دلار: 234,120 تومان
یورو: 272,480 تومان
پوند انگلیس: 317,200 تومان
درهم امارات: 64,076 تومان
یوان چین: 35,210 تومان
دینار بحرین: 622,230 تومان
دینار کویت: 761,430 تومان
ریال عربستان: 62,446 تومان
دینار عراق: 152.9 تومان
لیر ترکیه: 4,940 تومان
ین ژاپن: 154,400 تومان
طلا 18 عیار: 24,068,600 تومان
انس طلا: 1,018,506,283.2 تومان
مثقال طلا: 103,375,000 تومان
طلا 24 عیار: 31,818,300 تومان
طلا دست دوم: 23,544,419 تومان
نقره 925: 475,045 تومان
سکه گرمی: 34,000,000 تومان
نیم سکه: 122,000,000 تومان
ربع سکه: 65,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 235,890,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 12,650,440,080 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,423,706 تومان
گازوییل: 345,350,412 تومان
نفت اپک: 26,898,046.8 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 234,120 تومان
یورو: 272,480 تومان
پوند انگلیس: 317,200 تومان
درهم امارات: 64,076 تومان
یوان چین: 35,210 تومان
دینار بحرین: 622,230 تومان
دینار کویت: 761,430 تومان
ریال عربستان: 62,446 تومان
دینار عراق: 152.9 تومان
لیر ترکیه: 4,940 تومان
ین ژاپن: 154,400 تومان
طلا 18 عیار: 24,068,600 تومان
انس طلا: 1,018,506,283.2 تومان
مثقال طلا: 103,375,000 تومان
طلا 24 عیار: 31,818,300 تومان
طلا دست دوم: 23,544,419 تومان
نقره 925: 475,045 تومان
سکه گرمی: 34,000,000 تومان
نیم سکه: 122,000,000 تومان
ربع سکه: 65,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 235,890,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 12,650,440,080 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,423,706 تومان
گازوییل: 345,350,412 تومان
نفت اپک: 26,898,046.8 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 210605253442
اخبار برگزیدهاقتصادبازاربازارها و خدمات مالیروزنامهسرمقاله

دلار و بازار ارز؛ وقتی لنگرها یکی‌یکی رها می‌شوند

دکتر سید محمدرضا حسینی علی آباد؛ مدرس دانشگاه و عضو اتاق بازرگانی

افزایش نرخ دلار در ایران دیگر یک رویداد خبری نیست. به واقعیتی روزمره تبدیل شده که زندگی مردم را شکل می‌دهد.

هر صبح که تابلوی صرافی‌ها عدد جدیدی را نشان می‌دهد، فقط یک قیمت عوض نمی‌شود. انتظارات، قراردادها، قیمت کالاها و برنامه‌ریزی خانوارها نیز جابه‌جا می‌شوند. برای تحلیل درست این پدیده باید از سطح هیجان روزانه فاصله گرفت و به ساختار نگاه کرد.

نخستین نکته این است که بازار ارز ایران در سال‌های اخیر به تدریج از یک بازار تحت مدیریت به بازاری نسبتاً آزاد و در عین حال بی‌لنگر تبدیل شده است. در دوره‌هایی، بانک مرکزی با تزریق ارز، کنترل قیمت یا تعیین نرخ نیما تلاش کرد بازار را هدایت کند. اما هر بار که فشار ساختاری افزایش می‌یافت، این ابزارها کارایی خود را از دست می‌دادند. امروز بازار بیشتر از آنکه توسط سیاست‌گذار اداره شود، توسط انتظارات بازیگران و اخبار سیاسی و اقتصادی هدایت می‌شود.

دومین نکته، رابطه میان رشد نقدینگی و نرخ ارز است. داده‌های بانک مرکزی نشان می‌دهد نقدینگی کشور در سال‌های اخیر با نرخ‌های دورقمی رشد کرده است. وقتی حجم پول در اقتصاد افزایش می‌یابد و در سمت دیگر، ظرفیت تولید و سرمایه‌گذاری به همان نسبت رشد نمی‌کند، بخشی از این پول به سمت دارایی‌های امن مانند ارز، طلا و مسکن حرکت می‌کند. نتیجه آنکه حتی بدون شوک سیاسی، فشار بر بازار ارز به صورت تدریجی انباشته می‌شود و در مقاطعی به جهش‌های ناگهانی منجر می‌شود.

سومین عامل، کسری بودجه دولت است. وقتی درآمدهای نفتی به دلیل تحریم یا کاهش قیمت جهانی محدود می‌شود و در مقابل هزینه‌های جاری و عمرانی رشد می‌کند، دولت برای تأمین مالی به استقراض از بانک مرکزی یا انتشار اوراق روی می‌آورد. استقراض از بانک مرکزی به افزایش پایه پولی و در نهایت تورم منجر می‌شود و تورم، خود محرک اصلی افزایش نرخ ارز است. این چرخه در سال‌های اخیر بارها تکرار شده و به تثبیت انتظارات تورمی در میان فعالان اقتصادی انجامیده است.

چهارمین عامل، انتظارات و اخبار سیاسی است. بازار ارز ایران به شدت به اخبار مرتبط با تحریم‌ها، مذاکرات هسته‌ای، انتخابات و سیاست خارجی واکنش نشان می‌دهد. هر نشانه مثبت از کاهش تنش، نرخ را موقتاً پایین می‌آورد و هر نشانه منفی، آن را جهش می‌دهد. این حساسیت نشان می‌دهد که بازار ارز ایران بیشتر از آنکه یک بازار اقتصادی باشد، یک بازار انتظاری است. در چنین بازاری، حتی بدون تغییر در متغیرهای بنیادی، صرفاً با تغییر روایت، قیمت‌ها جابه‌جا می‌شوند.

پیامدهای افزایش نرخ ارز چندلایه است. نخست، فشار بر سفره خانوارها. کالاهای وارداتی، مواد اولیه صنایع و حتی کالاهای تولید داخل که به نوعی با ارز مرتبط‌اند، گران می‌شوند. تورم را تشدید می‌کند و قدرت خرید مردم را کاهش می‌دهد. دوم، فشار بر صنایع. تولیدکننده‌ای که مواد اولیه وارد می‌کند، با افزایش هزینه روبه‌رو می‌شود و اگر نتواند قیمت محصول خود را افزایش دهد، حاشیه سودش از بین می‌رود. سوم، افزایش بدهی خارجی. بنگاه‌ها و دولت که بدهی ارزی دارند، با افزایش نرخ ارز، بار بدهی‌شان سنگین‌تر می‌شود.

اما افزایش نرخ ارز پیامد مثبتی نیز دارد. صادرکنندگان از این افزایش منتفع می‌شوند چون درآمد ارزی خود را با نرخ بالاتر تبدیل می‌کنند. این موضوع می‌تواند انگیزه‌ای برای افزایش صادرات غیرنفتی ایجاد کند. اما این منفعت مشروط به آن است که زیرساخت‌های صادراتی، رفع موانع گمرکی و دسترسی به بازارهای جهانی فراهم باشد. بدون این شرایط، افزایش نرخ ارز فقط به تورم و بی‌ثباتی منجر می‌شود و اثر مثبت آن بر صادرات محقق نمی‌شود.

پرسش اصلی این است که چه باید کرد. پاسخ ساده نیست. سرکوب نرخ ارز با تزریق ذخایر، راهبردی است که در گذشته بارها امتحان شده و هر بار به تخلیه ذخایر و جهش ناگهانی منجر شده است. رها کردن کامل بازار نیز به بی‌ثباتی و افزایش بی‌رویه انتظارات دامن می‌زند. راه میانه، ترکیبی از اصلاحات ساختاری است. کنترل رشد نقدینگی، کاهش کسری بودجه، بهبود محیط کسب‌وکار، تقویت صادرات غیرنفتی و شفاف‌سازی سیاست ارزی، همه بخشی از این راه‌حل‌اند. اما هیچ‌کدام در کوتاه‌مدت معجزه نمی‌کنند.

نکته نهایی اینکه نرخ ارز فقط یک قیمت نیست. آینه‌ای است که تصویر کل اقتصاد در آن دیده می‌شود. وقتی نرخ ارز جهش می‌کند، معنایش این است که در جای دیگری از اقتصاد، عدم تعادلی انباشته شده است. درمان نرخ ارز بدون درمان ریشه‌ها، مانند مسکن دادن به بیماری است که علت دردش ناشناخته مانده. بازار ارز ایران امروز نیازمند لنگرهای واقعی است؛ لنگرهایی که فقط با ثبات سیاسی، انضباط مالی و سیاست‌های اقتصادی منسجم ساخته می‌شوند. تا آن زمان، هر عددی که روی تابلو می‌بینیم، فقط یک ایستگاه موقت در مسیری بی‌پایان است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا