راضیه حسینی
«زیرساخت کیف پول کارکنان دولت آماده شد/۲ وزارتخانه آماده اجرای پایلوت»
ما که نمیخواهیم مثال «آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی» را بزنیم. هر چه گشتیم حتی یک شباهت کوچک هم با این مثل پیدا نکردیم، اگر میبینید یکهو به ذهنمان خطور کرد حتماً خطای فکری بوده است. میدانید که مغز گاهی دچار خطا میشود.
مثل خطای دید. حتماً برای شما هم اتفاق افتاده است که در نگاه اول مثلاً تصویر یک اسب را میبینید و بعد که از زاویهای دیگر نگاه میکنید میبینید یک پری دریایی بوده که بر حسب اتفاق در خشکی به سر میبرده است. به همین سادگی مغز پری دریایی را اسب دید، این مثال که دیگر چیزی نیست. یک ضربالمثل اشتباه به ذهنمان خطور کرد و خودمان بهسرعت متوجه شدیم و اصلاح کردیم.
معلوم است که کیف پول امکانی بسیار مناسب و به جا، در شرایط حال حاضر است و خیلی گرهگشاست.
اصلاً آمده است تا هرچه گره است را باز کند. گره زندگی با کیف و جیب خالی، گره زندگی قسطی. زندگی شرطی و …
شاید کیف پول بتواند کاری کند مردم کمتر حس خالی بودن و نداشتن کنند. کمتر به کیف و جیبشان نگاه کنند و ببینند بیشتر از قبل ندارند. کمتر به این فکر کنند که دیگر نفس کشیدنشان هم قسطی شده است. هر نفس یک قسط بدون پیشپرداخت. در اقساط بلندمدت، بدون چک و ضامن.
اصلاً کار نداریم این کیف پول قرار است چه امکانی را برای کارمندان فراهم کند، فقط وقتی پای کلمهای به نام «پول» به میان میآید، داغ دل خیلیها تازه میشود. این روزها پول را از هر طرف بنویسد، دیجیتال، آنالوگ، دستی، ماشینی، هر کاری کنید، فقط یک معنی میدهد، نداری.
کاش بهجای زیرساختهای شیک و جذاب، همینجا، روی همهی زیرساختها را کمی آباد میکردید. کمی به تابلوها و اعلانها نگاه میکردید.
تعمیرات قسطی، تعویضروغنی قسطی، خرید سوپری قسطی، زندگی قسطی. این قسطها در کیف پول جدید جا میشوند؟ میتوان با آن چند تا قسط داد؟ نکند خودش هم قسطی باشد؟
