دلار: 235,975 تومان
یورو: 274,760 تومان
پوند انگلیس: 319,540 تومان
درهم امارات: 64,653 تومان
یوان چین: 35,530 تومان
دینار بحرین: 627,880 تومان
دینار کویت: 768,060 تومان
ریال عربستان: 63,009 تومان
دینار عراق: 151.5 تومان
لیر ترکیه: 4,960 تومان
ین ژاپن: 153,650 تومان
طلا 18 عیار: 24,047,800 تومان
انس طلا: 1,025,530,831.7 تومان
مثقال طلا: 104,749,000 تومان
طلا 24 عیار: 32,241,500 تومان
طلا دست دوم: 23,858,973 تومان
نقره 925: 472,865 تومان
سکه گرمی: 35,000,000 تومان
نیم سکه: 123,000,000 تومان
ربع سکه: 65,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 236,960,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 12,823,825,400 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,379,223.1 تومان
گازوییل: 348,086,722.5 تومان
نفت اپک: 26,488,193.7 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
دلار: 235,975 تومان
یورو: 274,760 تومان
پوند انگلیس: 319,540 تومان
درهم امارات: 64,653 تومان
یوان چین: 35,530 تومان
دینار بحرین: 627,880 تومان
دینار کویت: 768,060 تومان
ریال عربستان: 63,009 تومان
دینار عراق: 151.5 تومان
لیر ترکیه: 4,960 تومان
ین ژاپن: 153,650 تومان
طلا 18 عیار: 24,047,800 تومان
انس طلا: 1,025,530,831.7 تومان
مثقال طلا: 104,749,000 تومان
طلا 24 عیار: 32,241,500 تومان
طلا دست دوم: 23,858,973 تومان
نقره 925: 472,865 تومان
سکه گرمی: 35,000,000 تومان
نیم سکه: 123,000,000 تومان
ربع سکه: 65,500,000 تومان
سکه بهار آزادی تک فروشی: 236,960,000 تومان
آلومینیوم: 589,850,000 تومان
مس: 2,562,998,360 تومان
سرب: 354,094,240 تومان
نیکل: 3,177,694,440 تومان
قلع: 12,823,825,400 تومان
روی: 660,773,000 تومان
گاز طبیعی: 506,892.1 تومان
بنزین: 557,189.7 تومان
نفت خام: 23,379,223.1 تومان
گازوییل: 348,086,722.5 تومان
نفت اپک: 26,488,193.7 تومان
اتریوم: 361,583,177.76 تومان
بیت کوین: 11,030,333,846.4 تومان
  کد خبر: 200605253276
مدرسه اقتصاد

سلامت روان و بن‌بست‌های معیشتی؛ آیا سواد مالی می‌تواند از فروپاشی جلوگیری کند؟

به بیان الهه آل محمدی سواد مالی، نسخه ثروتمند شدن نیست؛ مهارتِ محافظت از کرامت و آرامش روان در روزهای طوفانی معیشت است.

وقتی روزگار سخت می‌شود و دخل‌وخرج با هم نمی‌خواند، نخستین چیزی که آسیب می‌بیند حساب بانکی ما نیست، بلکه آرامش درون، امید به آینده و حس امنیت ماست. همگی ما کم‌وبیش این احساس تلخ را چشیده‌ایم؛ لحظاتی که سررسید چک‌ها نزدیک می‌شود، قیمت‌ها ناگهان بالا می‌روند، کاری از دستمان برنمی‌آید و سنگینی این بار چنان روی شانه‌هایمان فشار می‌آورد که نفس کشیدن هم برایمان دشوار می‌شود. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی تنها یک عدد منفی در دفترچه حسابداری نیست،فشار اقتصادی اغلب دردی زنده، گزنده و فرساینده است که مستقیماً به جان و روح انسان می‌نشیند، کرامت او را زیر سؤال می‌برد و خواب شب را می‌رباید. متأسفانه این فشارها گاهی آن‌قدر عمیق و مهارناپذیر می‌شوند که فرد را به ورطه ناامیدی مطلق و بن‌بست‌های تاریک ذهنی می‌کشانند. در این میان، پرسشی مهم و حیاتی پیش می‌آید که آیا چیزی به نام سواد مالی می‌تواند در این تاریکی دست انسان را بگیرد و نگذارد او زیر بار رنج معیشتی از پا دربیاید یا جان عزیزش را به خطر بیندازد؟

برای یافتن پاسخی روشن و درست، باید ابتدا مفهوم سواد مالی را از چهارچوب‌های خشک ریاضی و مباحث پیچیده بورس و ارز بیرون بکشیم. سواد مالی، بر خلاف باور رایج، مهارت پولدار شدن یا حل فرمول‌های سنگین سود بانکی نیست.
سواد مالی در اصل دانشی برای زیستن است؛ ترکیبی از آگاهی، نگرش درست و مهارت رفتاری در روبرو شدن با منابعی که در اختیار داریم.
به بیان الهه آل محمدی نویسنده و مدرس سواد مالی وقتی بدهی مهار می‌شود، امید به زندگی فرصت نفس کشیدن پیدا می‌کند.
کسی که سواد مالی دارد لزوماً ثروتمند نیست، اما می‌داند چطور با داشته‌های امروزش برای فردا تصمیم بگیرد، چگونه از تله‌های فریبنده مصرف‌گرایی عبور کند، چطور بدهی‌هایش را پیش از آنکه به بهمن ویرانگر تبدیل شوند مدیریت کند و در روزهای سختی چه راهکاری در پیش بگیرد. این دانش، بیش از آنکه حسابداری باشد، روان‌شناسی تعادل و ایجاد حس مهار بر جریان پرپیچ‌وخم زندگی است.

اما در سوی دیگر، پدیده دردناک و پیچیده‌ای به نام خودکشی قرار دارد که به هیچ وجه نمی‌توان آن را با نگاهی ساده‌انگارانه تحلیل کرد. هیچ انسانی تنها به خاطر یک قبض پرداخت‌نشده یا یک بدهی مالی دست به پایان دادن به زندگی خود نمی‌زند. رفتارهای آسیب‌رسان به خود، برآیند تلاقی پیچیده‌ای از رنج‌های روانی، زمینه‌های زیستی، دردهای عاطفی عمیق، احساس تنهایی مفرط و بحران‌های اجتماعی هستند. با این حال، فشارهای مالی گاهی مثل آخرین قطره‌ای عمل می‌کنند که کاسه صبر و توان روانی یک انسان دردمند را لبریز می‌سازد. به همین دلیل، دانشمندان و پژوهشگران حوزه سلامت روان هرگز نمی‌گویند که نداشتن سواد مالی مستقیماً باعث خودکشی می‌شود یا افزایش سواد مالی فوراً و به شکل معجزه‌آسا آمار خودکشی را به صفر می‌رساند. حقیقت بسیار ظریف‌تر از این است. سواد مالی در واقع با کاهش تنش‌های مادی، به صورت غیرمستقیم به حفظ سلامت روان کمک می‌کند و اجازه نمی‌دهد فرد به نقطه پایان خط برسد.

تحقیقات علمی در سراسر جهان پیوند محکمی را میان بدهی‌های مزمن و افت سلامت روان نشان می‌دهند. وقتی فردی به دلایل مختلف زیر بار بدهی‌های سنگین و بدون پشتوانه می‌رود، زنجیره‌ای از اتفاقات ناگوار در روان او رخ می‌دهد. زنگ‌های مداوم طلبکاران، اضطراب خوابیدن و بیدار شدن با فکر پرداخت اقساط، شرم از رویارویی با خانواده و دوستان، و حس پوچی ناشی از بی‌ثمر بودن تلاش‌ها، مغز انسان را در حالت آماده‌باش مداوم و تنش دائمی قرار می‌دهد. این وضعیت طاقت‌فرسا، احساس کنترل انسان بر زندگی‌اش را ویران می‌کند. وقتی انسان احساس کند که دیگر فرمان زندگی در دست او نیست و هرچه بدود بیشتر غرق می‌شود، افسردگی عمیق و افکار سیاه مرگ می‌توانند آرام‌آرام در ذهنش جوانه بزنند. در بررسی‌های آماری متعددی که در کشورهای گوناگون صورت گرفته، بار سنگین بدهی‌های مهارنشده همواره به عنوان یکی از عوامل پرخطر برای افزایش افکار و رفتارهای خودکشی ثبت شده است.

درست در همین نقطه پرتلاطم است که سواد مالی وارد میدان می‌شود و نقشی محافظتی بر عهده می‌گیرد. اگر بپذیریم که بدهی مهارنشدنی و فشار مالی شدید شرایطی مساعد برای رشد ناامیدی هستند، سواد مالی به انسان کمک می‌کند تا از ورود ناآگاهانه به این باتلاق پیشگیری کند. فردی که آموزش‌های مالی دیده است، می‌داند که نباید زیر بار وام‌های پربهره با شرایط مبهم برود. او درک می‌کند که گرفتن یک بدهی برای بازپرداخت بدهی دیگر، درمان نیست بلکه پهن کردن دامی بزرگتر است. او ارزش حیاتی داشتن حتی اندکی ذخیره اضطراری را برای روزهای ابری می‌داند، حتی اگر این ذخیره بسیار اندک باشد. داشتن همین اندوخته کوچک به انسان این آرامش را می‌دهد که اگر فردا مشکلی ناگهانی رخ داد، فوراً به بی‌پناهی مطلق نخواهد رسید. این احساس آرامش و عاملیت، سدی محکم در برابر ایجاد وحشت و درماندگی روانی است.

اگر امنیت را تلاش برای پیشگیری از وقوع حادثه بدانیم، توانمندی روانی و مادی ضامن جلوگیری از خرد شدن انسان در لحظه وقوع بحران است. زندگی واقعی پر از دست‌اندازهای غیرمنتظره است و بحران‌ها همیشه خبر نمی‌کنند. سواد مالی به انسان این توانایی را می‌بخشد که هنگام روبرو شدن با طوفان‌های سهمگین اقتصادی، تعادل خود را کاملاً از دست ندهد. این دانش شاید نتواند جلوی گرانی یا بیکاری ناگهانی را بگیرد، اما ذهن انسان را مجهز می‌کند تا به جای تسلیم شدن و غرق شدن در وحشت، به دنبال راه‌های جایگزین، صرفه‌جویی هدفمند و بازچینی اولویت‌های زندگی برود و بدین ترتیب مانع از فروریختن ساختار زندگی شود.

البته در تحلیل این موضوع باید بسیار هوشیار و منصف بود و هرگز بار مشکلات کلان جامعه را بر دوش مظلومیت فرد نینداخت. این خطای بزرگی است که تصور کنیم اگر کسی در تنگنای معیشتی دست‌وپا می‌زند، حتماً سواد مالی نداشته یا در تصمیم‌گیری‌هایش ناتوان بوده است. در شرایطی که تورم سرسام‌آور ارزش پول را لحظه‌به‌لحظه ذوب می‌کند، فرصت‌های شغلی نابرابرند، بیماری‌های سخت و ناگهانی تمام پس‌انداز خانواده را می‌بلعند و حوادث روزگار داروندار افراد را می‌برند، سواد مالی به تنهایی معجزه نمی‌کند. نمی‌توان از فردی که درآمدش کفاف نان خالی و کرایه خانه را نمی‌دهد انتظار داشت با مدیریت مالی همه چیز را درست کند. آموزش مهارت‌های مالی باید همواره با حمایت‌های اجتماعی نیرومند، بیمه‌های کارآمد، چترهای حمایتی دولتی و سیاست‌های عادلانه همراه باشد. سواد مالی یک ابزار توانمندساز در دستان انسان است، نه سرپوشی برای فرار جامعه از وظایف حمایتی خود.

با این همه، انسان حتی در اوج تنگناهای بیرونی هم نیازمند سلاحی برای محافظت از سلامت درونی خویش است. سواد مالی به افراد یاد می‌دهد که در سخت‌ترین بحران‌ها نیز دست از مدیریت برندارند و منفعل نشوند. یکی از آموزه‌های کلیدی در این زمینه، مهارت درخواست کمک به موقع است. افراد ناآگاه در زمینه مالی معمولاً از ترس قضاوت دیگران یا از روی غرور و شرم، بحران‌های خود را پنهان می‌کنند تا جایی که حجم بدهی‌ها از کنترل خارج می‌شود. اما سواد مالی واقعی یاد می‌دهد که پنهان‌کاری و فرار، مشکل را بزرگ‌تر می‌کند و انسان باید شجاعت روبرو شدن با واقعیت و کمک خواستن از نهادهای حمایتی، مشاوران مالی و متخصصان سلامت روان را در همان مراحل نخستین بحران داشته باشد.

وقتی این دو جهان یعنی جهان آموزش‌های مالی و جهان سلامت روان به هم پیوند می‌خورند، چشم‌انداز تازه‌ای پیش روی ما باز می‌شود. در سال‌های اخیر این دیدگاه در سراسر دنیا پررنگ شده است که پیشگیری از رفتارهای پرخطر و خودکشی تنها یک وظیفه درمانی در مطب‌های روان‌پزشکی نیست، بلکه نیازمند بسته‌های حمایتی همه‌جانبه است.
وقتی به یک انسان گرفتار که در آستانه فروریختن است کمک می‌کنیم تا راه‌حلی منطقی برای بازپرداخت بدهی‌هایش بیابد، وقتی طلبکاران با زبان انسانی‌تری با او سخن می‌گویند و وقتی او احساس می‌کند بن‌بست کنونی‌اش هرچند دردناک اما پایان راه زندگی نیست، نوری از امید در تاریکی روانش روشن می‌شود. این امید، همان جرقه‌ای است که انسان را از لبه پرتگاه به آغوش زندگی بازمی‌گرداند.

بنابراین، پیوند میان سواد مالی و جلوگیری از آسیب‌های روانی یک رابطه مستقیمِ ساده نیست، بلکه یک مسیر منطقی و نجات‌بخش است. سواد مالی به تصمیم‌های خردمندانه‌تر می‌انجامد؛ تصمیم‌های خردمندانه مانع از تراکم بدهی‌های ویرانگر می‌شوند؛ دوری از بدهی‌های مهارنشده از بار تنش و استرس روزمره می‌کاهد؛ کاهش تنش به حفظ احساس عزت نفس و مهار بر زندگی کمک می‌کند؛ و در نهایت، انسانی که حس کند هنوز بر سرنوشت خود اختیار دارد و راهی برای ادامه هست، بسیار دورتر از وسوسه تاریک ناامیدی مطلق خواهد ایستاد.

در نهایت می‌توان گفت که سواد مالی چراغی در دست انسانِ امروز است تا در تاریکی‌ها و دست‌اندازهای مسیر معیشت کمتر به زمین بیفتد. این دانش، نوشداروی جاودانگی نیست و غم و سختی روزگار را یک‌شبه پاک نمی‌کند، اما به جان انسان توان مقاومت و امید می‌بخشد. هر مهارتی که به ما یاد بدهد چگونه دارایی‌های مادی و توانمندی‌های درونی‌مان را بهتر حفظ کنیم، در حقیقت سپری است که از انسانیت و روان شکننده ما در برابر تلاطم‌های بی‌رحم محافظت می‌کند. یادگیری این مهارت‌ها برای خودمان و آموختن آنها به فرزندانمان، سرمایه‌گذاری بزرگی برای سلامت جان، آرامش روان و پایداری همه ما در این جهان پرشتاب و پر از حادثه است.

عصر اقتصاد
دکمه بازگشت به بالا