دلار: 192,880 تومان
یورو: 217,670 تومان
پوند انگلیس: 259,010 تومان
درهم امارات: 51,207 تومان
یوان چین: 28,720 تومان
دینار بحرین: 511,870 تومان
دینار کویت: 623,600 تومان
ریال عربستان: 51,367 تومان
دینار عراق: 132 تومان
لیر ترکیه: 4,050 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,415,000 تومان
انس طلا: 803,640,306.3 تومان
مثقال طلا: 79,625,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,509,600 تومان
طلا دست دوم: 18,137,320 تومان
نقره 925: 367,392 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,010,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,694,424,480 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 522,106.8 تومان
بنزین: 548,994.3 تومان
نفت خام: 14,662,158.9 تومان
گازوییل: 231,212,971.2 تومان
نفت اپک: 15,333,960 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 192,880 تومان
یورو: 217,670 تومان
پوند انگلیس: 259,010 تومان
درهم امارات: 51,207 تومان
یوان چین: 28,720 تومان
دینار بحرین: 511,870 تومان
دینار کویت: 623,600 تومان
ریال عربستان: 51,367 تومان
دینار عراق: 132 تومان
لیر ترکیه: 4,050 تومان
ین ژاپن: 1,232 تومان
طلا 18 عیار: 18,415,000 تومان
انس طلا: 803,640,306.3 تومان
مثقال طلا: 79,625,000 تومان
طلا 24 عیار: 24,509,600 تومان
طلا دست دوم: 18,137,320 تومان
نقره 925: 367,392 تومان
سکه گرمی: 27,000,000 تومان
نیم سکه: 94,500,000 تومان
ربع سکه: 53,000,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 181,010,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 10,694,424,480 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 522,106.8 تومان
بنزین: 548,994.3 تومان
نفت خام: 14,662,158.9 تومان
گازوییل: 231,212,971.2 تومان
نفت اپک: 15,333,960 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 140505250117
اخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیاقتصادروزنامه

اقتصاد دستوری؛ راه‌حل یا بخشی از مسئله؟

ساسان باقرپناه

در اقتصاد ایران، هر زمان که بحث اصلاح قیمت‌ها، حذف یارانه‌ها یا افزایش نرخ حامل‌های انرژی مطرح می‌شود، معمولاً یک استدلال نیز در کنار آن تکرار می‌شود؛ اینکه ادامه وضعیت موجود ممکن نیست و اصلاح قیمت‌ها برای کاهش کسری بودجه، مدیریت مصرف و اصلاح ساختار اقتصادی ضروری است.

از منظر علم اقتصاد، این استدلال در بسیاری از موارد قابل دفاع است. اما پرسش مهم اینجاست که چرا بخش قابل توجهی از جامعه، نسبت به چنین اصلاحاتی اعتماد ندارد و آن را با نگرانی دنبال می‌کند؟

شاید پاسخ را باید در تجربه سال‌های گذشته جست‌وجو کرد.

برای بسیاری از مردم، افزایش قیمت بنزین، برق، گاز یا سایر حامل‌های انرژی، بیش از هر چیز با افزایش هزینه‌های زندگی همراه بوده است. کرایه حمل‌ونقل افزایش یافته، هزینه تولید بالا رفته، قیمت کالاها رشد کرده و فشار بیشتری بر معیشت خانوارها وارد شده است.

اما در مقابل، هنوز برای بسیاری از شهروندان این پرسش باقی مانده که منابع حاصل از این افزایش قیمت‌ها دقیقاً در کجا هزینه شده و چه دستاورد ملموسی برای اقتصاد و زندگی مردم داشته است؟

اقتصاد، علم هزینه و منفعت است. اگر جامعه قرار است هزینه یک سیاست را بپردازد، انتظار دارد منفعت آن را نیز به‌صورت شفاف مشاهده کند. این منفعت می‌تواند در قالب توسعه حمل‌ونقل عمومی، کاهش کسری بودجه، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی، بهبود خدمات عمومی یا حمایت هدفمند از اقشار آسیب‌پذیر باشد. اما اگر ارتباط میان «هزینه‌ای که مردم پرداخت می‌کنند» و «نتیجه‌ای که دریافت می‌کنند» برای افکار عمومی روشن نباشد، طبیعی است که اعتماد نسبت به اصلاحات اقتصادی کاهش یابد.

یکی از ویژگی‌های اقتصاد دستوری آن است که گاهی تصور می‌شود با صدور بخشنامه، تعیین قیمت یا ابلاغ یک دستور می‌توان رفتار بازار را تغییر داد. اما تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که بازارها تنها به دستور واکنش نشان نمی‌دهند؛ آن‌ها به مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی، انتظارات، هزینه‌ها و انگیزه‌ها پاسخ می‌دهند.

بنزین تنها یک کالای مصرفی نیست؛ یکی از مهم‌ترین نهاده‌های حمل‌ونقل و زنجیره تولید است. هنگامی که قیمت آن افزایش پیدا می‌کند، اثر این افزایش تنها در جایگاه‌های سوخت باقی نمی‌ماند. هزینه جابه‌جایی مواد اولیه، حمل کالا، توزیع محصولات و خدمات افزایش می‌یابد و بخشی از این هزینه‌ها در نهایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. به همین دلیل است که در بسیاری از موارد، مردم پس از افزایش قیمت بنزین، بیش از هر چیز افزایش قیمت کالاها و خدمات را احساس می‌کنند.
البته این به معنای مخالفت با اصلاح قیمت حامل‌های انرژی نیست. بسیاری از اقتصاددانان سال‌هاست تأکید می‌کنند که قیمت‌گذاری غیرواقعی انرژی، مصرف بی‌رویه، قاچاق سوخت و اتلاف منابع را به دنبال دارد و ادامه آن نیز پایدار نیست. اما نکته اساسی آن است که اصلاح قیمت، تنها یک جزء از اصلاحات اقتصادی است، نه تمام آن.

اگر قرار باشد تنها قیمت‌ها اصلاح شوند، اما هم‌زمان بهره‌وری افزایش پیدا نکند، ساختار بودجه اصلاح نشود، هزینه‌های غیرضروری کاهش نیابد، شفافیت مالی تقویت نشود و نظام توزیع منابع بهبود پیدا نکند، طبیعی است که بخش بزرگی از جامعه نتیجه ملموسی از این اصلاحات احساس نخواهد کرد.

تجربه کشورهای مختلف نیز نشان می‌دهد که موفق‌ترین اصلاحات اقتصادی، آن‌هایی بوده‌اند که با شفافیت، گفت‌وگو با جامعه و پاسخ‌گویی همراه بوده‌اند. مردم زمانی هزینه یک اصلاح را می‌پذیرند که بدانند این هزینه دقیقاً برای چه هدفی پرداخت می‌شود و آثار آن در چه بازه زمانی قابل مشاهده خواهد بود.

در اقتصاد، اعتماد نیز مانند سرمایه، یک دارایی ارزشمند است. اگر اعتماد عمومی به سیاست‌گذاری اقتصادی کاهش یابد، حتی تصمیم‌هایی که از نظر کارشناسی قابل دفاع هستند نیز با مقاومت اجتماعی بیشتری مواجه خواهند شد. بنابراین موفقیت هر اصلاح اقتصادی، تنها به درستی محاسبات اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه به میزان اعتماد مردم به نحوه اجرای آن نیز بستگی دارد.

از سوی دیگر، اقتصاد دستوری تنها در حوزه قیمت‌ها خلاصه نمی‌شود. زمانی که برای بسیاری از متغیرهای اقتصادی، از نرخ ارز گرفته تا قیمت کالاها، سود، صادرات یا واردات، راهکار اصلی صدور دستور و بخشنامه باشد، فعالان اقتصادی نیز با محیطی مواجه می‌شوند که پیش‌بینی‌پذیری در آن کاهش می‌یابد. سرمایه‌گذاری در چنین فضایی دشوارتر می‌شود، زیرا سرمایه بیش از هر چیز به ثبات و قابلیت پیش‌بینی نیاز دارد.

اقتصاد ایران امروز بیش از آنکه به بخشنامه‌های جدید نیاز داشته باشد، به اصلاحات ساختاری، شفافیت و اعتمادسازی نیاز دارد. اگر تصمیمی برای اصلاح قیمت‌ها گرفته می‌شود، باید آثار آن به‌صورت دقیق برای جامعه تبیین شود. اگر منابع جدیدی ایجاد می‌شود، باید محل هزینه‌کرد آن نیز شفاف و قابل ارزیابی باشد.

اگر از مردم انتظار مشارکت در اصلاحات اقتصادی وجود دارد، باید نتیجه این مشارکت نیز در کیفیت خدمات عمومی، زیرساخت‌ها و بهبود شاخص‌های اقتصادی قابل مشاهده باشد.

در نهایت، مسئله اصلی این نیست که قیمت بنزین باید افزایش پیدا کند یا خیر؛ مسئله اصلی این است که اصلاحات اقتصادی بدون اعتماد عمومی، به اهداف خود نمی‌رسند.

مردم معمولاً افزایش قیمت‌ها را به سرعت در سفره و هزینه‌های زندگی خود احساس می‌کنند، اما اگر نتوانند آثار مثبت وعده‌داده‌شده را نیز به همان اندازه مشاهده کنند، این پرسش همچنان باقی خواهد ماند که بهای این اصلاحات دقیقاً صرف چه چیزی شده است.

اقتصاد با دستور اداره نمی‌شود؛ با اعتماد، شفافیت، پاسخ‌گویی و سیاست‌گذاری پایدار اداره می‌شود. شاید مهم‌ترین اصلاحی که امروز اقتصاد ایران به آن نیاز دارد، نه صرفاً اصلاح قیمت‌ها، بلکه اصلاح رابطه میان دولت، اقتصاد و اعتماد عمومی باشد؛ زیرا هر سیاست اقتصادی، هرچقدر هم از نظر کارشناسی صحیح باشد، زمانی موفق خواهد بود که جامعه بتواند منافع آن را به‌صورت ملموس در زندگی خود احساس کند.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا