پس لرزه های اقتصادی یک اینترنت ناپایدار

سیما گودرزی
اینترنت دیگر فقط یک ابزار ارتباطی نیست؛ برای بخشی از اقتصاد ایران، همان جادهای است که مشتری، فروشنده، بانک، پلتفرم و نیروی کار را به یکدیگر وصل میکند. با این حال، هر بار که این جاده قطع یا کند میشود، هزینهای روی دست اقتصاد میماند که برخلاف قبض اینترنت، روی یک برگه دیده نمیشود.
ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، در دیماه خسارت قطعیهای اینترنت را روزانه حدود ۵۰۰ میلیارد تومان برای هسته اقتصاد دیجیتال و نزدیک به پنج هزار میلیارد تومان برای کل اقتصاد کشور برآورد کرد.
او همچنین گفت حدود ۱۰ میلیون نفر بهطور مستقیم و غیرمستقیم در اقتصاد دیجیتال فعالیت دارند. این ارقام نشان میدهد اینترنت برای اقتصاد دیگر یک زیرساخت جانبی نیست؛ اختلال در آن میتواند زنجیرهای از فروش، خدمات، اشتغال و درآمد را متوقف کند.
اما هزینه واقعی اختلال فقط به کسبوکارهای اینترنتی محدود نمیشود. فروشگاهی که سفارش آنلاین میگیرد، پزشکی که نوبتدهی اینترنتی دارد، شرکتی که با مشتری خارجی ارتباط برقرار میکند و حتی کسبوکاری که تبلیغاتش را در فضای مجازی انجام میدهد، به اتصال پایدار نیاز دارد. در چنین شرایطی، چند ساعت قطعی یا کندی میتواند به معنای از دست رفتن سفارش، تأخیر در تحویل، لغو معامله یا خروج مشتری باشد.
افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران، در برآوردی دیگر گفته است قطعی اینترنت بینالملل روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم و با احتساب آثار غیرمستقیم، تا حدود ۸۰ میلیون دلار زیان به اقتصاد وارد میکند. تفاوت این برآورد با رقم اعلامشده از سوی وزارت ارتباطات، بیش از آنکه تناقض باشد، نشان میدهد اندازهگیری خسارت اینترنت به دامنه فعالیتهای محاسبهشده بستگی دارد.
در سطح کسبوکارهای آنلاین، مسئله حتی ملموستر است. گزارشهای منتشرشده از فعالان اقتصاد دیجیتال از افت شدید فروش در دورههای اختلال حکایت دارد؛ زیرا بسیاری از کسبوکارها فقط از اینترنت برای فروش استفاده نمیکنند، بلکه بازاریابی، ارتباط با مشتری، پرداخت، پشتیبانی و تأمین خدمات آنها نیز به شبکه وابسته است. بنابراین قطع ارتباط، یک هزینه چندلایه ایجاد میکند.
از فروشگاه آنلاین تا شرکت دانشبنیان، هر اختلال اینترنتی بخشی از فروش، بهرهوری و اعتماد بازار را میسوزاند؛ هزینهای که مستقیم دیده نمیشود.
از سوی دیگر، اینترنت بیثبات، هزینه تصمیمگیری بنگاهها را بالا میبرد. سرمایهگذار زمانی وارد یک بازار میشود که بتواند حداقل درباره زیرساختهای آن پیشبینی داشته باشد. وقتی کیفیت یا دسترسی به اینترنت دائماً در معرض تغییر باشد، کسبوکار ناچار میشود برای پشتیبان، ابزارهای جایگزین، نیروی انسانی اضافی و روشهای غیرمستقیم ارتباط هزینه کند. این هزینهها در نهایت به قیمت تمامشده منتقل میشوند.
موضوع فقط درآمدهای از دسترفته نیست. اختلال اینترنت میتواند بهرهوری نیروی کار را نیز کاهش دهد. کارمندی که برای انجام یک کار ساده چند بار اتصال خود را امتحان میکند، زمانی را از دست میدهد که در حسابهای مالی شرکت بهعنوان هزینه اینترنت ثبت نمیشود؛ اما در واقع بخشی از بهرهوری اقتصاد را مصرف کرده است.
در چنین شرایطی، بحث اینترنت باید از سطح «سرعت دانلود» فراتر برود و به مسئلهای اقتصادی تبدیل شود. اینترنت پایدار، برای کسبوکار امروز همان نقشی را دارد که برق، جاده و شبکه بانکی دارند. هیچ کارخانهای با برق ناپایدار نمیتواند برنامه تولید دقیقی داشته باشد؛ اقتصاد دیجیتال نیز با اینترنت ناپایدار نمیتواند قرارداد، فروش و اشتغال پایدار بسازد.
مسئله مهمتر، تکرارپذیری اختلال است. یک قطعی کوتاه شاید برای یک بنگاه قابل جبران باشد، اما تکرار اختلال اعتماد مشتری و سرمایهگذار را فرسوده میکند. کسبوکاری که نمیداند فردا میتواند به مشتری خود پاسخ دهد یا نه، ناچار است ریسک بیشتری در قیمتگذاری و برنامهریزی وارد کند.
حالا پرسش اصلی دیگر این نیست که اینترنت چقدر سریع است؛ پرسش این است که اقتصاد ایران بابت ناپایداری آن چقدر میپردازد.
اگر روزانه میلیاردها تومان از تولید و فروش به دلیل اختلال از بین برود، اینترنت دیگر موضوعی صرفاً فنی یا ارتباطی نیست؛ بخشی از صورتحساب اقتصاد ایران است و کاهش اعتماد عمومی نیز.
