دلار: 202,195 تومان
یورو: 236,030 تومان
پوند انگلیس: 275,670 تومان
درهم امارات: 55,054 تومان
یوان چین: 30,080 تومان
دینار بحرین: 536,440 تومان
دینار کویت: 656,070 تومان
ریال عربستان: 53,841 تومان
دینار عراق: 143.7 تومان
لیر ترکیه: 4,210 تومان
ین ژاپن: 127,000 تومان
طلا 18 عیار: 22,060,200 تومان
انس طلا: 937,373,998 تومان
مثقال طلا: 95,399,000 تومان
طلا 24 عیار: 29,362,700 تومان
طلا دست دوم: 21,728,614 تومان
نقره 925: 432,417 تومان
سکه گرمی: 33,000,000 تومان
نیم سکه: 114,000,000 تومان
ربع سکه: 62,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 218,920,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,300,880,745 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 17,200,930.8 تومان
گازوییل: 251,247,507 تومان
نفت اپک: 19,190,327.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 202,195 تومان
یورو: 236,030 تومان
پوند انگلیس: 275,670 تومان
درهم امارات: 55,054 تومان
یوان چین: 30,080 تومان
دینار بحرین: 536,440 تومان
دینار کویت: 656,070 تومان
ریال عربستان: 53,841 تومان
دینار عراق: 143.7 تومان
لیر ترکیه: 4,210 تومان
ین ژاپن: 127,000 تومان
طلا 18 عیار: 22,060,200 تومان
انس طلا: 937,373,998 تومان
مثقال طلا: 95,399,000 تومان
طلا 24 عیار: 29,362,700 تومان
طلا دست دوم: 21,728,614 تومان
نقره 925: 432,417 تومان
سکه گرمی: 33,000,000 تومان
نیم سکه: 114,000,000 تومان
ربع سکه: 62,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 218,920,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 11,300,880,745 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 17,200,930.8 تومان
گازوییل: 251,247,507 تومان
نفت اپک: 19,190,327.4 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 020605251473
آسیب اجتماعیاخبار روز-اسلایدر صفحه اصلیاقتصادجامعه و فرهنگروزنامه

تکلیف ما چیست؟ ما جنگ‌زده‌ایم، شما هنوز از جنگ می‌گویید

ساسان باقرپناه

جنگ برای بعضی‌ها یک واژه سیاسی است، برای بعضی‌ها تیتر خبر و برای بعضی دیگر موضوع تحلیل‌های تلویزیونی؛ اما برای مردم عادی، جنگ خیلی زود به قیمت تبدیل می‌شود.

به کرایه حمل، قیمت دارو، هزینه مواد اولیه، اجاره، ارز، بیمه، کاهش فروش، نگرانی از فردا و کوچک‌تر شدن سفره تبدیل می‌شود. شاید به همین دلیل لازم باشد کسانی که با آسودگی از ادامه تنش و درگیری سخن می‌گویند، یک بار هم از زاویه کسانی به ماجرا نگاه کنند که قرار است صورت‌حساب آن را بپردازند.

دفاع از کشور و امنیت مردم محل مناقشه نیست. هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند نسبت به امنیت خود بی‌تفاوت باشد. اما میان «دفاع» و تبدیل شدن جنگ به یک وضعیت عادی تفاوت بزرگی وجود دارد. همان‌قدر که امنیت یک ضرورت است، حفظ زندگی مردم نیز ضرورت دارد. سؤال این است که قرار است این وضعیت تا کجا ادامه پیدا کند و سهم مردم از تصمیم‌هایی که درباره آینده آنها گرفته می‌شود چیست؟

اقتصاد برای توضیح این موضوع مفهوم ساده‌ای دارد: هزینه فرصت. هر منبعی که برای یک هدف مصرف می‌شود، دیگر برای هدف دیگری در دسترس نیست. جنگ فقط هزینه تجهیزات و عملیات ندارد؛ هزینه فرصت آن در سرمایه‌گذاری انجام‌نشده، زیرساخت ساخته‌نشده، شغل ایجادنشده و رفاهی دیده می‌شود که می‌توانست وجود داشته باشد اما دیگر وجود ندارد.

اما مسئله به همین‌جا ختم نمی‌شود. حتی پیش از آنکه هزینه مستقیم جنگ به اقتصاد برسد، چیزی به نام صرف ریسک جنگ شکل می‌گیرد. فروشنده خارجی محتاط‌تر می‌شود، حمل‌کننده هزینه بیشتری مطالبه می‌کند، بیمه‌گر ریسک بیشتری می‌بیند، سرمایه‌گذار دست نگه می‌دارد و تاجر برای معامله‌ای که قبلاً عادی بود، باید مسیر دشوارتری پیدا کند. این هزینه‌ها در نهایت در دفتر حسابداری یک شرکت باقی نمی‌مانند؛ بخشی از آنها دیر یا زود به قیمت کالا و هزینه زندگی مردم منتقل می‌شوند.

اینجاست که باید پرسید: تکلیف مردم چیست؟

مردمی که سال‌هاست با تورم، کاهش قدرت خرید، مشکلات مسکن و فشار هزینه‌های روزمره درگیرند، دقیقاً چه میزان ظرفیت برای جذب یک شوک تازه دارند؟ بنگاهی که برای سرمایه در گردش خود مشکل دارد، چند بار دیگر می‌تواند هزینه حمل، تأمین مالی یا تأخیر در تجارت را تحمل کند؟ خانواده‌ای که همین حالا بخشی از تفریح، سفر، آموزش و پس‌انداز خود را حذف کرده، قرار است هزینه بعدی را از کدام بخش زندگی کم کند؟

مشکل جنگ فقط «امروز» نیست. اقتصاددانان از مفهومی به نام اثر ماندگاری یا Scarring سخن می‌گویند؛ یعنی شوک ممکن است تمام شود، اما جای زخم آن باقی بماند. سرمایه‌گذاری‌ای که انجام نشد، الزاماً بعد از پایان بحران فوراً برنمی‌گردد. بازاری که صادرکننده از دست داد ممکن است به رقیب واگذار شود. خانواده‌ای که پس‌اندازش را مصرف کرد، برای ساختن دوباره آن به سال‌ها زمان نیاز دارد. نیرویی که شغلش را از دست داد نیز با اعلام پایان تنش همان روز به موقعیت قبلی بازنمی‌گردد.

به همین دلیل گفتن اینکه «جنگ تمام می‌شود» برای اقتصاد کافی نیست. جنگ ممکن است در میدان تمام شود، اما صورت‌حساب آن سال‌ها روی میز مردم باقی بماند.

عجیب‌تر آن است که گاهی کسانی درباره ادامه تنش با ادبیاتی سخن می‌گویند که گویی جامعه ظرفیت بی‌پایانی برای تحمل هزینه دارد. ندارد. مردم عددهای داخل یک مدل اقتصادی نیستند. هر شوک اقتصادی در نهایت به یک تصمیم واقعی در زندگی تبدیل می‌شود: این ماه گوشت کمتر، امسال سفر حذف، تعمیر خودرو عقب، کلاس فرزند تعطیل، استخدام نیروی جدید متوقف یا طرح توسعه شرکت بایگانی شود.

اقتصاد وقتی تحت فشار قرار می‌گیرد، ابتدا فریاد نمی‌زند؛ عقب‌نشینی می‌کند.

مردم کمتر می‌خرند. شرکت‌ها کمتر سرمایه‌گذاری می‌کنند. تاجران سفارش‌های کوچک‌تر می‌دهند. کارفرمایان استخدام را عقب می‌اندازند. خانواده‌ها پولشان را برای روز مبادا نگه می‌دارند. ظاهراً همه چیز هنوز کار می‌کند، اما موتور اقتصاد آرام‌آرام دور پایین‌تری می‌گیرد.

در نظریه اقتصاد سیاسی نیز مسئله‌ای به نام توزیع هزینه وجود دارد. تصمیم ممکن است در یک نقطه گرفته شود، اما هزینه آن الزاماً توسط همان تصمیم‌گیر پرداخت نمی‌شود. این دقیقاً جایی است که مطالبه پاسخ‌گویی اهمیت پیدا می‌کند. کسی که درباره ادامه یک سیاست پرهزینه سخن می‌گوید باید توضیح دهد هزینه اقتصادی و اجتماعی آن چگونه مدیریت خواهد شد و چه برنامه‌ای برای حمایت از زندگی عادی مردم وجود دارد.

صلح هم به معنای تسلیم نیست. مذاکره هم لزوماً عقب‌نشینی نیست. گاهی عقلانیت سیاسی دقیقاً در این است که امنیت کشور حفظ شود، اما هم‌زمان راهی پیدا شود که زندگی مردم بیش از این زیر فشار نرود.

مردم امروز بیش از شعار، پاسخ می‌خواهند.

قرار است چه شود؟

برای تجارت چه برنامه‌ای وجود دارد؟

برای معیشت چه می‌کنیم؟

برای بنگاه‌هایی که تحت فشار قرار گرفته‌اند چه راهکاری داریم؟

و مهم‌تر از همه، نقطه پایان این وضعیت کجاست؟

جامعه نمی‌تواند برای همیشه در وضعیت اضطراری زندگی کند.

می‌توان درباره ضرورت‌ها اختلاف نظر داشت، اما یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: مردم ایران هزینه واقعی هر روز تنش را در زندگی خود پرداخت می‌کنند.

بنابراین شاید وقت آن رسیده باشد قبل از هر سخن تازه درباره جنگ، یک سؤال بسیار ساده پرسیده شود:

اگر هزینه تصمیم‌های امروز را مردم باید بپردازند، چه کسی قرار است درباره فردای آنها پاسخ بدهد؟

ما جنگ نمی‌خواهیم چون معنای جنگ را در زندگی‌مان دیده‌ایم؛ در بازار، در سفره، در تجارت و در آینده‌ای که هر روز مبهم‌تر شده است.

دفاع از ایران ضروری است؛ اما دفاع از زندگی ایرانیان هم بخشی از همان وظیفه است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا