خانواده در آن برای خریدهای بزرگ از اعتبار استفاده می‌کند، لزوماً اقتصاد بدی نیست.

اما اقتصادی که مردم برای زندگی عادی ناچارند مرتب آینده خود را قسط‌بندی کنند، نیاز به تأمل بیشتری دارد.

چون وقتی بخش بزرگی از درآمد ماه بعد، قبل از رسیدنش خرج شده باشد، افزایش حقوق هم همیشه احساس آسودگی ایجاد نمی‌کند. پول بیشتری وارد حساب می‌شود، اما تعهدات بیشتری هم منتظر آن هستند.

شاید یکی از نشانه‌های واقعی بهبود معیشت این باشد که خانواده دوباره بتواند بخشی از زندگی امروز را با درآمد امروز اداره کند؛ مقداری هم برای فردا کنار بگذارد، نه اینکه هر ماه برای پرداخت دیروز منتظر حقوق فردا باشد.

قسط می‌تواند خرید را آسان‌تر کند. اما نباید به جایی برسیم که خودِ زندگی هم قسطی شود.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا