انحصار دوگانه، چهار چرخ را از مردم گرفت
مریم غدیرپور
این روزها وقتی صحبت از خرید خودرو میشود، خیلیها فقط لبخند تلخی میزنند. برای بسیاری از خانوادهها، مخصوصا جوانان، ماشین دیگر یک نیاز معمولی نیست؛ تبدیل شده به آرزویی که رسیدن به آن هر روز سختتر میشود. دلیل اصلی هم روشن است: قدرت خرید مردم بهشدت پایین آمده است.
وقتی درآمدها با سرعت افزایش قیمتها بالا نمیرود، طبیعی است که زندگی سختتر شود. در ایران، از سال ۱۳۹۷ تاکنون تورم بهطور میانگین بالای ۴۰ درصد بوده و در دو سال اخیر حتی از ۵۰ درصد هم گذشته است.
این یعنی قیمتها هر سال جلوتر از دخل مردم حرکت کردهاند. گزارشهای رسمی هم نشان میدهد که تورم نقطهبهنقطه در سال ۱۴۰۴ از ۳۸.۸ درصد در فروردین شروع شده و تا ۷۱.۸ درصد در اسفند بالا رفته است. این روند در سال ۱۴۰۵ هم ادامه یافته و در خرداد به ۸۸ درصد رسیده است.
از طرف دیگر، آمارها نشان میدهد درآمد واقعی هر ایرانی از سال ۱۳۹۰ تاکنون حدود ۴۷ درصد کاهش یافته است.
نتیجه این شرایط روشن است: جوانان از خرید خودرو فقط حسرت میخورند و حتی برای بسیاری از خانوادهها، تعویض خودروی قدیمی با یک ماشین بهتر، به کاری دشوار و دور از دسترس تبدیل شده است.
آلبرت بغزیان، اقتصاددان، در گفتگو با روزنامه «عصر اقتصاد» به واکاوی دلایل خروج خودرو از سبد خرید خانوارها پرداخته است.
مشروح این تحلیل روایی را در ادامه میخوانید:
اولویت بقا بر رفاه؛ سفرههایی که کوچک شدند
آلبرت بغزیان معتقد است که در شرایط فعلی، فشار هزینههای اساسی زندگی، مجالی برای فکر کردن به خودرو باقی نگذاشته است. او میگوید: «امروز تامین سفره و هزینههای سرسامآور مسکن، تمام توان مالی خانوارها را میبلعد.
وقتی تورم در سال ۱۴۰۵ به مرز ۸۸ درصد نزدیک میشود و درآمد واقعی مردم نسبت به ابتدای دهه نود، ۴۷ درصد کاهش یافته، خودرو عملاً از اولویت خارج میشود. در واقع، مردم میان “ماندن در زیر سقف” و “داشتن چهارچرخ”، ناچار به انتخاب اول هستند.»
خودرو؛ کالای مصرفی که به رویای دستنیافتنی تبدیل شد
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از وضعیت فعلی بازار، تاکید میکند که خودرو در تمام دنیا یک کالای مصرفی بادوام است که باید بهراحتی در دسترس باشد، اما در ایران به یک کالای سرمایهای فوقگران تبدیل شده است.
در شرایط فعلی، فشار هزینههای اساسی زندگی، مجالی برای فکر کردن به خودرو باقی نگذاشته استدربررسی عصراقتصاد از اینکه چگونه خودرو چطور لوکس و دستنیافتنی شد
بغزیان اشاره میکند: «دیگر صحبت از خودروهای لوکس یا وارداتی نیست؛ حتی قیمت محصولات داخلی نیز به قدری بالا رفته که خانوارها قدرت خرید آنها را ندارند.
در این شرایط، حتی تعویض خودروی فرسوده هم برای یک خانواده متوسط به یک رویا تبدیل شده است. چرخه نوسازی ناوگان شخصی متوقف شده و مردم مجبورند با خودروهای مستهلک خود بسازند.»
حسرت جوانان و بنبست زوجهای جوان
بغزیان در پایان به پیامدهای اجتماعی این ناترازی مالی اشاره کرد و گفت: «بیشترین آسیب را جوانان و بهویژه زوجهای در آستانه ازدواج میبینند.
داشتن یک خودروی ساده که روزی ابتداییترین ابزار شروع زندگی بود، حالا به آرزویی دور و دراز تبدیل شده است. وقتی جوان ما میبیند که قیمت یک خودروی داخلی چندبرابر کل پسانداز اوست، ناامیدی بر فضای بازار سایه میاندازد.
تا زمانی که تورم مهار نشود و قدرت خرید به درآمدها بازنگردد، بازار خودرو تنها ویترینی برای تماشای حسرتآلود مردم خواهد بود.»
بازاری که رقابت در آن غایب است
بغزیان در ادامه تحلیل خود از وضعیت بازار خودرو میگوید مشکل فقط گرانی نیست؛ مسئله مهمتر، انحصاری است که سالها بر این بازار سایه انداخته است. به گفته او، وقتی دو خودروساز بزرگ کشور بخش اصلی بازار را در اختیار دارند، طبیعی است که قیمتها دیگر در مسیر واقعی و رقابتی حرکت نکند.
در چنین فضایی، خودروهای داخلی با بهایی عرضه میشوند که تناسب چندانی با کیفیت، قدرت خرید مردم و حتی استانداردهای مصرفی ندارند. او تاکید میکند که اگر بازار رقابتی بود، فاصله میان قیمت واقعی و قیمت فعلی اینقدر زیاد نمیشد و مردم برای خرید یک خودروی معمولی اینهمه تحت فشار قرار نمیگرفتند.
وارداتی که عملا به رقابت نرسید
بغزیان در بخش دیگری از سخنانش به واردات خودرو اشاره میکند و میگوید: «اگر واردات خودرو بهدرستی و بدون سنگاندازی تسهیل میشد، بخشی از خانوادهها امروز امکان انتخاب بیشتری داشتند.» او معتقد است که در سالهای اخیر، قوانین متناقض، بخشنامههای پیدرپی و تصمیمهای لحظهای، واردات را از یک ابزار تنظیم بازار به یک مسیر پرهزینه و فرسایشی تبدیل کرده است.
به باور او، تیراژ محدود خودروهای وارداتی در برابر تولید انبوه داخلیها اصلا به عددی نمیرسد که بتواند رقابت واقعی ایجاد کند یا بازار را وادار به اصلاح قیمتها کند. همین محدودیتها باعث شده خودروسازان داخلی هم با خیال راحتتر به قیمتگذاریهای غیرواقعی ادامه دهند.
دولت و پایان رانت خودرو
این اقتصاددان تاکید میکند که دولت باید از نگاه درآمدزایی افراطی در حوزه خودرو فاصله بگیرد؛ چه در تولید داخلی و چه در واردات. به گفته او، زمانی که دولت از خودرو بهعنوان منبع درآمد، رانت و کنترلهای مبهم استفاده میکند، نتیجهاش فقط فشار بیشتر بر مردم است.
او میگوید خودرو در اصل باید یک کالای مصرفی و در دسترس باشد، نه یک دارایی لوکس و دستنیافتنی. بغزیان در پایان میافزاید: «وقتی مدیریت درست وجود نداشته باشد، حتی داشتن چهار چرخ هم برای مردم تبدیل به آرزو میشود؛ در حالی که خودرو باید ابزار زندگی باشد، نه نماد فاصله طبقاتی.»








