علیرضا محمودی فرد – پسادکترای حرفهای آیندهپژوهی، پژوهشگر و مدرس دانشگاهها
در تاریخ نظامی جهان، فتح سرزمینی با چنین تنوع توپوگرافیک و پیچیدگی ژئوپلیتیکی همون ایرانزمین، همواره به “کابوسی برای مهاجمان” تبدیل شده است.
ایران، با جغرافیای منحصربهفرد خود، نه یک کشور قابل تصرف، که یک “ارگ طبیعی” است که هرگونه تعرض زمینی به آن، بهمعنای ورود به یک “تلهی تمامعیار” است. ایران کشوری است که بالای آن دریا، پایین آن دریا و اقیانوس بوده و عملا محل اتصال شرق و غرب جهان است؛ لا از دیرباز مسیری همچون راه ابریشم وجود داشته که از ایران میگذشته و مسیر تجاری دنیا بوده است.
اقسانقاط مرزی ایران، پر از رشتهکوههای مرتفع و صعبالعبور بوده که بهنوعی نقش دژ و قلعه را برای این سرزمین مهیا میکنند؛ همچنین وجود دشت و کویرهایی در مراکز کشور، که جزو گرمترین و خشکترین نقاط کره زمین بوده، پیشروی زمینی را بسیار دشوار میکند. لایههای امنیتی طبیعی جغرافیای ایران که سدهایی غیرقابل نفوذ هستند، عبارتند از:
۱. دیوار کوهها؛ از البرز تا زاگرس، سد نخستِ تهاجم
نیروی زمینی مدرن، به پشتیبانی لجستیکیِ گسترده، وابسته است. جغرافیای خدادادی ایران با رشتهکوههای عظیم زاگرس و البرز، بهعنوان “استخوانبندی سرزمین”، عملاً مسیرهای نفوذ زمینی را به “تنگناهای طبیعی” تبدیل کرده است. در جنوب غرب کشور، دیوارهی زاگرس بهعنوان یک “پناهگاه طبیعی” عمل میکند که با کاروانهای خودرویی و زرهی دشمن، بهشدت، مقابله میکند. تجربهی جنگ ایران و عراق (که رژیم بعث عراق از پشتوانه 82 کشور بهرمند بود) نشان داد که با وجود برتری عددی و تجهیزاتی دشمن، این موانع طبیعی، نیروهای مهاجم را در درهها و گردنهها به دام انداخت و سرعت پیشروی را بهشدت کاهش داد.
۲. کویرهای سوزان و مرتفع؛ سد دوم نفوذ
بخش عظیمی از مرکز ایران، پوشیده از کویرهای نمکی و بیابانهای بی آب و علف و غیرقابل عبور است. این “هستهی خالی سرزمین” که بهعنوان “موانع استراتژیک طبیعی” عمل میکند، عملاً امکان یک “جنگ موتوریزه” و “پیشروی سریع” را از دستور کار دشمن خارج میسازد. هرگونه تلاش برای عبور از این مناطق، بهمعنای طولانیسازی خطوط تدارکاتی و افزایش چشمگیر آسیبپذیری خودروهای نظامی دشمن در برابر حملات کمین نیروهای ایرانی است.
۳. پنجره باز خلیجفارس و دریای عمان؛ جبههای شکننده برای مهاجم دریایی
برخلافِ تصور رایج که «ایران در خشکی محصور است»، این کشور به ۵۸۰ کیلومتر مرز آبی در خلیج فارس و ۸۰۰ کیلومتر در دریای عمان دسترسی دارد؛ این “پنجرهی استراتژیک” ضمن اینکه به ایران امکان حضور دریایی میدهد، با تنگهی هرمز، «گلوگاه انرژی جهان» را نیز در کنترل خود قرار داده است. تسلط ایران بر جزایر کلیدی خلیج فارس و مواضع ساحلی، هرگونه مانور دریایی دشمن را با چالش موشکهای ضد کشتی، پهپادهای مختلف منجمله انتحاریها و مینهای دریایی روبرو میکند و هزینههای ورود را برای نیروی دریایی آمریکا بهشدت، افزایش میدهد.
۴. اهرم تنگهها و گلوگاهها؛ مهمترین سپر دیپلماتیک
حضور ایران در کنار دو گلوگاه فوق استراتژیک “هرمز” و “بابالمندب” که یحتمل مهمترین نقاط کره خاکی هستند، به این کشور اجازه میدهد که با “تهدید موثر” بر اقتصاد جهانی، فشار سیاسی عظیمی بر دشمنان خود وارد کند. این “اهرم ژئوپلیتیک” که از هندسهی استراتژیک کشور سرچشمه میگیرد، به این معناست که هرگونه تعرض نظامی به ایران، بهمعنای «آتشزدن پمپهای بنزین جهان» است و میتواند متحدان سنتی آمریکا را نیز بهشدت، نگران کند.
نتیجهگیری
جغرافیای ایران، بهمثابه “لانهی عقاب” در قلب خاورمیانه، نهتنها فتح و تصرف را دشوار میسازد، بلکه توانایی دشمن را در یک “جنگ فرسایشی طولانی” بهشدت، تحلیل میبرد. کوهها، کویرها و گلوگاههای دریایی، در کنار عمق استراتژیک سرزمینی، سهلایهای از امنیت را برای ایران رقم زدهاند که هرگونه تجاوز زمینی را به یک “ماجراجویی پرهزینه” تبدیل میکند.
بهنظر میرسد که بزرگترین مانع فتح ایران، نه موشکها و پهپادها، که خودِ زمینِ ایران است؛ و نهایتا باید گفت: خدایی که بهشدت کافیست…







